
باز آنچه در اين ميان قابل تأمل و سؤالبرانگيز بوده اينكه اولاً شبكه الجزيره قطر كه نقش تعيينكننده در تحولات منطقه پيدا كرده است باز نقش پيشتازي در طرح مباحث مربوط به لزوم نبش قبر عرفات پيدا كرده است و دوم اينكه مسئولان تشكيلات خودگردان و همسر عرفات كه در زمان مرگ وي از پيگيري دلايل مرگ مشكوك وي خودداري كرده بودند، اكنون براي آن رغبت نشان دادهاند.
بازخواني يك مرگ مشكوك
ياسر عرفات از سه سال قبل از مرگ مشكوك خود در ۱۱ نوامبر سال ۲۰۰۴ برابر با ۲۱ آبان ۱۳۸۳به مدت سه سال به علت مشاركت در انتفاضه مسجدالاقصي در مقر خود در رامالله در محاصره خانگي قرار داشت. گفته ميشود آخرين بيماري و مشكلات مربوط به سلامتياش ۲۰ اكتبر، دو هفته پيش از مرگ با درد معده آغاز شد. البته اولين گزارش بيماري و درمان عرفات ۲۵ اكتبر برابر با ۴ آبان ارائه و سخنگويش از ابتلاي وي به آنفلوآنزا خبر داده بود. عرفات ابتدا از سوي پزشكان اردني، تونسي و مصري مورد معالجه قرار گرفت، اما بعد از آنكه تلاشها بينتيجه ماند به پيشنهاد آنها و با كسب مجوز رژيم صهيونيستي مبني براي بازنگشتن به سرزمينهاي اشغالي براي ادامه درمان در تاريخ ۲۹ اكتبر ۸ آبان به پاريس رفت و ديگر برنگشت. وي سوم نوامبر برابر با ۱۳ آبان به كما رفت و در ۱۱ نوامبر سال ۲۰۰۴ برابر با ۲۱ آبان ۱۳۸۳ در سن ۷۵ سالگي درگذشت و سپس با انتقال به كرانه باختري در رامالله به خاك سپرده شد.
از همان زمان شايعاتي مبني بر دست داشتن موساد (سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي) و حتي برخي مقامات امنيتي تشكيلات خودگردان فلسطين از جمله محمد دحلان، رئيس دستگاه امنيتي فلسطين در مرگ عرفات وجود داشت، اما اين احتمالات هيچ وقت از سوي هيچ كس حتي نزديكان عرفات جدي گرفته نشد و به نوعي لاپوشاني شد.
اكنون بعد از هشت سال بر پايه نتايج تحقيقات آزمايشگاهي كه در سوئيس انجام شده، معلوم شده كه رئيس فقيد تشكيلات خودگردان احتمالاً بر اثر مسموميت راديواكتيو فوت كرده است. براساس گزارشي كه به تازگي الجزيره پخش و منتشر كرده است، محققان دانشگاه لوزان در سوئيس گفتهاند، وسايل شخصي آقاي عرفات كه پس از مرگ او در سال ۲۰۰۴ به همسرش تحويل داده شد، به پلونيوم ۲۱۰ آلوده بوده است. از جمله وسايل شخصي آقاي عرفات كه آلودگي هستهاي داشت، چفيه يا سرپوش معروف او به همراه لباسهاي زير وي و حتي مسواك شخصي بود. در تشريح تحقيقات انجام گرفته، گفته شده است كه دانشمندان وسائل و لباسهاي عرفات را در مركز راديوفيزيك در لوزان سوئيس بررسي كردند و به نتايج شگفتآوري دست يافتند. آنان كلاهي را كه عرفات هنگام ترك رامالله بر سر گذاشته بود، بررسي كردند و در نمونههايي كه از آن گرفتند، ميزان بالايي از پلونيوم يافتند و اين در حالي بود كه همه نمونهها، متعلق به عرفات بود، نمونههايي كه محتوي آثار مشخص بيولوژيك بود. دانشمندان پس از مقايسههايي كه روي اين آثار انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه مقدار زيادي پلونيوم به صورت غيرعادي در لباسهاي عرفات وجود دارد و اين درحالي است كه پلونيوم فقط در نيروگاههاي هستهاي توليد ميشود.
البته اثبات كامل اين موضوع نيازمند نبش قبر عرفات و انجام آزمايشات تكميلي است كه سهي، همسر عرفات اجازه اين كار را داده و شيخ محمد حسين مفتي (روحاني ارشد اسلامي) قدس و فلسطين نيز مجوز شرعي آن را صادر كرده و اكنون شرايط براي اينكار آماده است.
از پنهانكاري فرانسه تا افشاگري الجزيره
هر چند مستندات قتل عرفات به تازگي منتشر شده، اما احتمال آن از همان ابتداي مرگ وي به طور جدي مطرح بوده است. چنانكه به نوشته روزنامه فرانسوي لوفيگارو دولت وقت فرانسه در جريان علت اصلي مرگ ياسر عرفات در سال ۲۰۰۴ ميلادي بوده است. در گزارش پزشكي بيمارستان نظامي فرانسه محل بستري عرفات آمده بود كه وي به دليل از بين رفتن گلبولهاي قرمز جان باخته است، اما دولت فرانسه از انتشار اين گزارش خودداري كرده بود.
پايگاه خبري ايلاف نيز در آن مقطع به نقل از بسام ابو شريف، مشاور سياسي ياسر عرفات رهبر فقيد تشكيلات خودگردان نوشت: ژاك شيراك رئيسجمهور پيشين فرانسه و سه پزشك معالج وي به خوبي ميدانند كه وارد شدن سم به بدنش دليل مرگ او بوده است. وي تصريح كرد، آنها اين اطلاعات را تحت عنوان حمايت از صلح در خاورميانه و منافع فلسطينيان مخفي كردهاند.
همچنين در آن مقطع هفتهنامه الكفاح العربي چاپ لبنان نوشته بود اسناد و مداركي در امان پايتخت اردن فاش شده كه نشان از توطئههاي برخي شخصيتهاي فلسطيني و همدستي آنان با مسئولان رژيم صهيونيستي دارد.
يكي از مهمترين اين اسناد و مدارك نامهاي است كه محمد دحلان، وزير مشاور رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين در امور امنيتي به شائول موفار، رئيس وقت ستاد ارتش اسرائيل نوشته و در آن متعهد شده بود براي اجراي وعدههايي كه به جورج بوش، رئيسجمهور امريكا داده، گروههاي مبارز فلسطيني و ياسر عرفات را از ميان بردارد.
وي همچنين در نامه خود متعهد شده بود عرفات را به شيوه خود و نه به شيوه اسرائيل سر ببرد و بدين ترتيب وعدههاي خود را به بوش عملي سازد. با وجود اينكه در آن مقطع يك چنين شواهد جدي وجود داشت اما كسي نه از مسئولان تشكيلات خودگردان و نه از نزديكان عرفات رغبتي براي پيگيري موضوع از خود نشان ندادند و به نوعي لاپوشاني كردند تا اينكه شبكه الجزيره با انگيزههاي نامعلوم و با همكاري سهي همسر عرفات پرونده مرگ يا به عبارت صحيحتر قتل عرفات را در دستور كار قرار داد.
به نظر ميرسد بازبيني پرونده مرگ عرفات نه با هدف كشف واقعيتهاي موجود در اين زمينه بلكه به نظر ميرسد به عنوان يك ابزار سياسي در دستور كار قرار گرفته است تا از در پوشش آن فشارهاي توأمان به رژيم صهيونيستي و تشكيلات خودگردان اعمال شود تا مجبور به از سرگيري مذاكرات سازش شوند.