
حامد حسين عسكري: يكي از اين مسائل كه از ديرباز تاكنون هميشه با نام و مرام اين رشته علمي همراه و عجين بوده، موضوع «اخلاق و مردم داري» است كه تعبير علميتر و رسميتر آن ميشود «اخلاق پزشكي». اما همين مسئله هم به اندازه كافي دستخوش آفتها و تهديدهاي گوناگون بوده و هست؛ از سودجوييهاي مالي كه وصله بدقواره اين حرفه مقدس است گرفته تا رفتارهاي خارج از عرف و شرع و نيز سهلانگاريهاي حرفهاي، همگي هرچند كم، اما به هرحال بلاي جان جامعه پزشكي هستند و زيرآب اخلاق پزشكي و حرفهاي را ميزنند كه نميتوان به راحتي از كنار آنها گذشت.
از مدتها پيش تصميم داشتيم تا براي واكاوي مفهوم و ابعاد مختلف «اخلاق پزشكي» و خطرات پيش روي آن با دكتر «كامران باقري لنكراني» وزير بهداشت و درمان دولت نهم، فوق تخصص غدد و گوارش و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شيراز به گفت و گو بنشينيم؛ اما هماهنگ كردن وقت گفت و گو هرچند به صورت تلفني، آنقدرها هم كه فكر ميكرديم ساده و راحت نبود و البته دليل آن هم نه به پرستيژهاي مديريتي رايج، كه به اشتغالات علمي و طبابتي دكتر در زادگاهش بازميگشت. بالاخره پس از نزديك به يك ماه پيگيري و تماس و پيامك و. . . ، امكان اين گفت و شنود علمي و صميمانه و البته تلفني فراهم شد، هرچند عجله آقاي وزير سابق باعث شد تا خيلي از سؤالاتمان باقي بماند، برخي از پرسشهايمان هم با امتناع وي از پاسخ يا احتمالاً رودربايستي او مواجه شد؛ آنجا كه از تأثير پارازيتها بر سلامت شهروندان و ديدگاه دكتر در اين باره پرسيديم يا وقتي كه نظرش را درباره قابل تحقق بودن يا نبودن بودجه ۶ هزار ميليارد توماني درمان رايگان بيماران جويا شديم، همگي با اين جواب دكتر مواجه شد كه «اينها باشد براي بعد!»
آقاي دكتر! از مسئله «اخلاق پزشكي» زياد صحبت شده و ميشود و هركسي نيز تعريف خاصي از آن ارائه ميدهد، ولي شايد يكي از مسائلي كه هنوز براي مردم و حتي مرتبطان با دنياي پزشكي مبهم مانده است، همين موضوع باشد؛ به نظر شما «اخلاق پزشكي» چه معنا و مفهومي دارد؟ مقوله «اخلاق» با انسان و انسانيت او عجين است؛ در واقع انسان علاوه بر بُعد فردي، يك بُعد اجتماعي هم دارد كه بر اساس اين جنبه شخصيتي خود، به ناچار تعاملاتي نيز با ديگران پيدا ميكند و در خلال همين تعاملات اجتماعي است كه مسئله اخلاق مطرح ميشود؛ يعني اساساً اخلاق از اجتماع جداشدني نيست؛ اما آنچه در حرفه پزشكي به عنوان «اخلاق حرفهاي و پزشكي» مطرح ميشود، در واقع جنبهاي از هويت پزشك است كه به حرفه او اختصاص دارد، يعني كسي كه اين حرفه را انتخاب ميكند، وظايف و تكاليف خاصي خواهد داشت كه حرفه او را از ساير حِرف جدا ميكند.
حرفه با شغل چه تفاوتي دارد؟ تفاوت «حرفه» با «شغل» هم در اين است كه در حرفه علاوه بر جنبه اقتصادي و كسب درآمد، عنصر «وظيفهاجتماعي» و احساس تكليف نيز مطرح است؛ مثلاً پزشكان، قضات، روحانيون، وعاظ و معلمان همه از جمله اقشاري هستند كه از گذشته تا الان با نگاه وظيفهاي و تكليف محور شناخته شدهاند و به خاطر همين مسئله احساس وظيفه و تكليف بوده است كه جامعه به آنها احترام ويژهاي گذاشته و ميگذارد و هميشه حوزه عمل وسيعتري از جمله زندگي خصوصي افراد براي صاحبان اين حرفهها درنظر گرفته شده است و البته از طرف ديگر، انتظارات جامعه نيز از آنها بيشتر از ساير افراد بوده و هست. بنابراين، مسئوليتهاي پزشك هم مانند جايگاه و احترام او در جامعه بسيار بالاست.
اين اخلاق پزشكي در كدام حوزهها بايد وجود داشته باشد؟ مسئوليتهاي حرفهاي پزشك يا مسئله اخلاق پزشكي او، هم شامل جنبههاي رفتاري و شرعي و هم شامل ابعاد مالي و اقتصادي و حقوقي حرفه اوست و تمام اين مسائل ذيل عنوان اخلاق پزشكي قابل جمع است؛ يعني وقتي از اخلاق پزشكي صحبت ميكنيم، در واقع به وظايف و مسئوليتهاي حرفهاي او در مقابل مردم در زمينههاي شرعي، تخصصي و اقتصادي اشاره ميكنيم.
با توجه به تعريفي كه شما ارائه كرديد، اخلاق پزشكي الان در كجاي معادلات عالم پزشكي قرار دارد؟ به نظر شما، آيا در حال حاضر اخلاق پزشكي با ابعادي كه براي آن ذكر كرديد، جايگاه واقعي و شايسته خود را در نظام سلامت كشورمان دارد يا خير؟ ببينيد، طبابت تا حدود نيم قرن پيش يك فرايند «فردي» بود، يعني بيمار به پزشك مراجعه ميكرد و او هم با توجه به شرح حالي كه بيمار ارائه ميداد، نسخهاي برايش تجويز ميكرد؛ اما الان عوامل متعددي در زمينه ارتباط پزشك و بيمار دخيل است؛ اولاً امروز خيلي از رفتارهاي پزشكان متأثر از نظام پرداختها اعم از پرداختهاي بيمهاي و پرداختهاي دولتي است؛ مثلاً پزشكي را درنظر بگيريد كه با يك درمانگاه قرارداد بسته و درمانگاه هم او را ملزم كرده است كه بايد در يك الي دو ساعت ۱۵ بيمار را ويزيت كند يا پزشكي كه با بيمه خاصي قرارداد دارد و بيمه براي او تعيين ميكند كه چطور بيماران را ويزيت كند و چه نوع داروهايي را براي آنها تجويز كند، همه اينها به نوعي در رفتار حرفهاي پزشك مؤثر است؛ در واقع يكي از عوامل فعلي مخدوشكننده رفتار حرفهاي پزشكان، نقش بيمهها و مديريتهاي مختلف نظام سلامت است كه چيزهاي خاصي را به پزشك تحميل ميكنند.
عامل ديگري كه در نوع رابطه پزشك با بيمار تأثيرگذار است، رشد فناوريهاي پزشكي در عرصه تجهيزات، دارو و اقدامات تشخيصي است كه به طور طبيعي هزينههاي مختلفي را ايجاد ميكند و بازار پُرمنفعتي را هم در حرفه پزشكي به وجود ميآورد، به طوري كه بعد از بازار اسلحه و مواد مخدر، مواد و تجهيزات نوين پزشكي پُر رونقترين بازار تجاري دنياست؛ طبيعتاً چنين بازاري رفتارهاي خاصي را در بين پزشكان به وجود ميآورد كه فلان دارو يا روش تشخيصي يا فناوري را دنبال كنند.
عامل مهم ديگري كه در نوع مواجهه پزشك با بيمار مؤثر است، فضاي رقابتي است كه امروز بر خلاف گذشته در عرصه پزشكي ايجاد شده و باعث ميشود كه با «نگاه مشتريمحوري» رفتارهايي انجام شود كه اساس علمي و حرفهاي مناسبي نداشته باشد؛ عوامل ديگري هم هست كه در اين مسئله مؤثر هستند، از جمله «وضعيت اقتصادي و معيشتي پزشكان»، «افزايش اطلاعات بيماران» كه ديگر افراد ناآگاهي نيستند و «محدوديت امكانات در برخي رشتههاي پزشكي»؛ اينها هركدام به نوعي بر رفتار حرفهاي پزشكان تأثيرگذارند و وقتي ميخواهيم وضعيت اخلاق حرفهاي و پزشكي را در شرايط فعلي ارزيابي كنيم، بايد به اين عوامل هم توجه داشته باشيم.
به نظر شما، افزايش خودسرانه تعرفههاي پزشكي ميتواند به عنوان يك رفتار «ضد اخلاق پزشكي» محسوب شود؟! موضوع تعرفه و سرانه و اقتصاد درمان يا در تعبير كلان آن «اقتصاد سلامت»، حتماً برنوع رفتارهاي حرفهاي تأثير ميگذارد، اما در اينجا بايد به چند نكته توجه كرد؛ اول اينكه نگاه ما به رفتارها و اخلاق حرفهاي پزشكان نبايد يك نگاه ايدهآل و دور از واقعيتهاي موجود باشد؛ از طرف ديگر، نبايد در برابر بداخلاقيهايي كه حالت مجرمانه پيدا ميكند، برخوردمان فقط توصيهاي و كلي باشد؛ بلكه برخوردها بايد آنقدر شديد باشد كه حالت پيشگيرانه پيدا كند، اگر برخوردها سبك و سطحي باشد، باعث ميشود متخلفان احساس ناامني نكنند.
پس شما به يك سيستم نظارتي قدرتمند در اين حوزه معتقد هستيد؟ قطعاً. ببينيد، آن دسته از افرادي كه واقعاً نميدانند رفتارشان مغاير اصول حرفهاي است و نيز افرادي كه به خاطر منافع كوتاه مدت خود، اخلاق حرفهاي را زير پا ميگذارند، هر دو بايد به نوعي تحت پوشش برخي برنامهها و اقدامات قرار گيرند؛ با اين توضيح كه «نظارت همه جانبه» و «شفافيت و صراحت» بايد به صورت توأمان در مديريت سطوح مختلف نظام سلامت مد نظر قرار بگيرد؛ به عنوان مثال، اگر شما به عنوان يك متخصص «اندوسكوپي» كدهاي دقيق اخلاق حرفهاي را در اين شاخه تخصصي ندانيد، يا به خاطر بياطلاعي و عدم شفافيت مسائل درست انجام وظيفه نميكنيد يا اينكه به خاطر برخي مسائل اخلاق حرفهاي را زير پا ميگذاريد! به همين دليل است كه مسئله اخلاق حرفهاي و پزشكي بر خلاف اخلاق عمومي با كليات و كليگويي از قبيل اينكه «دروغ نگوئيد»، «تهمت نزنيد» و. . . پيش نميرود، بلكه بايد مصداقها را به طور دقيق مشخص كرد و با توجه به آنها فضا را مديريت كرد.
مسئلهاي كه جامعه بشري هميشه در برابر حرفههاي پُر ارج و قربي مثل پزشكي با آن مواجه بوده، اين بوده است كه به دليل اعتماد و نيز تخصصي بودن كار، نظارت بر اين حرفهها را به صاحبان آنها سپرده است، به همين دليل در موضوع اخلاق حرفهاي و پزشكي بايد به مسائل اختصاصي و ويژه اين حرفه كه شايد در حرفههاي ديگر وجود نداشته باشد، توجه كافي كرد.
آقاي دكتر! خيلي بيتعارف و بدون ملاحظه ميپرسم؛ خيلي اوقات در جامعه شنيده ميشود كه وضعيت اخلاقي در برخي طيفهاي جامعه پزشكي و پرستاري چندان مطلوب نيست و حتي برخي آمارهاي نظام پزشكي هم به همين مسئله اشاره ميكند؛ شما چقدر وجود اين مسئله را قبول داريد و اساساً چه راه حلي براي آن پيشنهاد ميكنيد؟ اگر بخواهيم مقايسهاي ميان حرفه پزشكي و ساير حرفهها و مشاغل داشته باشيم، در حرفه پزشكي مسائل و سختيهايي را ميبينيم كه شايد در حرفههاي ديگر به اين اندازه ديده نشود؛ مثلاً در اين حرفه افراد بسياري را داريم كه به خاطر سختيها، ظرافتها و پيچيدگيهاي كارشان، توجه كافي به خود و خانوادهشان ندارند و به همين خاطر ممكن است در حين انجام وظيفه پزشكي يا به مرور زمان، آسيبهايي به خودشان يا به اطرافيان آنها برسد؛ البته قبول دارم كه در عرصه پزشكي و طبابت هم شاهد برخي بداخلاقيها و بياخلاقيها هستيم كه با توجه به قداست اين حرفه، كم آن هم زياد است! يعني اگر در جامعه حدود ۱۳۰ هزار نفري پزشكان كشور، پزشكي كوچكترين تلخي با بيمارش داشته باشد، از آنجايي كه بيمار از پزشك توقع همدردي دارد، اين مسئله را تلخ و ناپسند ميبيند، در حالي كه ممكن است در ساير حرفهها و مشاغل اين مشكلات و ناراحتيها به مراتب بيشتر باشد.
يعني شما اين بياخلاقيها را توجيه ميكنيد؟! نه! حرف من اين است كه براي بهبود رفتار حرفهاي جامعه پزشكان بايد لوازم آن را هم فراهم كنيم؛ اين لوازم به طور خلاصه در سه نكته قابل بررسي است؛ «تدوين كدهاي اخلاق پزشكي»، «نظارت همهجانبه» و «فراهم كردن زمينههاي مناسب» به نحوي كه امكان كارهاي غيراخلاقي و غيرحرفهاي كم شود. مثلاً وقتي پزشكي را به منطقهاي محروم و دور افتاده اعزام ميكنيم و حقوق او را هم بنا به هر دليلي از جمله تأخير از جانب بيمهها، دير پرداخت ميكنيم، يعني او را به سمت تخلف سوق دادهايم! البته من نميخواهم بگويم كه همه تخلفات ناشي از مسائل اينچنيني است و آنها را توجيه كنم، اما به هرحال بايد زمينههاي تخلف را با اختصاص به موقع منابع و مديريت آنها از بين ببريم يا به حداقل ممكن برسانيم.