ایسنا: مركز بينالمللي پژوهشهاي راهبردي تركيه موسوم به USAK با انتشار گزارشي در سايت اينترنتي خود به ارزيابي ظرفيتهاي تركيه بهعنوان يك قدرت منطقهيي پرداخته است.
در بخشي از اين گزارش كه به قلم سفير پيشين تركيه در بروكسل و لندن و قائم مقام وزارت امور خارجه و مشاور عالي تورگوت اوزال در سياست خارجي نوشته شده است به موانع تركيه در رسيدن به جايگاه يك قدرت منطقهيي اشاره مي كند و مي نويسد: نكته مهم ناتواني تركيه در تدوين يك دستور كار در سياست خارجي است. در اينخصوص اين كشور هميشه در پشت سر بازيگران ديگر منطقه قرار دارد، بهعنوان مثال درباره موضوع كشتي مرمره آبي، تركيه نتوانست به اتخاذ يك موضع قاطع در برخورد با آن اقدام كند.
ارزيابي دقيق اين كه تركيه به عنوان يك كشور الگو در منطقه در آمده قابل بحث است. ارزشهاي ويژهاي كه تركيه درصدد القاي آنها در خاورميانه از طريق اعمال سياست خارجي خود بوده هنوز بهطور دقيق تعريف نشده است. بهعلاوه اتخاذ مواضع اخير در سياست خارجي تركيه بهطور سيستماتيك نبوده كه اين امر متأثر از سياستهاي داخلي اين كشور بوده است.
حقيقت آن است كه تركيه هنوز نتوانسته به يك آشتي ملي در سياستهاي داخلي دست يافته و گامهاي اساسي در جهت حل و فصل موضوعات ساختاري جامعه از جمله مشكل اكراد بردارد. اين امر منجر به اتخاذ مواضع مناقشه برانگيز در سياست خارجي اين كشور شده است. به سختي ميتوان گفت كه بازيگران بزرگ و كوچك منطقهيي دنبالهرو سياستهاي تركيه هستند.
به نظر ميرسد تركيه تنها منافع حال حاضر خود را مد نظر قرار ميدهد. سوء برداشت جهان عرب از مواضع مشخص تركيه ميتواند عامل بالقوهاي براي مخدوش شدن چهره بالقوه مثبت تركيه نزد آن كشورها شود.
ابن گزارش در ادامه افزوده است: در مجموع بين نقشي كه تركيه آرزو دارد بازي كند و ظرفيتهايي كه داراست تناقض وجود دارد. استراتژي سياست خارجي تركيه در دهههاي اخير مبين قرار گرفتن اين كشور در جناح كشورهاي حقمدار است، اما هماهنگي بين مواضع اعلامي و اقدامات سياسي است كه ميتواند به سياست خارجي يك كشور اعتبار بخشد.
اگر يك دولت در عرصه بينالمللي نتواند حتي بخش كوچكي از آن چه را كه تضمين كرده بهدست آورد و يا نتواند ظرفيتهاي خود را در رابطه بـا رسيدن بـه اهداف جاه طلبانهاش افـزايش دهد، اين امر ميتواند نتايج معكوس براي سياست خارجي آن كشور به همراه داشته باشد. تركيه نيازمند يك ديالوگ در مورد افزايش ظرفيتهاي خود است. در اين رابطه نياز مبرم به مطالعات تجربي با حمايت دادههاي واقعي احساس ميشود. تركيه كشوري است كه از يك شكاف بين انتظارات و قابليتها رنج ميبرد و تا كاستيهايي را كه به آنها اشاره شد مرتفع نكند قادر نيست تا به يك رهبر منطقهيي تبديل شود.