
كشورهاي غربي كه ۱۵ماه از حضور در مذاكره با ايران خودداري ميكردند سرانجام به فرارهاي خود پايان داده و ۲۶ فروردين ۱۳۹۱ دور اول مذاكرات ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه ۱+۵ در استانبول برگزار شد. دور دوم مذاكرات نيز سوم و چهارم خرداد در بغداد صورت گرفت و در نهايت نشست مسكو در ۲۹ و ۳۰ خرداد برگزار شد. براساس توافقات صورت گرفته نشست كارشناسي ميان طرفين ۱۳ تير در استانبول برگزار خواهد شد.
هرچند كه طرفين بر استمرار مذاكرات تأكيد كردهاند اما غربيها همچنان در توهم قدرت برتر سياست چماق و مذاكره را در قبال ايران اجرا ميكنند چنانكه روزهاي اخير ادعاهاي تشديد تحريم و حتي حملات نظامي از سوي صهيونيستها را مطرح كردهاند. در كنار اين تحولات يك نكته اساسي در مواضع غربيها و صهيونيستها مشاهده ميشود و ادعاهاي آنها مبني بر رويكرد گسترده منطقه به سلاح هستهاي در صورت دستيابي ايران به دانش هستهاي است.
در اين چارچوب هيلاري كلينتون، وزير خارجه امريكا ادعا كرده است هرچند كه ايران اكنون به دنبال دستيابي به سلاح هستهاي نيست اما در صورت دستيابي بر اين سلاحها آن را در منطقه پخش خواهد كرد و خاورميانه به صحنه رقابت هستهاي مبدل ميشود. همچنين مقامات صهيونيستها از جمله باراك وزير جنگ صهيونيستها و موفاز معاون نتانياهو نخستوزير آنها نيز ادعا كردهاند كه در صورت دستيابي ايران به سلاح هستهاي كشورهايي مانند عربستان، قطر، تركيه و... نيز به سوي اين سلاحها پيش ميروند و به ادعاي وي امنيت منطقه تهديد ميشود.
ادعاهاي مذكور براي توجيه اعمال فشارها و مقابله با حقوق هستهاي ايران براي استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي و برخوردار بودن از چرخه سوخت هستهاي در حالي صورت ميگيرد كه بسياري از ناظران سياسي آن را ادعايي واهي و صرفاً نوعي فرافكني عنوان ميدارند. در پاسخ به ادعاهاي غرب و صهيونيستها يك نكته اساسي قابل توجه است و آن اينكه اگر كشورهاي عربي و تركيه توان دستيابي به بمب هستهاي را داشتند هرگز تاكنون در انتظار نميماندند و براي دستيابي به آن هر هزينهاي را ميپرداختند. رژيم اشغالگر قدس اكنون ۴۰۰ كلاهك هستهاي در زرادخانههاي خود دارد. اگر كشورهاي عربي و تركيه براي ثبات و امنيت خود به دنبال سلاح هستهاي باشند مسلماً بايد در طول شش دهه گذشته براي مقابله با تهديدات صهيونيستها به اين امر ميپرداختند.
آنچه كشورهاي عربي و حتي تركيه امروزي عنوان ميكنند، آن است كه آنها در حالي كه صهيونيستها را دشمن اصلي خود ميدانند به دنبال همزيستي مسالمتآميز با جمهوري اسلامي ايران هستند چنانكه در بدترين شرايط حاضر به قطع روابط با ايران نشدهاند. با توجه به اين مسائل اگر اعراب و تركيه براي امنيت خود به دنبال سلاح هستهاي باشند بايد در طول شش دهه گذشته اين اقدام را براي مقابله با صهيونيستها صورت ميدادند.
براين اساس ادعاهاي غرب و صهيونيستها را ميتوان نوعي فرافكني دانست كه براساس آن از يكسو تلاش ميشود با ادعاهاي واهي اعمال فشارها بر ايران را تشديد و سياستهاي ضدبشري خود عليه ايران را توجيه كنند و از سوي ديگر با جابهجايي دشمن از صهيونيستها به ايران، شرايط را براي ادامه حيات جعلي اين رژيم فراهم سازند. براين اساس ميتوان گفت كه ادعاهاي مطرح شده غرب و صهيونيستها نه تنها ايران بلكه كل منطقه را هدف قرار داده است و آن توجيه دخالتهاي امريكا در منطقه و ادامه حيات جعلي صهيونيستهاست كه تهديدي براي كل منطقه هستند.
غرب و صهيونيستها به دنبال رسيدن به سلطهطلبيهايشان با ادعاهاي ضدايراني هستند در حالي كه سران مقابله با آن نيز بيداري منطقه و عدم همگرايي آن با چنين ادعاهاي واهي است كه با محوريت مقابله با غرب و صهيونيستها ميتواند محقق شود.