
اين روزها كارخانه فيلمسازي هاليوود علناً به جنگ با ايران برخاسته است و هر روز به ليست فيلمهاي نمايشي، مستند و انيميشنهاي ضدايراني آن افزود ميشود، درحاليكه قبلا چنين رويكردي را به اين شدت درهاليوود نميديديم. تا چند سال قبل تنها نقادان و كارشناسان فيلمها ميتوانستند برخي نمادهاي مرتبط با ايرانستيزي و اسلامستيزي را در محتواي فيلمهاي هاليوودي كشف و پيدا كنند، ولي امروز مشخصاً فيلمهاي ضدايراني ساخته ميشود كه حتي نياز به كالبدشكافي چنداني هم ندارد.
در اين رابطه دو سؤال پيش ميآيد؛ اول اينكه علت اين تخاصم هنري و فرهنگي غرب چيست؟ و دوم آنكه ما درقبال اينگونه تهاجمات چه كردهايم؟ پاسخ اولي را به راحتي ميتوانيم پيدا كنيم، هرچند غرب و وهابيون درصدد هستند بيداري اسلامي منطقه را با عناوين كوچكي چون بهارعربي يا انقلاب گرسنگان محدود كنند اما اين يك حقيقت آشكار براي همه جهان است كه انقلاب اسلامي ايران درحال تكثير است. ايران امروز الگوي مقاومت درمنطقه گرديده است، پس بايد به هرشكلي تفكرات و ديدگاههاي انقلاب اسلامي ايران را نزد ساير مردم منحرف كرد، به همين منظور ارتش بدون يونيفرم هاليوود سعي دارد با ساختن فيلمهاي ضدايراني جلوي انتشار اسلام و تفكرانقلاب اسلامي را بگيرد، آنها سالها قبل با علم كردن بن لادن والقاعده توانسته بودند، چهرهاي خشن وتروريستي ازاسلام در اذهان عمومي منتشر كنند. افغانستان و عربستان تحت حكومت طالبان نمونههايي بودند كه به عنوان مترسك دراين عرصه جاي گرفتند؛ مصاديقي كه به خواست خدا اولي را خود غرب نابود كرد و دومي هم دستان خدا و خشم مردم عربستان درحال نابود كردن آن است.
با اين حال ما در مقابل آن كار قابل توجهي انجام نداديم و از پتانسيلهاي خود در اين زمينه استفاده نكردهايم. واقعيت امر آن است كه سينماي ايران بيشترخودزني ميكند. بعضي از سينماگران ايراني خواسته و ناخواسته خود به عوامل غرب تبديل شدهاند، شايد خطر اين گروه بيشتر از فيلمهاي ضدايراني غربي چون ۳۰۰ باشد چرا كه فيلمي مثل«۳۰۰» افسانهاي تخيلي است و تنها نشان دهنده اوج نفرت غرب از دشمن قسم خورده خود ايران است اما فيلمهاي ايراني كه اغلب براي جشنوارهها هم به خارج ميروند با نام اجتماعي و رئال ساخته ميشوند كه به مراتب بدتر از دشمنان، تيشه به ريشه فرهنگ اسلامي ما ميزنند و ايران را تخريب ميكند، اين درحالي است كه در پروژه ايرانستيزي همراه هاليوود ساير رسانههاي غربي نيزمسلح شدهاند تا هركدام به شكلي برپيكره فرهنگ ايراني- اسلامي ضربهاي وارد كنند.
دراين راستا تلويزيون ملي فرانسه هم براي اينكه از ميدان عقب نماند اقدام به نمايش يك فيلم تحريفآميزعليه ايران نمود. هرچند قبل از اين هم مواردي چون پرسپوليس را دركارنامه رسانه فرانسه داشتهايم، در اين فيلم هم اتهامات بياساسي به كشورمان زده شده است. فيلم تلويزيوني«پرونده گرجي» كه چندي پيش از تلويزيونهاي فرانسه پخش شد، فيلمي است كه تلاش كرد ايران را عامل تروريسم نشان دهد. فيلم «پرونده گرجي»برمبناي حقايق تحريف شده از روابط تهران- پاريس در دهه ۸۰ ميلادي ساخته شده ونگاهي به پرونده بمبگذاريهاي پاريس درسپتامبر ۱۹۸۶دارد كه درآن پرونده پاريس بهرغم آگاهي به عدم مداخله ايران خواستار دستگير كردن«وحيد گرجي» كارمند سفارت ايران درفرانسه شد. خواسته فرانسه مخالف كنوانسيون وين بود، اما پليس فرانسه سفارت ايران را به محاصره درآورد و روابط تهران- پاريس قطع شد. وحيد گرجي پس ازمدتي كه به صورت ناخواسته در سفارت ايران در پاريس محبوس بود، بدون هرگونه محاكمهاي پس از ۱۰ ماه به تهران بازگشت.
اين فيلم كه با رويكرد ايرانستيزي توليد شده است، علاوه بر اينكه ايران را به تروريسم متهم كرده، چهره ناپسندي از حضرت امام خميني(ره) به تصوير كشيده و مانند ساير توليدات غربي كه گستاخانه و از روي عنادورزي بلافاصله انگشت اتهامات را به سمت امام خميني(ره) نشانه ميروند، اين در حالياست كه اكثريت تازه مسلمانان در ابتدا ميگويند شيفته جذبه و قدرت معنوي امام ميشدند و به اسلام گرايش پيدا ميكردند ولي متأسفانه هنرمندان و سينماگران ما هنوز نتوانستهاند از اين پتانسيلهاي غني در جهت معكوس رسانههاي غربي بهره مطلوب ببرند و شايد به همين خاطر بوده است كه چون منابع بكر ما خاك ميخورند و ناكارا ميشوند، رسانههاي معاند نظام براي تحريف افكارعمومي دروغپردازي ميكنند و به خيال خود سعي دارند با سياهنمايي نگاههاي جهانيان را به ايران، انقلاب اسلامي و حضرت امام (ره) منفي كنند و بترسانند.