سارا سرور: نشريه كانادايي «كرسنت اينترنشنال» با عمر ۴۰ ساله فعاليتي خود توانسته است به اعتبار و بينشي دست يابد و در ميان جمعيت قابل ملاحظه مخاطبان خود تأثيرات مهمي داشته باشد. بسياري از دانشگاهيان بانفوذ، سياستمداران، فعالان و چهرههاي مذهبي در بسياري از كشورها نگاه خود به مسائل جاري را بر اساس تحليلها و گزارشهاي اين نشريه تطابق ميدهند با اين حال اين نشريه هيچگاه مرجع گزارشها و تحليلهاي خبري رسانههاي جريان اصلي قرار نگرفته و به كنفرانسهاي مهم و بزرگ يا مباحث و مناظرات حساس دعوت نشده است. مقصود جواد اف، روزنامهنگار نشريه كانادايي «كرسنت اينترنشنال» و عضو اتحاديه مطبوعات جهان اسلام و پژوهشگر مؤسسه انديشه معاصر اسلامي در تورنتو ( PUIW) است. گفت و گوي «جوان» با اين پژوهشگر پيرامون علل ضعف رسانههاي جهان اسلام، ميزان اثرگذاري اتحاديه مطبوعات جهان اسلام و غيره را در ادامه خواهيد خواند.
آقاي جواد اف، امروزه بدون شك رسانه نقش قدرتمندي را در جهان ايفا ميكند اما چرا تا كنون جهان اسلام نتوانسته به يك اجماع رسانهاي دست پيدا كند؟ در شرايطي كه اسلام دين قرابت و برادري است چرا هيچ گونه همكاري ميان رسانههاي جهان اسلام وجود ندارد؟ براي مثال در جريان ناآراميهاي بحرين چرا بعضي از رسانههاي متعلق به كشورهاي اسلامي بيداري اسلامي بحرين را پوشش نداده و نميدهند؟ مفهوم رسانه در اسلام عميقاً ريشه دوانده است. نماز جمعه به خودي خود يك رسانه قدرتمند است. پيش از پيدايش اينترنت و سايتهايي مثل «YOU TUBE»، شعر يكي از مهمترين اشكال رسانه در دوران ابتدايي اسلام بوده است به نحوي كه رهبران اسلامي نيز از آن حمايت ميكردند. براي مثال، زماني كه امام سجاد ( ع ) به مراسم حج رفته بودند مردم به احترام راه را براي دسترسي امام به كعبه باز كردند در صورتي كه شاه هشام بن عبد المالك، به سختي در ميان جمعيت تقلا ميكرد تا به كعبه برسد. او با ديدن اين صحنه به شدت خشمگين شد و با لحني طعنه آميز پرسيد: «اين مرد كيست كه مردم راه را براي رسيدن او به كعبه باز ميكنند؟» از قضا فرزدق، شاعر بزرگ عرب نيز در ميان جمعيت بود. او از طريق سرايش شعري در مدح مقام امام سجاد ( ع ) و كسر شأن و مقام شاه به او فهماند كه مردم راه را به روي چه كسي باز ميكنند. بعدها امام سجاد (ع ) مبلغي پول را به عنوان هديه براي «فرزدق» فرستاد تا كمال قدرداني خود را بابت شجاعت او در افشاي حقايق ابراز نمايد. اين نشان ميدهد كه مفهوم رسانه در اسلام ريشه دارد. هر چند در طول يك قرن گذشته به خصوص در دوران ابتدايي توسعه و گسترش تكنولوژي تلويزيون و راديو، انگليس از طريق قبيله عربستان سعودي دست به ترويج خط تفكر خوارجي زد؛ تفكري كه امروزه آن را وهابيت ميناميم. بر اساس اين تفكر كه در بخش عمدهاي از جامعه مسلمانان رواج پيدا كرده است تلويزيون حرام تلقي ميشد. تا همين ۳۰ يا ۴۰ سال پيش بعضي از جوامع اسلامي تلويزيون را يك دجال ميدانستند و با جوانان مسلماني كه پاي تماشاي برنامههاي تلويزيوني مينشستند برخورد ميكردند. اين امر به شكلگيري نوعي غفلت در مطالعات رسانهاي جهان اسلام نيز منجر شد. هنوز بخشهايي از امت اسلامي نگرش منفي و غير ضروري مشابه را نسبت به اينترنت تجربه ميكنند. اين نگرش حاصل القائات شبه دانشمندان مطيع حكمرانان فاسدي است كه به واسطه قدرتهاي امپرياليستي چون ايالات متحده امريكا بر سر قدرت باقي ماندهاند. عروسكهاي خيمه شب بازي كه بيشترين بخش از مناطق جهان اسلام را تحت سيطره خود دارند حتي به ترويج منافع مسلمانان و مفاهيم اسلامي نيز علاقهاي ندارند؛ آنها تنها نگران منافع مادي قبايل خود هستند؛ به همين خاطر هم در رابطه با بحرين بعضي از كشورهاي اسلامي براي پنهان نگه داشتن ماهيت واقعي حوادث فرقهاي عمل كردند.
كشورهاي نفتخيز و ثروتمند عربي با منابع مالي غني خود ميتوانند از طريق بنيان گذاشتن رسانهاي قدرتمند تأثير بسياري در از بين بردن اسلام هراسي داشته باشند. چرا اين كشورها در اين فرآيند خنثي عمل ميكنند؟ آنها خنثي عمل نميكنند؛ آنها آشكارا در كنار نيروهاي مروج اسلام هراس حركت ميكنند. سركرده اسلام هراسي در عصر مدرن همان مهمانان ثابت VIP در بسياري از كشورهاي مسلمان هستند. اسلام نگراني اوليه رژيمهاي غير منتخب در جهان اسلام نيست؛ نگراني اوليه آنها ثروت و قدرت شخصي است.
در حالي كه اسلام هراسي در غرب به شدت جريان دارد، روزنامه نگاران و اصحاب رسانه در جهان اسلام نميتوانند دست روي دست بگذارند و شاهد اعمال مخرب امپرياليستها در جهت تخريب تصوير اسلام باشند. در اين رابطه چه وظايفي بر دوش اصحاب رسانه جهان اسلام است؟ اصحاب رسانه در جهان اسلام بايد فرهيختهتر شوند و بدانند كه چگونه بايد مخاطبان از اقشار و اقوام و مليتهاي مختلف را بدون به خطر انداختن اصول اصلي و جوهره پيام اسلامي خطاب خود قرار دهند. در واقع براي اينكه بتوانيم براي حل مشكلات جهاني از راه حلهاي اسلامي به شيوهاي متدبرانه و جذاب كمك بگيريم بايد در حوزههاي مختلف آموزش ببينيم. اصحاب رسانه در جهان اسلام نياز به ايجاد مؤسسات معتبر و سازماندهي شده آموزش روزنامه نگاري با بودجههاي مكفي دارند؛ مؤسساتي كه به رشد و تعالي روزنامه نگاران در آينده كمك كند. برنامه درسي اين مؤسسات بايد از طريق همكاري مشترك كارشناسان اين حوزه از كشورهاي مختلف طراحي شود. آموزش روزنامه نگاران مسلمان بايد شامل تمام جوانب روزنامه نگاري از سبكهاي گزارش نويسي گرفته تا تكنيكهاي نوشتن، مهارتهاي تحليلي، اصول و روش تحقيق و آموزش فناوري باشد. براي عملي كردن اين روشها رسانههاي اسلامي نياز به مكانيزمهاي قوي و مستحكم مالي دارند. در حال حاضر ما در نشريه «كرسنت اينترنشنال» در تدارك تأسيس صندوق بينالمللي مالي رسانههاي جهان اسلام هستيم كه بر اساس بخشنامهاي مبني بر طرح اعطاي وامهاي خرد پايهگذاري خواهد شد. اميدواريم كه اين طرح به زودي به يك واقعيت عملي و استراتژيك تبديل شود.
امروزه بسياري از سياستهاي ناخواسته از طريق هزاران شبكه ماهوارهاي به كشورهاي مختلف دنيا منتقل ميشود؛ رسانههاي اسلامي چگونه ميتوانند مانع اين تبليغات شوند؟ راستش ما نميتوانيم اين تبليغات را متوقف كنيم و نبايد هم اين كار را كرد! ما بايد راههاي مقابله با آن را از طريق ارائه محتواي خوب در كار رسانهاي خود فرا بگيريم. بايد ياد بگيريم كه چگونه اطلاعات را مديريت كنيم. قدرتهاي امپرياليستي، پيام اسلام را مسدود نميكنند؛ در عوض آنها اين پيام را دستكاري ميكنند و حق را باطل و باطل را حق جلوه ميدهند. اين روش در عصر مدرن به پروپاگانداي نيمه واقعي شهرت دارد. ما بايد ياد بگيريم كه چگونه ماهيت باطل را از طريق مديريت اطلاعات افشا كنيم. يكي از راهها پايان دادن به استفاده از رسانههاي جريان اصلي به عنوان نقطه مرجع در تحليل وقايع است. اما اين تكنيك بستگي به نوع مخاطبان شما دارد؛ گاهي تكنيك ناديده گرفتن رسانههاي جريان اصلي در ميان بعضي از مخاطبان و در برخي محيطها براي شما نتيجه معكوس در بر خواهد داشت. اين مهارت تنها از طريق به روزرساني مداوم علوم و تجربهاندوزي حاصل ميشود و به همين دليل ما نياز به مؤسسات آموزشي داريم. مؤسسه انديشه معاصر اسلامي ( PUIW) نيز چنين خدماتي را ارائه ميدهد اما مشكل كمبود بودجه مالي است كه باعث ميشود نميتوانيم مفهوم آموزشي را در سطح جهاني تعريف كنيم و اين ما را مجبور ميكند كه فعلاً در خصوص اين مسئله مهم عقب نشيني كنيم. مسلمانان حاضرند كه هزينههاي مالي مساجد را تأمين كنند در حالي كه امروز ايجاد چنين مؤسساتي به اندازه تأسيس مساجد ضرورت دارد. در غرب شرايط به كل فرق ميكند. مؤسسات مختلف در زمينه جنگ نرم در غرب حامي و كمك يكديگر هستند. براي مثال مؤسسه هادسون حامي قدرتمند مالي مؤسسه «استراتژيهاي صهيونيستي» ( IZS) را پشت خود دارد كه ۵۰ درصد بودجه چند صد هزار دلاري اين مؤسسه را ظرف چند سال گذشته پرداخت كرده است.
رسانههاي غربي تا كنون در انتقال فرهنگ و ايدئولوژي خود به جوامع مسلمان موفق بودهاند. در مقابل رسانههاي جهان اسلام در اين راه چقدر توانا بودهاند؟ بنا به سه دليل موفقيت رسانههاي جوامع مسلمان در جوامع غربي تحتالشعاع قرار گرفته است؛ اول، عدم پشتيباني اين ابتكار از سوي دولتهاي مسلمان، دوم كيفيت پايين رسانه و روزنامه نگاري در رسانههاي دولتي اين كشورها و سوم عدم وجود نگاهي تركيبي با روشهاي معاصر در جهت ارائه راهحلهاي متمدنانه اسلامي براي مسائل جهاني. شبكه PRESS TVبا همكاري ساير رسانههاي اسلامي ميتواند به شكلي بالقوه در اين حيطه انقلابي را به راه بيندازد اما اين به كاري هماهنگ و سازماندهي شده نياز دارد و ما در حال حاضر از اين منظر خيلي عقب هستيم.
از سال ۲۰۱۱ تا كنون موج اسلام هراسي در سرتاسر جهان شدت گرفته است. رسانههاي غربي آنقدر اذهان عمومي را دستكاري كردهاند كه حالا هرگاه نام اسلام به زبان ميآيد تمام افكار اين جوامع روي مسئله تروريسم متمركز ميشود؛ هدف پشت پرده چنين سياستي چيست؟ ايده اصلي در پشت اين خط تبليغاتي ترويج راههاي هدونيسم و مترياليسم در زندگي و تلاشي براي اولويت دادن اين راهها به روش توحيدي است. قدرتهاي امپرياليستي كنوني ميخواهند مفاهيم مادي خود را به عنوان مفاهيم اوليه و به ديگران القا كنند. اين تلاشي براي ترويج ديدگاههاي رقابتي براي نسل بشر است. به طور كلي اين به هيچ يك مشكل نيست چراكه قرآن در ماهيت خود وحياي بر اساس بحث و استدلالات ديدگاههاي مختلف است. مشكل اينجاست كه رسانههاي غربي بيش از اندازه خود را مكمل سياستهاي سرسختانه غير قابل توجيه و تهاجمي رؤساي حاشيهاي و پشت پرده خود كردهاند.
با توجه به بيداري اسلامي در بسياري از كشورها و پتانسيل بالاي اسلامگرايي در سرتاسر جهان، رسانههاي جهان اسلام چگونه ميتوانند از اين قابليت استفاده كنند؟ نقش رسانه در بحبوحه انقلابها و بيداري اسلامي چيست؟
رسانههاي امپرياليستي و نيز رسانههاي طرفدار صهيونيسم سعي دارند با استفاده از عباراتي حاشيهاي چون «بهار عربي»، «بيداري جهان عرب» يا «قيام دموكراسي» از فرآيند بيداري اسلامي تصويري سكولار، ماترياليستي و ضد اسلامي را به نمايش بگذارند. وقتي ولايت فقيه براي اولين بار از خيزشهاي مسلمانان در جهان اسلام به عنوان «بيداري اسلامي» ياد كردند، قدرتهاي جهاني و مؤسسات جنگ نرم صهيونيستي همچون «تينك تانكس» – THINKTANKS- سعي كردند كه اين اصطلاح را خنثي كنند. هر چند كه حمايت كتمان ناپذير مسلمانان تونسي، مصري، بحريني، ليبيايي و يمني از اين جنبشهاي اجتماعي – سياسي محور آنها را در اين راه ناكام باقي گذاشت. رسانههاي اسلامي بايد از شرايط كنوني جهان عرب استفاده كنند و حقيقت آرمانهاي اسلامي مردم اين منطقه را به جهان نشان دهند. رسانههاي اسلامي بايد از بحث كردن بر سر اين مسئله كه آيا فلان گروه اسلامي طرفدار دموكراسي است يا خير بپرهيزند؛ چرا كه تعريف دموكراسي به هيچ وجه ايستا نيست و همواره از سوي قدرتهاي امپرياليستي دچار تغيير ميشود و اين براي كساني كه حمايت خود از جنبشهاي اسلامي را گسترش ميدهند مشهود نيست. هنگامي كه مسلمانان به حماس، حزب الله و اخوانالمسلمين رأي دادند برايشان معيارهاي غربي مهم نبود. آنها براي حمايت از برنامههاي يك حكومت اسلامي رأي دادند. دولتهاي غربي در هر نقطه جغرافيايي از جهان اسلام هميشه از حكمرانان خودكامه حمايت كردهاند؛ اين نكتهاي است كه به هيچ وجه در رسانههاي غربي برخلاف مباني دموكراتيك بيان نميشود. رسانههاي غربي قادر هستند كه مفاهيمي چون حكومت قانون، انتخابات و آزادي بيان را زير سايه ارزشهاي سكولار به اصطلاح حكومتهاي دموكرات غربي نمايش دهند. اسلام نيز هيچ منافاتي با انتخابات آزاد، حكومت قانون و آزادي بيان ندارد و اينها جزئي از ارزشهاي اسلام به شمار ميآيند. اسلام مخالف روند انتخابات نيست بلكه مخالف دموكراسي است كه زير بار ايدئولوژي دگماتيك و جزمي تعريف شده باشد. انتخابات، آزادي بيان و حكومت قانون بايد تعريفي ثابت داشته باشد. اين تعاريف بايد به روشي هماهنگ و عالمانه صورت بگيرد. براي ترويج اين مفاهيم، رسانههاي اسلامي بايد پيوندهاي محكمي را با مؤسسات رسانهاي در كشورهاي غير مسلمان سرتاسر جهان ايجاد كنند تا بتوانند در برابر تجاوز، امپرياليسم و هدونيسم بايستند.
امروزه در زمينه نشريات و مطبوعات هم برخي جرايد غربي سعي در اسلام هراسي دارند. به نظر شما ارگاني چون اتحاديه مطبوعات جهان اسلام ( PUIW) كه چندي پيش در ايران پايه گذاري و تأسيس شد تا چه اندازه ميتواند به عنوان يك قدرت رسانهاي در برابر پروپاگانداي ضد اسلامي بايستد؟ مقابله با تبليغات ضد اسلامي نبايد به اولويت اوليه PUIW تبديل شود. وظيفه اوليه اين اتحاديه بايد ارتقاي كيفيت روزنامهنگاران مسلمان و مطبوعات جهان اسلام باشد. اين به خودي خود به مقابله با تبليغات ضد اسلامي ميانجامد. PUIW بايد به سكوي پرشي براي روزنامهنگاران مسلمان و رسانههاي آنها تبديل شود به نحوي كه اين اصحاب رسانه و رسانههايشان بتوانند از تجارب يكديگر بهره برده و به روشي سازماندهي شده با يكديگر همكاري داشته باشند.
چند سال پيش بعضي از رسانههاي غربي حضرت محمد (ص) و قرآن كريم را مورد اهانت قرار دادند و اين اقدام توهين آميز در لفاف اصطلاح آزادي مطبوعات صورت گرفت. آيا تعريف غرب از آزادي مطبوعات صحيح است و آيا به واقع غرب دغدغه حفظ آزادي مطبوعات را دارد؟ آزادي مطبوعات در غرب تعريف ثابتي ندارد و مطابق با دستور كار سياسي و اقتصادي سياستمداران تغيير ميكند. توهين به اسلام آزادي مطبوعات است اما انتقاد از صهيونيسم، يهودستيزي است. پايبندي به آزادي مطبوعات در غرب هميشه مستمر و پايدار نيست. وقتي دولتهاي غربي قوي هستند و ميتوانند افكار عمومي جهان را كنترل كرده و آن را مطيع خود كنند حلقه آزادي مطبوعات را گشادتر ميكنند چراكه ميدانند اين آزادي نميتواند دستگاه قدرت آنها را به خطر بيندازد اما هرگاه احساس ضعف كنند همچنان كه اكنون امريكا نيز به اين وضعيت دچار است آنها هر آن كسي را كه اشتباهات استراتژيك غرب را به عرصه رسانه بياورد زنداني ميكنند يا مورد اشد مجازات قرار ميدهند. نمونه آن هم «طارق مهانه» روزنامه نگار شهروندي در امريكا بود كه به ۵/۱۷ سال زندان محكوم شد. دولتهاي غربي به هنر مديريت اطلاعات تسلط دارند؛ آنها ميدانند كه چگونه از طريق تكنيكهاي مديريتي متدبرانه همچون برانداختن تبليغات رسانهاي ناخوشايند يا بستن يك شبكه آزادي مطبوعات را سركوب كنند. آنها هر رسانهاي را كه خوششان نيايد به حاشيه ميكشانند. نمايندگان آنها را به كنفرانسهاي مهم دعوت نميكنند و با آنها مصاحبه نميكنند. اين روشهاي متدبرانه سركوب كردن رسانهاي از طريق مديريت اطلاعات در عين حال توهم آزادي مطبوعات را ايجاد ميكند. هر چند بايد توجه داشت كه امروزه آزادي مطبوعات در كشورهاي غربي از آزادي مطبوعات در بسياري از كشورهاي اسلامي شرايط بهتري دارد چراكه آنها قوي هستند و به هيچ كس اجازه نميدهند كه در كارشان دخالت كند. اين يك واقعيت شناخته شده است كه دولت ايالات متحده امريكا سالانه ميليونها دلار را براي براندازي حكومت اسلامي ايران اختصاص ميدهد. حالا تصور كنيد كه اگر ايران هم اين مبلغ را براي براندازي دولت امريكا اختصاص ميداد مطمئن هستم كه آن وقت هر رسانه امريكايي كه از خود كمترين موضع موافق ايران را بروز ميداد خيلي زود تعطيل ميشد يا در نهايت با موانع شديد بر سر راه خود مواجه ميشد و من به شما اين اطمينان را ميدهم مادامي كه امريكا ضعيفتر ميشود شما نمونه اين اتفاقات را در آينده نزديك بيشتر از پيش شاهد خواهيد بود.
به نظر شما PUIW چگونه ميتواند كمبودهاي رسانههاي اسلامي را جبران كند؟ قبل از هر چيز اتحاديه مطبوعات جهان اسلام بايد اهداف مشخصي داشته باشد و روش مشخص براي رسيدن به اين اهداف را ابداع كند. اين اتحاديه به جاي ماندن در قالب يك سازمان ايراني بايد به يك بدنه جهاني تبديل شود. براي اين كار اين اتحاديه بايد از منابع انساني بينالمللي متخصص در زمينه رسانه از جهان اسلام و نيز كشورهاي غير مسلمان استفاده كند. بهره بردن از كارشناسان رسانه كشورهاي مختلف كه بتوانند در برخي از فعاليتهاي PUIW مشاركت كنند بسيار حائز اهميت است. براي مثال نشريه «كرسنت اينترنشنال» ميتواند به نوبه خود كارشناساني را براي آموزش تكنيكهاي مختلف روزنامه نگاري به اصحاب رسانه و نيز ارائه روشهاي گزارش نويسي در خصوص مسائل مختلف جهاني بدون وابستگي به چارچوب رسانهاي امپرياليسم به اين اتحاديه معرفي كند. رسانههاي ديگر نيز ميتوانند به ارتقاي مهارتهاي اصحاب رسانه در استفاده از تكنولوژيهاي مدرن و غيره كمك كنند. حضور PUIW در جهان بايد محسوس باشد. اين اتحاديه بايد براي رسانههاي اسلامي يك حامي قدرتمند باشد و با سرعتي بيش از سرعت امروزي خود رو به جلو قدم بردارد. اينكه اسلام و مسلمانان يك بدنه جهاني و بينالمللي دارند سرمايه عظيمي است كه بايد از آن بهره برد. PUIW بايد با استفاده از سرمايههاي انساني مسلمانان كار و فعاليت خود را در چهار گوشه جهان بسط دهد.
به عنوان يك خبرنگار مسلمان كه در غرب فعاليت ميكنيد، مشكلات كار كردن يك خبرنگار و روزنامه نگار مسلمان در جوامع غربي را در چه ميدانيد؟ دشوارترين نكته اين است كه شما مجبور هستيد مدام بسياري از مفاهيم را شرح دهيد. توضيح جزء به جزء مسائل ناشي از حملات دائمي عليه اسلام است. اگر براي رسانههاي جريان اصلي تنها يك جمله يا چند ثانيه فيلم براي پرداختن به يك گزارش كفايت كند ما به شواهدي بيش از آن نياز داريم چراكه به دليل شدت پروپاگانداي ضد اسلامي مردم از بسياري از مسائل بياطلاع هستند. وقتي يك خبرنگار از واژه «مجلس» استفاده ميكند اكثر مردم ميدانند كه مراد از مجلس و مفهوم پشت آن چيست. به همين خاطر خبرنگار ديگر نيازي به دادن توضيحات بيشتر درباره مجلس ندارد؛ اما وقتي كه يك خبرنگار مسلمان در غرب از اصطلاح اقتصاد اسلامي يا ولايت فقيه استفاده ميكند بايد حتماً درباره آن توضيح دهد. مشكل ديگر اين است كه متأسفانه رسانههاي گروهي در غرب كارشناسان رسانهاي مسلمان را كه دستور كار سكولار – نئوكلونيستي غرب را بر نميتابند ناديده ميگيرند. براي مثال نشريه «كرسنت اينترنشنال» با عمر ۴۰ ساله فعاليتي خود توانسته است به آن ميزان از اعتبار و بينش دست يابد و در ميان جمعيت قابل ملاحظه مخاطبان خود تأثيرات مهمي داشته باشد. بسياري از دانشگاهيان با نفوذ، سياستمداران، فعالان و چهرههاي مذهبي در بسياري از كشورها نگاه خود به مسائل جاري را بر اساس تحليلها و گزارشهاي اين نشريه تطابق ميدهند با اين حال نشريه ما هيچگاه مرجع گزارشها و تحليلهاي خبري رسانههاي جريان اصلي قرار نگرفته است چرا كه آنها ميترسند با اين كار به ما و ديدگاههايمان وسعت بيشتري دهند. ما هيچ وقت به كنفرانسهاي مهم و بزرگ يا مباحث و مناظرات حساس دعوت نميشويم. به دعوت شدن آنها هم نيازي نداريم چه بسا در ۴۰ سال گذشته به همين ترتيب توانستيم خودمان را بالا بكشيم. اين را براي مثال گفتم كه بدانيد!
سازمانهاي حقوق بشر جهاني مبارزه با ناهنجاريهاي آزادي مطبوعات را جزو وظايف خود ميدانند. آيا PUIW نيز ميبايست به همان شيوه محافظ حقوق خبرنگاران مسلمانان باشد؟
بله، يكي از اهداف اوليه PUIW بايد دفاع از حقوق خبرنگاران مسلمان باشد و اين اهميت بسياري دارد. كمك حقوقي، سياسي و اجتماعي به خبرنگاران مسلمان سركوب شده و تحت ستم يك ضرورت اساسي است. براي مثال، اخيراً رامين بايراموف سردبير پرتال خبري «اسلام آذري» و نيز «نجات علي اف» سردبير «Azadxeber.az» در جمهوري آذربايجان بنا به اتهامات ساختگي بازداشت شدند. حالا حساب كنيد كه اگر يك خبرنگار سكولار در آذربايجان دستگير شود سازمانهاي غربي سريعاً خود را وسط مياندازند و فرياد «نقض آزادي بيان» را سر ميدهند. اما از آنجايي كه «رامين بايراموف» و «نجات علي اف» مسلمان و مدير سازمانهاي خبري اسلامي هستند سازمانهاي رسانههاي جريان اصلي در سرتاسر جهان در خصوص پرونده آنها سكوت كردهاند و حمايت واقعي از آنها صورت نگرفته است. موضوع رامين و نجات نمونه بارزي از استانداردهاي دوگانه سازمانهايي چون سازمان عفو بينالملل، ديده بان حقوق بشر و ديگر سازمانها بود. متأسفانه PUIW تا كنون هيچ حركتي براي معطوف كردن توجه جهاني روي اين دو پرونده انجام نداده است و احتمالاً صدها پرونده ديگر همچون اين دو پرونده نيز وجود دارد. PUIW بايد زمان، توجه و انرژي بيشتري را صرف اين مسائل مهم و حياتي كند.