
سرنگونی چند دولت عربی در سال ۲۰۱۱ و تداوم اعتراضات در برخی از کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، شکل گیری نظریههای گوناگونی در خصوص ماهیت و روند تغییرات در جهان عرب را مطرح نمود، به گونهای که بسياري از انديشمندان را واداشت تا نظريههايي را براي توضيح و تفسير اين وضعيت ارائه كنند.
يكي از نظريات مطرح در تحليل اين تحولات، نظريه «بيداري اسلامي» است كه رهبر معظم انقلاب آن را عنوان كردند و از سوی جمهوری اسلامی ایران مطرح گردید؛ موضوعی که هم اکنون پس از برگزاری انتخاباتهای مختلف در کشورهای عربی نشان از درک صحیح از تحولات جهان عرب و قوت این نظریه نسبت به دیگر تحلیلها در این خصوص بوده است زیرا تغییرات در منطقه نشان داد که گفتمانهای اقتدارگرایی حاکم جایگاه خود را از دست داده و گفتمان اسلامگرایی، در میان دیگر گروههای سیاسی، موقعیت بهتری کسب کرده و در مسیر تبدیل شدن به گفتمان مسلط در برخی از این جوامع است.
از این رو نظریه بیداری اسلامی در میان نظریات مرتبط با روند تحولات جهان عرب از موضوعات بسیار حائز اهمیت در مقطع کنونی قابل ارزیابی است؛ نظریهای که در برابر تحلیلهای گوناگون، در قالب نظریههای دولت درمانده، خیزش علیه تحقیر، نفوذ فراگیر، موج چهارم دموکراسی، تعدیل امریکا ستیزی، بهار عربی، دموکراسیخواهی غربی و... از سوی اندیشمندان و تحلیلگران مختلف سیاسی مطرح شد و هم اکنون با برگزاری چندین انتخابات در کشورهای در حال تحول بیش از دیگر نظریهها اصالت خود را حفظ نموده است.
در واقع مقام معظم رهبری در آغاز شکل گیری این تحولات در جهان عرب و منطقه خاورمیانه با نامگذاری این موج از خیزشها با بیداری اسلامی این نظریه را در برابر دیگر نظریاتی همچون بهار عربی که از سوی امریکا مطرح گردید، پیدایش اسلام خواهی در منطقه و جهان عرب را مطرح فرمودند.
از این رو در مقطع کنونی از رفتارهای سیاسی در بطن کشورهای عربی می توان استدلال نمود که اسلام خواهان پیروز میدان هستند و این مسئله نیز برآمده از اصالت و قوت نظریه بیداری اسلامی در سطح منطقه می باشد.
مطابق نظریه احیای هویت دینی و بیداری اسلامی در آهنگ تحولات جهان عرب، قاطبه هواداران تغییر در کشورهای عربی، در پی تحقق کرامت انسانی و تدارک استقلال و تضمین آزادی بر اساس هویت اسلامی بودهاند چرا که عمده مطالبات مردم حول محور احیای کرامت و هویت اسلامی، از رهگذر حکمرانی کارآمدی است که ضمن نگهبانی از هویت اسلامی مردم، در استفاده از ارزشهای مدرنی چون آزادی سیاسی پیشتاز باشد.
برهمین اساس تغییرات در جهان عرب نشان از آن دارد که گرایش و بازگشت به هویت اسلامی در خواسته و اراده ملتهای جهان عرب مبین نظریه بیداری اسلامی و استقبال از اسلام بوده به گونهای که هم اکنون در انتخابات مردم مصر، گفتمان اسلام گرایی، در میان دیگر گروههای سیاسی، موقعیت بهتری کسب کرده و در مسیر تبدیل شدن به گفتمان مسلط در برخی از این جوامع است، از سویی دیگر ایجاد ظرفیتهای لازم برای انجام انتخابات آزاد، در دهههای اخیر در کشورهای منطقه پیامدهايی را درپی داشت که مطلوب امریکا، غرب و برخی دولتهای عربی نبود. به عنوان مثال در عراق، امریکا امیدوار بود احزاب و شخصیتهای لائیک در نتیجه انتخابات، قدرت را به دست گیرند اما هر دو انتخابات پارلمانی در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۹ منجر به روی کار آمدن اسلام گراها و در اقلیت قرار گرفتن احزاب لائیک شد.
در انتخاباتهای صورت گرفته در کشورهای دستخوش انقلاب نیز انتخابات ۲۰۱۰ تونس و مصر در پی سرنگونی بن علی و حسنی مبارک، از متحدان منطقهای امریکا، انجام شد كه پیروزی چشمگیر اسلام گرایان را رقم زد و انتخابات اخیر در مصر نیز در راستای اصالت و قوت نظریه بیداری اسلامی در برابر دیگر نظریههای غربی همچون تعدیل امریکا ستیزی در منطقه، بهار عربی و جنبش دموکراسی خواهی غربی قابل ارزیابی است، به عبارت دیگر اسلام خواهی و نگرش اسلامی مبتنی بر هویت و ارزشهای دینی حاکم در خاورمیانه موجب تقویت نظریه بیداری اسلامی شده است که انتخابات آزاد نیز بیانگر این نظریه می باشد چرا که قابلیت سازماندهی رهبران و تشکیلات اسلامی و نیز پیروزیهای اولیه اسلام گرایان در انتخابات تونس و مصر نشان از آن دارد که مایه و گوهر اصلی خیزش، احیای هویت اسلامی و ابراز آشکار و افتخارآمیز دینمداری بر مبنای نظریه بیداری اسلامی قابل ارزیابی است.
برهمین اساس در تحولات جهان عرب انتخابات آزاد و ایجاد فضا برای اظهار عقیده ملتهای منطقه نشان داد که بازگشت به هویت اسلامی در صدر خواسته تحولات جهان عرب بوده است، از این رو شاهد حضور گروههای اسلامی در برابر گفتمان مسلط اقتدار گرایی بودهایم که در این میان نتیجه آراي مردمی در انتخاباتهای اخیر به ویژه در مصر و انتخاب نامزد اخوان المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری، نقطه عطف بسیار سرنوشتسازی محسوب میشود چرا که انتخاباتهای مردمی استقبال و احیای هویت اسلامی در ملتهای منطقه را تبیین نمود و بازگشت به هویت اسلامی در سایه بیداری اسلامی به تصویر کشاند و اصالت این نظریه را در بین دیگر نظریههای مطرح غربی مشخص نمود.
در واقع مقام معظم رهبری با بیداری و روشنبینی الهی خود در تشخیص عرصههای سیاسی داخلی و بین المللی و درک بجا از تحولات منطقه، روند خیزشها را در سطح کشورهای خاورمیانه «بیداری اسلامی» نامگذاری نمود که در مقطع فعلی و با انتخاب آزاد مردم منطقه نیز این واقعیت بیش از پیش مشخص گردید.