
در چندين دهه اخير، موسيقي غربي و سينماي هاليوود با رواج انديشههاي خود بر ذهن و فكر مردم سراسر جهان تأثيرگذار بودهاند. بيشترين تأثير اين دو حوزه بر جوانان و نوجوانان به عنوان مخاطبان اصلي محصولات توليد شده بوده است. پس از موسيقي و سينما، سريالهاي تلويزيوني نيز جاي ويژه و مهمي را به خود اختصاص ميدهند كه نميتوان به راحتي آن را ناديده گرفت چراكه اين مجموعههاي تلويزيوني روز به روز از مخاطبان بيشتري برخوردار ميشوند. اعضاي خانواده در كنار يكديگر به تماشاي اين برنامهها مينشينند و از آنجا كه موضوعات مطرح شده در اين مجموعهها به مسائل خانوادگي چون عشق، جدايي و مشكلات فرزندان ميپردازند، ناخودآگاه افراد را به خويش جلب ميكنند.
پس از موارد بالا چاپ و نشر كتاب از اهميت بالايي برخوردار ميشود كه به لحاظ در اختيار داشتن تكنولوژيهاي برتر چاپ و نشر و همچنين سرمايههاي هنگفت براي شناساندن و تبليغ كتابهاي مورد نظر غرب بسيار قابل توجه است.
اما همگي اين موارد رفتهرفته جاي خود را به فناوريهاي مدرن ميدهد. بر اين اساس، امروزه ديگر پيشرفتهاي دنياي الكترونيك، دنياي مجازي اينترنت و برخي شبكههاي ارتباط جمعي آن است كه بر ذهن و انديشه مردم در سراسر جهان تأثير ميگذارد. آنچه در اين ميان از نظرها پنهان ميماند، تغيير و جهتيافتن انديشه انسانها به شكلي كاملاً نامحسوس ميباشد.
پژوهشگران معتقدند اين تحولات خفته كه در سالهاي اخير بيشتر در ميان مردم براي خويش جا و مكاني يافته است تا پايان سال ۲۰۱۲ نيز به روند خود ادامه خواهد داد و بيشك سالهاي بعدي را نيز دربرخواهد گرفت و حتي رابطه تنگاتنگ گسترش و پيشرفت امكانات و فرهنگ از طريق اين ابزارهاي مدرن نيز دليلي براي ناديده گرفتن تأثيرات پنهان و مخرب آنها نميشود.
حقيقت آن است كه فناوريهاي اين چند دهه اخير بشر در نشر و گسترش فرهنگ تأثير بسزايي داشته است و پيشرفتهاي چشمگير انجام شده در اين حوزه چهره جهان را به طور كل به سمت بهرهوري بيشتر از زندگي سوق داده است. امروزه در هر كوچه و خياباني ميتوان افراد مختلفي را مشاهده كرد كه با «ام پي تري»، «آي فون» يا «آي پاد» خويش سرگرم شنيدن يا خواندن هستند. گوشيهاي مختلف نيز با كاراييهاي متنوع و گوناگون امكان خواندن يا گوش دادن به مطالب را براي افراد به وجود آورده است. اما به رغم تمام اين موارد بايد اعتراف كرد كه به عنوان مثال دو دنياي مجازي «گوگل» يا شبكه اجتماعي پرطرفداري مانند «فيس بوك» هر كدام توسط شركتهاي امريكايي قدرتمندي ساخته شده است كه با نيروي جادويي تكنولوژي، ميليونها انسان را در جايجاي جهان زير پوشش خود قرار ميدهد و به انديشههاي آنها سمت و سو ميدهد.
محققان همچنين معتقدند شركتهاي امريكايي «اپل» و «گوگل» تأثيرات گستردهتري را در سال ۲۰۱۲ بر عادات و رفتارهاي مردم خواهند داشت و با پيوستن شركت «موتورولا» به «گوگل» كه در راستاي ساخت و توليد گوشيهاي هوشمند و ساخت «آي پاد ۳» صورت گرفته است، اين تأثيرات بيشك شدت خواهد گرفت. پروژههاي شركت «گوگل» به اين ميزان محدود نخواهد شد و پس از اين نيز اهداف شركت «گوگل» يكي پس از ديگري ادامه پيدا خواهد كرد تا آنجا كه اين شركت مبدل به فرهنگ لغت اطلاعاتي و جهاني خواهد شد كه كتاب، فيلم و تصاوير مختلف را دربربگيرد.
شايد تأكيد بر آگاه ساختن افراد از تأثيرات پنهان فناوريهاي مدرن كه به جهاني شدن ميانجامد، از ديد برخي بزرگنمايي به نظر آيد. اما آن چه بايد به اين دسته افراد كه غالباً خود را روشنفكر و اهل انديشه آزاد به شمار ميآورند، متذكر شد آن است كه در روند جهانيشدن اندكاندك هويت افراد از بين خواهد رفت.
شايد بد نباشد كه بدانيم پژوهشگران جهان غرب نيز به اين موضوع توجه داشتهاند و كتابهايي نيز در اين خصوص به رشته تحرير درآوردهاند تا مردم را از تأثيرات سوء اين فرآيند مطلع نمايند.
«به سوي فهم جهاني شدن فرهنگ» از «پل هوبر» يكي از اين پژوهشها ميباشد. يكي از مهمترين پرسشهاي مطرح شده در اين كتاب ميزان رابطه و تعامل فرهنگهاي ملي و بومي با فرهنگ جهاني ميباشد. مطالب كتاب خوانندگان را به تأثير نقش فناوريهاي مدرن، ارتباطات جديد و ميزان تأثير اين موارد بر انديشه، اعتقادات و حتي ظاهر انسانها در نقاط مختلف جهان متوجه ميكند.
«هنر و ادبيات در زير فشارهاي جهاني شدن» تأليف «جوست اسمايرز» نويسنده هلندي نيز كتاب ديگري است كه در ۴۱۶ صفحه از ابعاد مختلفي به موضوع جهاني شدن و تهديد فرهنگها و هنرهاي مختلف نگاه ميكند، به عنوان مثال در بخشي از اين كتاب به نبود موضوعات مهم انساني در گستره فرهنگ جهانيشدن، پرداخته شده است. مؤلف معتقد است جهانيشدن، لطمه بزرگي را به فرهنگها وارد ميكند و حجم وسيعي از موضوعات مهم بشري قدرت همگام شدن با خواستههاي مالكان قدرت فرهنگي در جهان را از دست ميدهند چراكه در زير سايه فرهنگ مصرفي، معاني و مفهومهاي بسياري از ارزش و اعتبار ساقط ميشوند. در اين راستا مفاهيمي چون احترام به ديگر فرهنگها، برابري و تعاون ميان انسانها حذف ميشوند تا انديشههاي اقتصادي و مالي مورد نظر اين مالكان بر اريكه قدرت، جا خوش كنند.
نكته بسيار مهمي كه اين كتاب به خوانندگان خود هشدار ميدهد، آن است كه جهاني شدن فرهنگ و هنر باعث از بين رفتن هويت افراد و وابسته شدن به هويتي بيپايه و اساس خواهد شد.