کد خبر: 479764
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
نگاهي به پيامدهاي ورود فناوري‌‌هاي جديد به كانون خانواده
پريا خداقلي‌زاده
 وسايل و ابزار و تكنولوژي‌هاي جديد براي نزديك كردن آدم‌ها هر روز يكي بعد از ديگري آمدند و اتفاقاً هم آدم‌هاي اين سر دنيا را به آن سر دنيا نزديك كردند اما بر عكس، همين فناوري‌ها آدم‌هاي يك خانه و يك خانواده را دور و دورتر كرد. درست همين روزهايي كه به قول مهندسان عصر، عصر تكنولوژي است، عصر خانواده‌هاي تك‌سلولي هم نام گرفته، خانواده‌هايي كه به ظاهر همه زير يك سقف زندگي مي‌كنند اما زماني را كه بايد صرف همديگر كنند به پاي شبكه‌هاي تلويزيون و ماهواره و اينترنت مي‌نويسند.
درست مي‌گفتند عصر، عصر تكنولوژي است. عصر، عصر جمع‌هاي خالي و تنها اما پر از پيامك است. عصر آدم‌هاي آپلود شده و ورژن ۲۰۱۲. عصر همدردي‌هاي پيامكي. عصر رفت و آمد‌هاي اينترنتي، احوال‌پرسي‌هاي تلفني و ديد و بازديدهاي وب‌كمي. 

اتفاق عجيب و البته تأسف‌انگيزي است، يكي از تبليغ‌هاي تلويزيون كه اتفاقاً اين روزها هم زياد پخش مي‌شود، پيرزن تنهايي را نشان مي‌دهد كه در خانه‌اي سوت و كور و به تنهايي نشسته كه ناگهان پيامك خوشحال‌كننده‌اي مثلاً از طرف يكي از عزيزانش مي‌آيد و بلافاصله لبخند شيريني روي لبانش نقش مي‌بندد و گوينده در پايان تبليغ با لحن مطمئن و دلنشيني مي‌گويد «هيچ كس تنها نيست».
تبليغ بعدي كه درست پشت سر همين تبليغ پخش مي‌شود، مردي را نشان مي‌دهد كه مقابل كيك تولدش نشسته و در حالي كه در خانه تنهاست و هيچ كس دور و برش نيست و او مجبور است جشن تولدش را به تنهايي سپري كند، هر لحظه پيامك‌هاي مختلف تبريكي كه از طرف دوستان و آشنايانش مي‌آيد، مي‌خواند و در نهايت بعد از آنكه از خواندن اين همه پيامك دلسرد مي‌شود شمع‌هاي كيك را در سكوت و تنهايي فوت مي‌كند و در پايان تبليغ، گوينده اين بار با لحن تلخي مي‌گويد «پيامك‌ها جاي خالي شما را پر نمي‌كند». 

واقعيت تلخي است كه انگار همه پذيرفته‌ايم كه چاره‌اي جز تن دادن به آن نداريم. يك واقعيت معكوس كه هر طرف آن مي‌شود بن‌بست طرف ديگر. ناچاريم از تكنولوژي‌هاي جديد استفاده كنيم تا تنها نباشيم و درست زماني كه غرق در اين تكنولوژي مي‌شويم تنها‌تر از هميشه زندگي و دوستي‌ها و همدردي‌هايمان در حصاري كه دورمان مي‌تنيم حبس مي‌شود. متأسفانه اين معضل جديد به بحران بسياري از خانواده‌ها تبديل شده است. خانواده‌هايي كه به جاي آنكه نگاهشان به هم پيوند بخورد، به صفحه مانيتور‌ها دوخته شده و فرصتي كه بايد صرف همديگر كنند، بين وايمكس‌ها و برنامه‌هاي ماهواره‌اي و اينترنتي تقسيم كرده‌اند. 

تكنولوژي‌هايي كه بي‌فرهنگ مي‌آيند
تصور كنيد شما يك وسيله ديجيتالي و مدرن خريده‌ايد اما فروشنده يا شركت توليدكننده هيچ گارانتي و ضمانتي براي آن به شما نداده است. شايد اين حس ترديد براي خيلي‌ها احساس آشنايي باشد. ترديد و دو‌دلي براي استفاده از وسيله جديدي كه نه راهنمايي براي استفاده از آن وجود دارد و نه ضمانتي كه در صورت بروز مشكل بتوان دوباره از آن استفاده كرد. حالا و در اين شرايط ادامه استفاده از اين وسيله خودش يك معضل جديد مي‌شود كه شايد به خير استفاده از آن نيرزد.
در واقع اين مثال كوچك شده‌اي از حاشيه‌هاي ورود تكنولوژي‌هاي جديد به زندگي ماست كه هر روز بيشتر از قبل جاي خود را ميان خانواده‌ها باز مي‌كنند درحالي كه هيچ كس سراغي از راهنماي مصرف آنها نمي‌گيرد! 

شايد بهتر است بگوييم ما يك جورايي دست و پا شكسته به مدرنيته گره خورده‌ايم. تكنولوژي‌هاي جديد با سرعت سرسام‌آوري خودشان را در لحظه لحظه زندگي روزمره ما جا كرده‌اند. وسايل ارتباطي حالا ديگر براي خيلي از ما عجيب و منحصر به فرد نيست و تقريباً ديگر پذيرفته‌ايم كه آنها بايد در زندگي ما باشند اما انگار در اين ميان نكته مهم‌تري به آساني فراموش شده است و آن فرهنگي است كه متأسفانه پا به پاي اين تكنولوژي‌ها به روز نمي‌شود.
حالا ديگر تقريباً همه ما به موبايل و اينترنت و انواع و اقسام جي‌پي‌اس‌ها و اس‌ام‌اس‌ها و ام‌ام‌اس‌ها عادت كرده‌ايم اما تقريباً هيچ كس هيچ وقت سراغي از جاي خالي فرهنگي كه با اين تكنولوژي‌ها به زندگي ما نيامده‌اند، نمي‌گيرد.
تكنولوژي‌هاي جديد آمده‌اند اما فرهنگ رفتاري استفاده از آنها نيامده است و در اين ميان خانواده‌ها به ناچار بيشتر از هميشه تقاص اين فرهنگ نيامده را پس مي‌دهند. 

وقتي فناوري جان‌پناه ما مي‌شود
اما دكتر علي‌اصغر احمدي، عضو سابق هيئت علمي دانشگاه تهران اين خلأ فرهنگي را يك تعامل دو سويه جالب عنوان مي‌كند. مهارت رفتاري كه بين خانواده‌ها به خوبي رواج نيافته و فرهنگ رفتاري استفاده از تكنولوژي‌هاي جديد. اين دو، دست در دست هم به بحران جديدي دامن زده‌اند، بحران خانواده‌هاي مدرنيته با هم اما دور از هم.
اين روانشناس اجتماعي در ادامه مي‌گويد: «ورود تكنولوژي‌هاي جديد و فضاهاي سايبري و اينترنتي به درون بافت خانواده واقعيت اجتناب‌ناپذيري است كه در جامعه امروز به شدت با آن درگير هستيم البته نبايد به اين موضوع به صورت يك‌طرفه نگاه كرد و گفت تكنولوژي‌هاي جديد روابط درون خانوادگي را تحت تأثير قرار داده‌اند، بلكه كم‌مهارتي‌هاي افراد درون خانواده براي برقراري ارتباط مؤثر موجب شده تا هر يك از اعضاي خانواده از اين تكنولوژي‌ها به عنوان پناهگاه استفاده كنند. در واقع در ايجاد اين بحران كم‌مهارتي و گسترش تكنولوژي‌هاي جديد به يك اندازه سهيم هستند و نبايد هيچ كدام را معلول ديگري دانست. در جامعه امروز كه بافت اجتماعي تحليل رفته و تغيير كرده، ساختار‌هاي اجتماعي هم تغيير كرده‌اند و سطح مهارتي و تخصصي افراد هم بايد متناسب با اين تغييرات نهادينه شود. مثلاً در گذشته كه بافت اجتماعي به شكل امروز تعريف نشده بود، زن به عنوان جنس دوم فرد كم‌هوش و كم‌دانش و ضربه‌پذيري تعريف مي‌شد و يك مرد با استفاده از همين تعريف‌ها به آساني مي‌توانست زن را از چرخه واقعي زندگي دور كند اما امروز سطح آگاهي‌ها تفاوت‌هاي زيادي با گذشته پيدا كرده و ديگر نمي‌توان با اين تفكرات زن را نا‌ديده گرفت ولي در عين حال هنوز جامعه رفتار صحيح با زن امروز را فرانگرفته و اين دو در تقابل هم قرار مي‌گيرند.» 

محبت‌هاي شبكه‌اي
بعضي وقت‌ها شكاف‌هاي به ظاهر بزرگ از ترك‌هايي واقعاً كوچك آغاز مي‌شود. مشكلاتي عميق كه همه به دنبال ريشه‌هاي دست‌نيافتني آن مي‌گردند غافل از اينكه ريشه‌ها همان رفتار‌هاي عادت شده غلطي هستند كه با همه نادرستي همچنان بين خانواده‌ها تكثير مي‌شود.
امروز روابط عاطفي بين اعضاي خانواده و به تبع آن اعضاي جامعه به اندازه چشمگيري كمرنگ شده است. ارتباطات رودررو و چهره به چهره و ابراز احساسات و همدردي‌ها جاي خودش را به تماس‌هاي اينترنتي و تلفني داده است و زماني را كه بايد صرف صحبت و مشورت و در نهايت ايجاد صميميت بين اعضاي خانواده شود شبكه‌هاي تلويزيوني و ماهواره‌اي و اينترنتي به شكل فجيعي بلعيده‌اند. 

دكتر احمدي در ادامه اين بحث با اشاره به نقش غير قابل انكار ابزارهاي جديد ارتباطي در افزايش شكاف‌هاي عاطفي مي‌گويد: «امروز افراد به ابزار‌هاي جديد پناه مي‌برند تا به نوعي كم‌مهارتي رفتاري و برقراري ارتباط را جبران كنند. در حالي كه اين ابزار كم‌مهارتي را جبران نمي‌كند و فقط به نحوي سرپوشي بر آن مي‌گذارد. خب تصور كنيد اين شيوه زندگي با توجه به تغييرات اجتماعي تا مدت‌ها باقي بماند. در اين شرايط طبيعي است كه دستاورد چنين زندگي مدرنيزه شده‌اي‌ چيزي نخواهد بود جز افزايش زندگي‌هاي مجردي و بدون خانواده، خانواده‌هاي بدون فرزند و كم شدن زندگي‌هاي مشترك بر پايه عشق‌هاي پايه‌دار مثلاً از جمله پيامد‌هاي اين دستاوردهاي نوين در زندگي‌هاي خانوادگي كاهش نفوذ تربيتي است. در گذشته اين نفوذ خيلي زياد بود و پدر و مادر به عنوان ركن اصلي تربيتي نقش محوري داشتند ولي الان اين نفوذ در حقيقت از بين رفته و بچه‌ها تا كوچك هستند در كنار پدر و مادر و در خانواده زندگي مي‌كنند اما در دوران جواني از خانواده مستقل مي‌شوند و جدا زندگي مي‌كنند. در صورتي كه جوامع شرقي بر عكس جوامع غربي جمع‌گرا هستند و اين جزو ارزش‌هاي مسلط جوامع شرقي محسوب مي‌شود كه اعضاي خانواده و در نهايت جامعه به صورت جمع‌گرا در كنار هم زندگي كنند. در فرهنگ ما مانند بسياري از جوامع غربي فردگرايي و زندگي مستقل بدون خانواده يك ارزش محسوب نمي‌شود اما متأسفانه با اين وجود رواج تكنولوژي‌هاي جديد و كاهش مهارت‌هاي زندگي خانوادگي لطمه‌اي جدي به فرهنگ‌هاي مسلط جامعه وارد كرده و بسياري از خانواده‌ها را به سمت فردگرايي سوق داده است. در واقع اين شايد جدي‌ترين و خطرناك‌ترين پيامد ابزار‌هاي نوين باشد و به اين شكل يك تعامل منفي ايجاد مي‌شود يعني ابزار مدرنيته به جاي آنكه ما را به ساختار ايده‌آل‌تري از جامعه سوق دهند در مقابل ارزش‌هاي مسلط اجتماعي ما قد علم مي‌كنند.» 

اشتباه است منتظر مسئولان بنشينيم
اين عضو سابق هيئت علمي دانشگاه تهران همچنين در پاسخ به اين سؤال كه چطور مي‌توان براي استفاده بهينه از اين تكنولوژي‌ها فرهنگ‌سازي كرد تصريح مي‌كند: «مي‌توانيم بگوييم در فرهنگ رفتار با اين تكنولوژي‌ها خلأ‌هاي زيادي وجود دارد. اما مشكل اصلي اين است كه در واقع فرهنگ استفاده از موبايل و اينترنت و ماهواره يك فرهنگ خودجوش است و در واقع از آنجايي كه اين تكنولوژي‌ها وارداتي هستند فرهنگ استفاده از آنها هم وارداتي مي‌شود. اما اينكه بگوييم مسئولان بايد براي استفاده از اين ابزار ارتباطي نوين فرهنگ‌سازي كنند را قبول ندارم. اينها آموزه‌هايي نيست كه دستوري و ديكته شده بشود به ديگران به خصوص نسل جوان منتقل كرد. به اعتقاد من بايد به اين معضل با ديدي بنيادي‌تر نگاه شود. مثلاً همان طور كه امروزه در مدارس نحوه كار با كامپيوتر و حتي فراتر از آن بازي‌سازي با كامپيوتر آموزش داده مي‌شود، فرهنگ استفاده از آن هم بايد آموزش داده شود. يا مثلاً همان طور كه براي رانندگي بايد تمام كساني كه مي‌خواهند گواهينامه بگيرند از فيلتر آيين‌نامه عبور كرده باشند، اگر پدري هم مي‌خواهد براي فرزندش موبايل تهيه كند قبل از هر چيز بايد يك آيين‌نامه فرضي كه حدود استفاده از اين ابزار نوين را مشخص كرده است براي فرزند خودش تعريف كند. به عبارت ساده‌تر هميشه نبايد منتظر نشست تا يك مسئول بيايد براي پديده‌هاي نوظهوري كه استحكام كانون خانواده را تهديد مي‌كند برنامه‌ريزي و فرهنگ‌سازي كند، بلكه در خيلي از موارد خود ما به عنوان مصرف‌كنندگان اين تكنولوژي‌هاي جديد كه بعضاً پيامد‌هاي نه چندان مطلوبي هم دارند بايد دست به كار شويم و فرهنگ مسلطي را كه مطابق باشد با ارزش‌هاي جامعه و خانوادگي خودمان را تعريف كنيم.»
 
گاهي برق‌ها بايد برود

چند وقت پيش به يك مهماني خانوادگي دعوت شده بوديم. هنوز يك ساعت هم از دور هم جمع شدن نگذشته بود و درست وقتي هر كسي مشغول كاري بود و خودش را با تلويزيون و ماهواره و موبايل و اين جور چيزها سرگرم مي‌كرد يك دفعه برخلاف انتظار برق كل ساختمان رفت. اول فكر كرديم فيوز كنتور پريده اما بعد از پيگيري‌هاي چند نفر واردهاي جمع به برق و فيوز و كنتور معلوم شد برق كل محل براي چند ساعت قطع است. 

در نتيجه جوان‌هايي كه مشغول بازي با كنسول‌هاي كامپيوتري بودند عنق شدند. آن چند نفري كه به اخبار تلويزيون گوش مي‌دادند، دست از پا درازتر تلويزيون خاموش را دوباره خاموش كردند و ظرف نيم ساعت شارژها تمام شد و بساط بلوتوث‌بازي هم تعطيل. اتفاق عجيبي بود، يك خانه تاريك و سوت و كور و نزديك ۱۰ نفر فاميل با سن و سال مختلف كه بايد به ناچار چند ساعتي را همين طور سپري مي‌كرديم. اوايل ثانيه‌ها به كندي مي‌گذشت و يكي دو بار هم چند نفر پيشنهاد دادند كه مهماني به روز ديگري موكول شود اما با اصرار صاحبخانه كه تدارك ديده بود چاره‌اي جز ماندن نبود. 

بعد از مدتي كه همين طور در سكوت و زمزمه‌هاي هرازگاهي سپري شد يك‌دفعه يك نفر خاطره بامزه‌اي از قطع برق در دوران سربازي‌اش تعريف كرد و همه جمع را كه تا آن موقع حسابي كسل شده بودند، به خنده‌اي طولاني انداخت. بلافاصله بعد از او يكي از جوان‌تر‌ها كه تا آن شب كمتر ديده بودم در بحث‌هاي دور هم صحبت كند يا حرفي بزند يك خاطره مشابه تعريف كرد و بعد از آن يك نفر ديگر و بعد از آن هم. . . خلاصه تا چشم روي هم گذاشتيم ديديم يك دعواي جانانه سر حرف زدن و خاطره تعريف كردن به راه افتاده كه همه مي‌خواستند چيزي بگويند و حرفي بزنند، صدا به صدا نمي‌رسيد. آنقدر حرف زديم و خاطره‌هاي تلخ و شيرين تعريف كرديم و خنديديم و گاهي هم غمگين شديم كه اصلاً نفهميديم كي ساعت دو نصفه شب شد بدون آنكه حتي شام خورده باشيم يا متوجه آمدن برق شويم! 

اتفاق به ظاهر ساده اما درحقيقت عجيبي بود. قطع شدن برق ما را به هم نزديك‌تر كرد. شايد تا قبل از آن روز از خيلي‌ها در آن جمع هميشه فقط يك سلام و خداحافظي شنيده بودم، اما آن شب همه با هم نه با گوشي‌هاي شخصي حرف زديم و فهميديم چقدر زمان طولاني بود كه اين طور دور هم جمع نشده بوديم. در حقيقت رفتن برق ما را به هم نزديك نكرد، برق فقط وسيله‌هايي را كه سال‌ها بود ما را از هم دور كرده بود براي چند ساعت خاموش كرد و در عوض مزه يك جمع صميمي و بدون تكنولوژي را به ما چشاند.
كاش اين روزها هم كسي پيدا شود و درست در اوج استفاده از اين ابزارهاي مدرن هرازگاهي برق‌ها را قطع كند تا دوباره به آنهايي كه دوستشان داريم اما مدت‌ها است كه در يك خانه ازشان بي‌خبريم، نزديك شويم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها