همزمان با اين تحركات، فعاليت فريبكارانه رسانهاي در اين مسير قرار گرفت كه روسيه هم آماده معامله با غرب در برگ بازي سوريه است و براي تحكيم اين باور، اقدامات تحريكآميز تركيه كه منجر به سقوط دو فروند F-۴ آن كشور شد و نشست ناتو و مواضع انگليس مبني بر آمادهباش نيروي هوايي آن براي حمله به سوريه نيز، عناوين رويدادها و اخبار را شكل دادند. تمامي عوامل فوق در يك بسته منسجم و باهدف عبور از نظام بشار اسد فعال شدند تا مدل جديدي از قيموميت بينالمللي مداخلهگرانه و تغيير در نظامهاي سياسي را به تجربه بگذارند.
تشكيل كارگروه تماس بينالمللي در يك ابتكار امريكايي، به كوفي عنان واگذار شد تا نشست بينالمللي پيشنهادي سوريه در محاق قرار گيرد.
تفاوت نشست ژنو با نشستهايي كه تحت عنوان دوستان سوريه منعقد شده است، در اضافه شدن تعدادي از كشورهاي دوست يا بيطرف در عناصر اصلي نشستهاي قبلي است. جالب اين است كه از دو روز قبل از نشست ناتو، طرح كوفي عنان كه توسط امريكاييها آماده شده بود، به فضاي رسانه درز ميكند و عنوان ميشود كه روسيه نيز با مفاد آن موافقت نموده و در محتواي طرح به موضوعاتي مانند حذف بشار اسد و يا مقدمهسازي براي مداخله نظامي و يا ناديده گرفتن حاكميت ملي سوريه و تحميل ايدههاي سياسي و ساختاري به سوريها گنجانده شده بود كه طي ديدار كلينتون از سنپترزبورگ، تمامي مؤلفههاي ياد شده حذف و اجراي طرح شش مادهاي كوفي عنان با كمي جزئيات بيشتر، مجدداً در نتيجه نشست ژنو قرائت شد.
در بيانيه كوفي عنان كه بر تشكيل حكومت انتقالي مركب از معارضه و حكومت فعلي مانور ميشود، همه چيز به پذيرش سوريها متكي شده و كسي حق تحميل ديدگاه و طرح خود را به آنها ندارد.
اگرچه در بند اول طرح عنان به آتشبس و توقف اقدامات نظامي و امنيتي تأكيد شده و در بيانيه ژنو نيز مورد توجه بود، ولي طراحان اصلي نشست ژنو كه به نتايج مطلوب در ژنو نرسيده بودند، عملاً براي عبور از توقف درگيري و ورود به تشكيل كابينه وحدت ملي دست به مانورهاي تبليغاتي ميزنند. در حالي كه گروههاي وابسته به ارتجاع عرب و تركيه و كشورهاي غربي مانند شركتهاي امنيتي و يا كشورهاي حامي آنها كه اولويت خود را بر نظامي كردن بحران سوريه قرار دادهاند، هيچگونه تمايل و پايبندي به توقف درگيري ندارند، فرسايش نظام سياسي بشار اسد را در تشكيل كابينه جديد و با حضور معارضه وابسته به ارتجاع و غرب ميبينند.
در طرح عنان و نشست ژنو هيچ مكانيسمي براي متوقف كردن گروههاي تروريستي و يا قطع ارسال كمكهاي تسليحاتي و نظامي و غيرنظامي پيشبيني نشده و اساساً از نگاه حاميان بحرانسازي در سوريه، توقف درگيريهاي نظامي منافع آنها را تأمين نميكند و آنچه در حداقلهاي سياسي براي خود مطلوب ميدانند، اين است كه وارد بحث دوره انتقال قدرت سياسي و يا تشكيل كابينه وحدت ملي شوند.
حاصل نشست ژنو از يك سو به ناكام شدن مجموعه تلاشهاي همه جانبه براي براندازي در سوريه بود و از سوي ديگر مقدمهاي براي گردهمايي معارضان سوريه با ميزباني اتحاديه عرب در قاهره است. حاميان بحرانسازي در سوريه، به شدت به همگرا و بزرگ كردن حجم گروههاي معارض و خصوصاً متكي به آنها نياز دارند و از اينكه در شش ماه گذشته، ابزارهاي خود را با ضعف همراه ديدهاند و دهها ميليارد دلار كمكهاي مالي و تسليحاتي آنان، كارنامه انشعاب و واگرايي داشته و نتوانسته جريانهاي معارض اصيل راحذف كند، به شدت نگران هستند، خصوصاً اينكه با فعالتر شدن القاعده در سوريه و فرار سرهنگ سعد كه فرماندهي ارتش آزاد را به عهده داشت، معادله نظامي و ابزاري آنها دچار اختلال شده و نميتوانند به تعدادي از ژنرالهاي سوري كه اخيراً به معارضه پيوستهاند نيز به دليل مشكوك بودن آنها به هدايت از سوي نظام بشار اسد، اعتماد كنند.
نشست ژنو كه به دنبال ايجاد نوعي قيموميت و مداخله خارجي براي براندازي نظام سياسي در سوريه بود، در سناريوي مشابهي در قاهره و نشست معارضه تكرار ميشود، چرا كه پذيرش راه حل سياسي در سوريه و به دست خود سوريها، به معناي نابودي همه تلاشهاي يكسال و نيم گذشته است و همانگونه كه برهان غليون پس از نشست ژنو با خشم اعلام كرد، اين نشستها، نتيجهاي جز نااميد كردن جريانهاي وابسته به غرب و ارتجاع عرب در پي ندارد.