
از حدود دو هفته پيش همزمان با فرارسيدن سالگرد شكلگيري جنبش اعتراضي در فلسطين اشغالي- كه سال گذشته به تأسي از موج اعتراضات جنبش اشغال والاستريت درغرب صورت گرفت –دوباره فضاي اعتراض بر جامعه صهيونيستي بازگشته و در عين حال با خودسوزي معترضان همراه شده است. درپي جان باختن موشه سيلمان، تاجر خردهپاي اسرائيلي كه يك هفته پيش از آن در سالگرد شكلگيري جنبش اعتراضي در جامعه صهيونيستي خود را در جمع معترضان آتش زده بود، يك كهنهسرباز صهيونيستي هم كه در جنگ دچار معلوليت شده بود به تأسي از موشه سيلمان در اعتراض به اوضاع معيشتي خود را آتش زد. در اين ميان مركز توانبخشي رواني رژيم صهيونيستي موسوم به عيران نيز در گزارشي اعلام كرد كه اين مركز طي چند روز اخير صدها تماس تلفني از سوي اسرائيليها مبني بر تهديد آنها به خودكشي در اعتراض به اوضاع نابسامان اقتصادي دريافت كرده است.
اقدام موشه سيلمان به خودسوزي به شروع موج دوم اعتراضات اجتماعي در فلسطين اشغالي منجر شده و باعث شد هزاران معترض ديگر در خيابانهاي تلآويو تجمع كنند. بسياري در فلسطين اشغالي خودسوزي سيلمان را سندي بر لاينحل بودن بحران اقتصادي دامنهدار و روزافزون اين رژيم ميدانند، چراكه وي يك فرد عادي در تلآويو نبود بلكه تاجر سرشناسي بود كه در اثر بحرانهاي اقتصادي جاري و بيرحمي بانكدارها و مؤسسات مالي به ورطه فلاكت و ورشكستگي افتاد. سيلمان در پي بحران اقتصادي، اموال شخصي و سرمايه تجاري خود را فروخت تا وام هايي را كه از بانكها و مؤسسات ديگر گرفته بود پرداخت كند. وي در دادگاهي كه طلبكاران بانكي و مؤسسات دولتي تشكيل داده بودند با صراحت اعلام كرده بود كه مؤسسه بيمه داخلي اسرائيل موجب ورشكستگي مالي وي شده است، اما وي پول كافي براي اقامه دعوي و گرفتن وكيل براي طلب خسارات از اين مؤسسه ندارد.
سيلمان با خودسوزي خود به دنبال آن بود كه مهمات كافي براي دوستان معترض خود در برپايي تظاهرات سراسري فراهم كند و موفق به انجام اين كار نيز شد. اين انگيزه در نامهاي كه وي پيش از خودسوزي در ميان جمعيت معترضان منتشر كرده نيز آشكار است. وي در اين نامه انگشت اتهام را به سوي نخستوزير و وزير دارايي اسرائيل ميگيرد و آنها را با اصطلاح توهينآميز عبري نولات به معناي كلاش خطاب ميكند. در اين ميان اقدام يك كهنه سرباز معلول اسرائيلي در خودسوزي خود نشان داد كساني كه در فلسطين اشغالي دست به خودكشي زدهاند از لايههاي مختلف اجتماعي هستند و اين از فراگيري بحران اقتصادي و اجتماعي و تبعيضها و شكافهاي گسترده در جامعه صهيونيستي حكايت دارد.
از ريشههاي اعتراض تا سركوب معترضان بيش از يك سال است كه اعتراضات اسرائيليها به مشكلات اقتصادي و معضلات اجتماعي شديدي كه اسرائيل با آن دستوپنجه نرم ميكند، علني شده است. اعتراضات اوليه ابتدا عليه افزايش بيرويه قيمت كالاهاي اساسي همچون انرژي و مواد غذايي صورت گرفت و رفته رفته به مسائل ديگري از جمله تبعيض بين يهوديان شرقي و غربي و سفيد و سياهپوست نيز كشيده شد و همچنان اين اعتراضات در قالب اعتصاب و تحصن ادامه دارد. سال گذشته بود كه سازمان همكاريهاي اقتصادي و توسعه در گزارش خود اسرائيل را از نظر تضاد طبقاتي و اجتماعي ناشي از تفاوت چشمگير در درآمد افراد در رديف نخست، در ميان اعضاي خود معرفي كرد. اين سازمان تأكيد داشته است كه سطح درآمد ميان بالاترين قشر اسرائيليها ۱۴ برابر ضعيفترين قشر است و درآمدهاي بالاترين اقشار نيز سريعاً رو به رشد است، در حالي كه فقرا در اسرائيل ندارتر شدهاند. در حالي كه مشكلات اقتصادي و ناتواني رژيم صهيونيستي در ارائه راهكارهايي براي حل اين معضلات، عامل شكلگيري اعتراضات بوده، مقامات امنيتي صهيونيست تلاش كردهاند با برخوردهاي خشونتآميز به مقابله با اين اعتراضات بپردازند كه همين امر هم به عاملي ديگر براي ادامه تظاهراتها بدل شده است.
برخوردهاي خشن نيروهاي پليس با تظاهراتكنندگان به حدي سركوبگرانه بوده است كه سازمان عفو بينالملل نيز بدان واكنش نشان داده و از رژيم صهيونيستي به دليل چنين برخوردهايي انتقاد كرده است. برخي اقتضائات از جمله نيازهاي امنيتي ناشي از شكست ارتش صهيونيستي در جنگهاي ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و همچنين نگرانيهاي ناشي از ظهور و ادامه موج بيداري اسلامي و خيزشهاي مردمي در منطقه كه به سقوط رژيمهاي طرفدار رژيم صهيونيستي ازجمله رژيم مبارك انجاميده، موجب شده است كه اين رژيم اولويت را به مسائل نظامي و امنيتي بدهد و بودجه نظامي را سال به سال افرايش دهد كه همين مسئله موجب كاهش بودجه رفاهي شده است. اين در حالي است كه افكار عمومي اين رژيم دوست دارند تأمين رفاه عمومي در اولويت قرار گيرد كه اين نيازمند بازنگري در اولويتهاي نظامي و امنيتي است كه رژيم زير بار آن نميرود. مهاجراني كه به اميد زندگي و رفاه بهتر خود را از موطن اصلي خود در نقاط مختلف جهان به فلسطين اشغالي رساندهاند امروزه انواع تبعيضها را با پوست و گوشت خود احساس ميكنند و اين نشان ميدهد كه ظلم تاريخي صهيونيستها تنها به فلسطينيها محدود نميشود بلكه خود يهوديان نيزكه با هزاران وعده و وعيد ازكشورهاي مختلف به فلسطين كشانده شدهاند، در معرض اين برخوردها قرار دارند و فضا به قدري برايشان تنگ شده است كه به خودكشي روي آوردهاند.