کد خبر: 479503
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
اعتياد به كانال‌گردي درمان دارد؟!
صنم سادات عابدي

از خانم دكتر و آقاي دكتر و اخبار و فيلم بگير تا فالگير و حلال مشكلات مردم. حس تنوع طلبي‌ات گل مي‌كند و آنقدر كانال به كانال مي‌كني كه كانالدان تلويزيون بدبخت درمي‌آيد. حالا نزن كي بزن. هر برنامه را لحظه‌اي تماشا مي‌كني و. . . بعدي! باز چشمت دنبال بهترش مي‌گردد. از ۲۰ دقيقه كه مي‌گذري، كم كم رخوت جانت را مي‌گيرد. شل مي‌شوي. خسته شده‌اي، ولي هنوز انگشت شستت، شستي‌هاي up و down را رها نمي‌كند. اصلاً انگار يك روح شده‌اند در دو كالبد. كم كم حالت‌هاي هيستريك بهت دست مي‌دهد. شستت گزگز مي‌كند. كم مانده كنترل را گاز بگيري و با دندان كانال بزني! امان از بي‌نهايت طلبي آدمي. مدت‌ها گذشته و هنوز اميدواري بهترش را پيدا كني. 

تا واله نظاره آن ماهپاره‌ايم...
آخرين آماري كه به دستمان رسيده حكايت از اين دارد كه امروز حدود ۳۷۰ ماهواره در جهان فعاليت مي‌كنند كه اين تعداد ماهواره امواج حدوداً ۱۲ هزار شبكه تلويزيوني را پشتيباني مي‌كنند. در اين ميان، امواج حدود ۳۰۰۰ شبكه در آسمان ايران منتشر مي‌شود ــ به قول رضا اميرخاني (نويسنده): سجده واجبه! ــ آمارها حاكي از اين است كه هرچه مردم كانال بزنند، شبكه‌ها تمام نمي‌شود. اصلاً جاي نگراني نيست! 

براين‌گونه است كه بيماري جديدي به نام كاناليسم (!) رواج پيدا كرده و هر روزي كه مي‌گذرد فراگيرتر مي‌شود. اين بيماري نشانه‌هايي شبيه به بيماري اوتيسم دارد. در افراد مبتلا به اختلال اوتيسم، حركات تكراري و دلبستگي به اشيا ديده مي‌شود. در افراد مبتلا به بيماري كاناليسم نيز دلبستگي به ريموت تلويزيون و خصوصاً دلبستگي به شستي‌هاي up و down مشاهده مي‌شود! آنقدر اين پرسه زدن‌ها را كه از يك ديد تنه به تنه ولگردي مي‌زند، ادامه مي‌دهند كه مقابل تلويزيون به خواب مي‌روند و يك نفر بايد بيايد از آنجا جمعشان كند! 

شيوع بي‌رويه اين مدل بيماري دهشتناك در جامعه ما را نگران كرد و بر آن شديم با يك روانشناس در اين خصوص مشاوره‌اي داشته باشيم. دكتر حسين فرش فروش اعتقاد دارد: يكي از راه‌هاي فرار از سرماخوردگي رواني (افسردگي)، فاصله گرفتن از روزمرگي است. اگر كسي به شبكه‌هاي تلويزيوني راضي نمي‌شود و مدام كانال‌ها را عوض مي‌كند، براي اين است كه به دنبال محرك جديد مي‌گردد. كساني احساس افسردگي مي‌كنند كه مي‌بينند هر محركي كه وارد زندگيشان مي‌شود، همان محرك‌هاي قبلي است. 

از تو به يك اشاره، از ما به سر دويدن
اين متخصص روانشناسي اجتماعي مي‌گويد: عامل ديگر اين است كه فرد مي‌خواهد به يك نحو كنجكاوي خود را ارضا كند. كنج شبكه‌هاي ماهواره‌اي را درآورد. يك نفر مي‌گويد ديشب كانال ۲۲۴۵ را ديدي؟ اگر بداني چه پخش مي‌كرد! همين جمله براي آن آدم كافي است. 

يك بنده خدايي به دوستش مي‌گفت من مي‌توانم كاري كنم كه تو نخوابي. آن ديگري گفت نمي‌تواني. دوستش گفت مي‌توانم. تو امشب برو ببين وقتي مي‌خوابي ريشت را روي پتو مي‌گذاري يا زير پتو؟ فردا جوابش را به من بده. آن ديگري شب وقت خواب، يك بار ريشش را گذاشت زير پتو؛ بعد فكر كرد ديشب هم زير پتو بوده يا نه. بعد گذاشت روي پتو، دوباره فكري شد كه آيا ديشب هم رو بوده؟ تا صبح در همين فكرها بود و نخوابيد! 

وي مي‌افزايد عامل ديگر اين است كه انسان تمايل دارد كنترلگر باشد. در جهان سرعت هستيم. براي انسان بسيار خوشايند است كه بتواند كنترلگر جهان باشد. ولي حال كه نمي‌تواند، جام جهان نما را كه مي‌تواند كنترل كند. حتي اگر اطلاعات هم به دست نياوريم، از آنجا كه دريچه‌اي را كه به جهان باز شده كنترل مي‌كنيم لذت مي‌بريم. يكي از تحريك كننده‌هاي هيپوتالاموس كه مركز لذت در مغز است، اين است كه آدم كنترل كننده باشد و خود را موجود مؤثري تلقي كند. اين روانشناس اجتماعي در خصوص تأثيرات اين نحوه‌ رفتاري در زندگي شخص و اطرافيانش برآن است كه: وقتي كانون توجه من چيز ديگري باشد، نياز به توجه ديگران را تأمين نمي‌كنم. پرخاشگري و اعتراض پيش مي‌آيد. فرزندم با من در حال صحبت است، من كانال عوض مي‌كنم، كم كم از من فاصله مي‌گيرد. 

عيب ما اين است كه وقتي خيالمان از واجبات راحت مي‌شود، احساس رضايت مي‌كنيم و مستحبات را ناديده مي‌گيريم. همين كه پدر خانواده از محل كار برمي‌گردد و حس مي‌كند واجبش به انجام رسيده، ديگر مستحباتي مثل حرف زدن با همسر و بچه‌ها و رسيدن به آنها را ناديده مي‌گيرد. درحالي كه مستحبات هم در ما توليد لذت مي‌كنند. سيستم‌هاي ديجيتالي ذهن انسان را ديجيتالي مي‌كنند. ارتباط انسان نبايد به چند قطعه الكتريكي محدود شود. ما همه نيازمند ارتباط با موجودات داراي حس و شعور هستيم. به اين شكل است كه انسان‌ها از هم فاصله مي‌گيرند و هزار عارضه مخرب متوجه آنها مي‌شود و البته از يك جنبه هم مراجعين ما زياد مي‌شود! 

روش معالجه!
مي‌پرسم: اينجور آدم‌ها را به تخت ببنديم، جواب مي‌دهد؟ دكتر فرش فروش پاسخ مي‌دهد: بله دقيقاً بهترين راه همين سيستم سرخپوستي و هولا هولايي است! اما اين تخت بايد تخت محبت باشد. گاهي تقصير از كسي نيست كه معتاد به تلويزيون شده است. من مراجعه كننده‌اي داشتم كه مي‌گفت به همسرم مي‌گويم برويم مسافرت، پاسخ منفي است. مي‌گويم بزنيم بيرون، خانواده مايل نيستند. من هم چاره‌اي ندارم جز اينكه رو بياورم به همين جعبه جادويي. 

ولي اگر تقصير از خود شخص بود، بايد بررسي‌هاي بيشتري انجام داد. گاهي كمپلكس‌ها و عقده‌هايي از دوران كودكي وجود دارد. مثلاً بايد ديد آن شخص روي چه شبكه هايي تمركز دارد؛ شايد از آن طريق بشود نيازهايش را تشخيص داد. در برخي موارد هم بايد به پزشك روانشناس مراجعه كرد. 

زندگي چون پيچكي‌ست، انتهايش مي‌رسد پيش خدا
آخي پارسال پيرارسال يادش به خير. تصميم گرفته بودي روزي يكي دو ساعت كتاب بخواني. آن كتابه يادت هست؟ دست فلاني ديده بودي و انگيزه گرفته بودي حتماً بخواني‌اش. يادت هست مي‌خواستي هفته‌اي يكي دو روز كلاس ورزش بروي؟ يكي دو روز هم با خانواده و بر و بچ بزني به دامان طبيعت. رفته بودي شعر فريدون مشيري را خوانده بودي كه «اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم، ‌اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب،‌اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار» چه زود گذشت‌ها. نفهميدي كي گذشت. حالا همه چيزت شده همين بيت الكانال زبان بسته. آنقدر هم با احساس دنبالش كرده‌اي كه اخيراً يك جور حالت‌هاي عاطفي هم نسبت بهش پيدا كرده‌اي! ولي تا كي؟ به قول سهراب: «زندگي برگ بودن در مسير باد نيست، امتحان ريشه است، ريشه هم هرگز اسير باد نيست!»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار