
وي با كار در تئاتر دفاع مقدس با مضامين و پيشزمينههاي ديني، فرهنگي و همكاري با سيدجواد هاشمي در حوزه نمايش شناختهتر شد. گفتوگوي ما با وي در مورد نمايش «مسترپرزيدنت» است كه اكنون در مجموعه تئاتر شهر روي صحنه رفته است.
دليل بيان ديالوگ خدايا بدتر از ما را بخشيدي، ما را هم ببخش در ورود به هالهاي از طنز، تم ديالوگگويي است يا بداهه است؟ اين ديالوگ از خودم است و در تمرين به وجود آمد. من پاي منبر بزرگ شدهام. در ماه محرم آخوندي داشتيم كه ميگفت خدايا از ما بدترهايش را بخشيدي، ما را هم ببخش. يك روز روحاني مسجد ما نيامده بود كه از ميان جمعيت فردي به اشتباه اين جمله را بيان كرد و اين شد بنمايه ديالوگ من و اين ديالوگ انصافاً ديالوگ زيبايي است.
منظور از خلق پرسوناژ آقاي رئيسجمهور از منظر اجرايي نمايشي كه داشتم در امريكا زندگيام را ميكردم كارگردان من را از دل قصه بيرون كشيد، چيست؟ ماجرا اين است كه آقاي لاورم يك آدم داستاني بود و اول ترجمه شد، بعد نمايشنامه و چون نمايشنامه شده،اين كاراكتر تعرض به اين است كه شخصيت نمايشنامهاي شده است و ميگويد من اصل هستم و آنكه بازي ميكند كپي است و در واقع به كپي اعتراض دارد و دست آخر ميگويد من بازيگرم نه تو.
تم گزارشي داستاني آقاي رئيسجمهور چيست؟ شغل دوم آقاي لاورم بعد از جنگ كويت، عراق و عربستان حفاظت از شخصيت رئيسجمهور آن زمان آقاي بوش پدر است. حال به اين بهانه كه رئيسجمهور دارد ميآيد اين نمايش را ببينيد، ميخواهد بگويد اين كاراكتر اصلي نيست و جعلي است كه در فرآيند اين كاراكتر، نمايشنويس آمده و يك فضاي ضدامريكايي و امپرياليستي به وجود آورده، به اين دليل كه ارتش امريكا به سربازان خود هم رحم نميكند، به اين معنا كه يك آدمكش هستم و براي كشورم آدم ميكشم. در اين روند، اعتراض همسر لاورم و دوستانش روي لاورم تأثير نميگذارد و تنها ميماند و در آخر نمايش ميبينيم كه به واقع تنهاست، مثل الان كه همه كشورها اذعان دارند امريكا فقط به فكر منافع خودش است و حتي خود امريكا ناقض اين گفته است كه من همان طور كه به فكر مردم خودم هستم به فكر ساير كشورها همچون مردم خودم هستم. در واقع همه امريكا را نقد ميكنند اما امريكا خود را جدا از همه اين نقدها ميداند. در طول نمايش هر كس به لاورم ميرسد او را مورد نقد قرار ميدهد ولي خود لاورم در طول نمايش فكر ميكند حقيقت مطلق است چون در توهم زندگي ميكند و در توهم حق به جانب بودن است.
دليل نشان دادن روابط غيراخلاقي در جامعه امريكا چيست؟ فكر ميكنيد مخاطبان ايراني نميدانند كه در كشورهاي امپرياليستي و ضدفرهنگ چنين مسائلي اشاعه گسترده و بليغ دارد؟ براي نشان دادن غيراخلاقي بودن امريكا و جعلي بودن سياستهايش مجبور بوديم از كلماتي كه فيلتر مميزي و نمايشنويس گذشته نشان دهيم كه خود امريكا از اساس غيراخلاقي است. مخاطبان ميدانند ولي نميدانند در فضاي ميليتاريستي يا نظامي يا جنگي امريكا اين فساد اخلاقي وجود دارد. وقتي بازيگر ميگويد اين اتفاقها در فضاي نظامي امريكا ميافتد مخاطب پي به فساد اخلاقي در ارتش امريكا ميبرد.
چرا ديالوگها اينقدر بيمحابا به همه چيز پرخاش كرده است؟ براي مثال: صدام... يا من براي وطن... اين ادبيات نمايشي مغاير با اصول اسلامي و نمايشي ماست؟ ممكن است توضيح دهيد؟ اگر قرار بود يك كار مذهبي ايراني كار كنيم، حرف شما درست بود ولي قرار بود فضاي خشن، فاسد، بيمحابا و لجن امريكا را نشان دهيم، به اين دليل بايد سراغ كلماتي ميرفتيم كه اين كثافات را نشان دهد ولي اين را درك ميكنيم كه ميتوانستيم كلمات بهتري انتخاب كنيم چون ادبيات ما ادبيات نجيبي است تا آنجا كه توانستيم اخلاقياش كرديم.
به بخش خوبي از مسائل امريكا از جمله همجنسبازي پس از بودن با همسر اشاره و تأكيد داشتيد. در مورد اين موضوع توضيح دهيد.
دولت امريكا حتي وظيفهاش را نسبت به برگرداندن سرباز امريكايي به منزلش، به خانواده و به پدر و مادرش انجام نميدهد و سرباز را رها ميكند در برهوت جامعه كه ميتواند درگير مخدر يا همجنسبازي و قاچاق اسلحه و... شود.
منظور از كلمه كلمن در ديالوگگويي نمايش چيست و اين كلمه بين سربازان امريكايي به چه معناست؟ امريكاييها سربازان خود را مسخره ميكنند حتي سربازاني كه دست و پاي خود را براي تفكر امپرياليستي از دست دادهاند و كلمه كلمن اصطلاحي است كه خود سربازان امريكايي به سربازاني ميدادند كه دست و پايشان را در جنگ از دست دادهاند.
پارچه نصب شده روي سينه آقاي لاورم نشانه چيست؟ نشاني است كه هر سربازي زنده از جنگ برگردد به آن ميدهند و اين نشان فقط به سربازاني كه از عراق زنده برميگشتند تعلق ميگيرد، چون براي جنگ در اقليم عراق آموزشهاي خاصي ديدهاند.