مهران ابراهيميان: محمدرضا دُرفشان در گفتوگو با «جوان» افزود: به دليل اجراي قانون درج قيمت روي كارتنهاي توليدات داخل و حاشيه سود بيشتر عملاً بازار امين حضور به عنوان توزيعكننده عمده و خرد بازار لوازم خانگي در ايران به نمايشگاه لوازم خارجي مبدل شده است.
وي با اشاره به شرايط تحريم و لزوم حمايت از توليد، خاطر نشان كرد: ما شرايط سختتري را دردوران جنگ تجربه كردهايم و در حال حاضر به راحتي ميتوانيم تهديدها را تبديل به فرصت كنيم به شرط آنكه سياستهاي شبه تحريم داخلي را سامان بخشيم. درفشان افزود: متأسفانه بعد از جنگ همواره توليد كنندگان مورد بيمهري قرار گرفتهاند و همين كه ما خواستيم جان بگيريم دروازهها را باز كردند تا زير هجوم واردات ديده نشويم و اكنون نيز كه در سال توليد ملي و شرايط خاص هستيم هم واردات بر توليد داخلي رجحان دارد. رئيس هيئت مديره انجمن توليدكنندگان لوازم خانگي افزود: اگر ما مديريت ارزي داريم چرا سياست حمايت از توليد ضمن محدود كردن خروج ارز با ايجاد ارزش افزوده دوبرابري كالاهايي كه توان ساخت داخل آن وجود دارد را دنبال نميكنيم؟!
وي در پاسخ به اين سؤال كه چرا در زمان حاضر قيمت تمام شده كالاهاي داخلي زيادتر از خيلي كشورهاست، خاطرنشان كرد: اين موضوع به عوامل متعددي بستگي دارد. نخست اينكه هم اكنون در بخش توليد لوازم خانگي كارخانهها بسيار زيرظرفيتشان كار ميكنند كه برآورده ما حاكي از استفاده حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد ظرفيت كارخانهها است. در حالي كه گفته ميشود ايجاد هر يك شغل در بخش توليد لوازم خانگي حدود ۱۰ شغل جانبي و واسطهاي نيز ايجاد ميكند كه ادامه روند فعلي باعث تعطيلي و از بين رفتن شغلهايي است كه هم اكنون در اين صنعت ايجاد شده است.
وي عامل بعدي را سياستهاي پولي – بانكي عنوان كرد و گفت: هم اكنون بانك مركزي براي جمعآوري سرمايههاي سرگردان با برنامههاي ضد توليد يك روز دلار را جمع آوري ميكند و يك روز سكه را به مردم ميفروشد و در حال حاضر هم اوراق مشاركت و سودهاي ۲۰ درصد به بالا را آن هم معاف از ماليات در سيستم خود رواج داده است. چرا اين سرمايههاي سرگردان را به سوي توليد هدايت نميكنند؟ حتماً بايد سود سرمايهاي جامعه را دلالان و واسطهها بخورند. چه اشكالي دارد توليد كننده از راه توليد چنين سودهايي ببرد؟!
وي بيان كرد: اوراق مشاركت براي فولاد و امور زيربنايي خوب است اما با نگاهي به بورس ميتوان دريافت كه سود توليد بيشتر از صنايعي چون فولاد و ساير سرمايهگذاريهايي است كه به خاطر آن اوراق مشاركت چاپ كردهايم.
درفشان گفت: از سوي ديگر ما با مشكل تغيير سياستهاي بانكي روبهرو هستيم وتوليد كننده بر خلاف بازرگان دائم نگران تأمين مواد اوليه وقيمت تمام شده توليد است. مثالي براي شما بزنم. توليدكنندگان بزرگ و كرهاي خواب مواد اوليهشان در انبارها تنها دو روز است اما اغلب توليدكنندگان داخلي خواب سرمايه در انبارهايشان تا شش ماه هم است كه اين به دليل ترس از عملكرد دولت و بانك مركزي و تغييرات آني و سريع سياستهاي مرتبط با توليد است.
وي با بيان اينكه ما هم اكنون در شرايط سخت و استثنايي به سر ميبريم كه اگر مواظب نباشيم صنايع ما از بين خواهد رفت ولااقل در حوزه رقابت با كالاهاي خارجي نبايد اجحافي به توليدكننده داخلي شود، افزود: هم اكنون ما به عنوان توليدكننده داخلي بر طبق قانون بايد قيمت را روي كارتن لوازم خود درج كنيم كه فروشندگان بر اساس قيمت درج شده تنها ۷ درصد سودبراي فروش ميبرند و ۳درصد نيز براي ماليات برارزش افزوده است. اما در مقابل كالاهاي خارجي به دليل عدم رعايت اين قانون و سود تا ۴۰ درصدي ناشي از فروش لوازم خارجي ترجيح ميدهند تا كالاهاي خارجي را بفروشند و به همين خاطر است كه بازار امين حضور و بازارهاي فروش لوازم خانگي پر از لوازم خارجي است.
وي ادامه داد: نكته بعدي درباره تعيين نرخ دلار و نحوه حمايت از توليد داخل است. نرخ تورم طي ۱۰ سال اخير حدود ۴۰۰ درصد افزايش يافته در حالي كه ارز تنها حدود ۹۰ درصد در بازار آزاد و با نرخ مرجع تنها ۲۵ درصد افزايش يافته است. اين موضوع در عمل يارانه به توليدكنندگان خارجي است كه در كنار سودهاي بانكي و نرخ سود تسهيلات ۲۶ درصد به معناي اين است كه توليد را در سال توليد ملي و شرايط تحريم تعطيل كنيد.
رئيس هيئت مديره انجمن توليدكنندگان لوازم خانگي تأكيد كرد: هم اكنون قيمتها به صورت مصنوعي و دستوري كنترل ميشود و مسئولان بايد بفهمند كه سياستهاي تعزيراتي در كوتاه مدت شايد جوابگو باشد اما به تدريج توليد و توليدكنندگان را از بين ميبرد. ما بايد قيمتها را با پارامترها و مكانيسمهاي اقتصادي كاهش و كنترل كنيم در غير اين صورت يا صنايع لوازم خانگي بسته ميشوند يا به دليل عدم توانايي نوسازي و بهسازي قدرت رقابت خود را بيش از گذشته از دست ميدهند.
وي در پايان و در پاسخ به اين سؤال كه چرا توليدات داخلي وبه خصوص لوازم خانگي در بخش آر – اند – دي (R&D) ضعيف است، گفت: به طور قطع توليدات داخلي با ضعفهايي مواجه است اما در كشوري كه سرمايه از توليد خارج ميشود و سودتوليد بسيار كمتر از دلالي است چگونه ميتوان انتظار R&D مناسب داشت و توليدكننده با چه انگيزهاي نوسازي به منظور رقابت و حضور در بازارهاي خارجي را دنبال كند؟ به نظرم بايد مسئولان با نگاهي دوباره به دلايل حذف برندهاي معروفي چون كفش ملي، آزمايش و. . . نگاهي جديد به سياستهاي توليد بيندازند و اين را نيز درك كنند كه اگر توليدكننده واقعي حمايت شود، سرمايه توليدكننده در خاك ايران است و نميتواند آن را باخود به بيرون ببرد و اشتغال پايدار ايجاد ميشود. اما آيا با سياستهاي دلال پرور كه صرفاً وابسته به درآمدهاي ارزي است اشتغال پايدار ايجاد خواهد شد؟ آيا سرمايههاي ماندگار در كشور سرپا خواهد ماند؟