
اين مرد متهم است كه ۳۰ زن را به عنوان مسافر سوار خودروايش كرده و مورد تجاوز قرار داده است.
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده از سال ۸۶ همزمان با شكايتهاي مشابه چند زن جوان كه از سوي يك راننده مسافركش در جنوب تهران مورد آزار قرار گرفته بودند، به جريان افتاد. آن زمان چند زن جوان به مأموران پليس مراجعه كردند و گفتند كه راننده يك پرايد به آنها تعرض كرده است.
يكي از شاكيان گفت: من شب حادثه به صورت دربستي سوار ماشين متهم شدم و ابتدا به داروخانه شوهرم رفتم. وقتي كارم را در داروخانه انجام دادم، برگشتم و سوار ماشين شدم. احساس كردم بوي الكل داخل ماشين پيچيده است. فهميدم راننده قصد بدي دارد.
در يك لحظه چيزي نفهميدم و بيهوش شدم. وقتي به هوش آمدم، ماشين بالاي تپهاي بود و راننده قصد داشت به من تعرض كند. تلاش كردم از دست او فرار كنم. به او التماس كردم با من كاري نداشته باشد، اما او مرا مورد تعرض قرار داد و داخل گودال بزرگي انداخت و هرچه داشتم را سرقت و فرار كرد. لحظات خيلي سختي را سپري ميكردم و سعي داشتم از داخل گودال بيرون بيايم، اما نميتوانستم. فقط ناله ميكردم و كسي هم آن اطراف نبود.
بعد از چند ساعت يك نفر صداي ناله من را شنيد و به كمك من آمد. سعي كرد من را از گودال كه پر از گل و لاي و برف بود، خارج كند اما نتوانست. آن مرد كه بعد فهميدم يك جوان بسيجي بود، رفت و با مأموران آتشنشاني و پليس دوباره به محل برگشت و مرا نجات دادند.
همزمان با تحقيقات پليس براي دستگيري متهم، مأموران هنگام گشتزني به سواري پرايدي كه زن و مردي در آن درگير بودند، مشكوك شدند. زماني كه مأموران به سواري پرايد نزديك شدند، راننده از محل فرار كرد. آن زن به پليس گفت راننده قصد تعرض به او را داشت. مأموران سرانجام راننده پرايد را دستگير كردند.
زن جوان به پليس گفت: بهعنوان مسافر سوار ماشين شدم و روي صندلي عقب نشستم. راننده وقتي حركت كرد به من گفت، سر راه ميخواهد پولي را كه از دوستش طلب دارد، بگيرد. من هم قبول كردم. بعد از طي كردن مسافتي راننده توقف كرد و به من گفت بيا روي صندلي جلو بنشين. من قبول نكردم و فهميدم قصد بدي دارد. گفتم ميخواهم پياده شوم كه با من درگير شد و ميخواست به من تعرض كند كه مأموران رسيدند و او را دستگير كردند.
متهم وقتي به دادسرا فرستاده شد، شاكيان ديگر هم او را شناسايي كردند و او زماني كه با زنان جوان روبهرو شد، مجبور به اعتراف شد. متهم در حالي كه به ۳۰ فقره تجاوز به عنف متهم شده بود، اعتراف كرد كه به همين شيوه زنان را ربوده و مورد تعرض قرار ميداده است. پس از انجام بررسيهاي نهايي، پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه كيفري استان تهران فرستاه شد. او مقابل هيئت قضات اعترافهاي خودش را پس گرفت، اما هيئت قضايي به اتفاق آرا وي را به مرگ محكوم كرد.
رأي صادره مورد اعتراض متهم قرار گرفت و پرونده براي تأييد حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد. قضات ديوان اعتراض متهم را قبول كردند. بعد از نقض رأي پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه ۷۹ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
اين بار متهم با اكثريت آرا از اتهام خودش تبرئه شد. يك نفر از قضات متهم را در يك فقره تجاوز به عنف و قاضي ديگر متهم را در دو فقره تجاوز به عنف گناهكار دانست، اما سه قاضي ديگر اعلام كردند كه متهم را در تجاوز به عنف مجرم نميدانند. بعد از صدور رأي و انعكاس آن در رسانهها، شاكيان پرونده و رئيس دستگاه قضايي و دادستان تهران به رأي دادگاه اعتراض كردند و رأي پرونده بعد از بررسي دوباره در ديوان عالي كشور نقض و براي رسيدگي دوباره به شعبه ۷۹ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
هيئت قضايي اين بار بعد از شنيدن اظهارات شاكيان پرونده و دفاعيات متهم، به اتفاق آرا متهم را مستحق اعدام دانستند و رأي به مجرميت او دادند. رأي دادگاه سرانجام از سوي قضات شعبه ۱۴ ديوان عالي كشور تأييد شد.