از فردا با اعلام اروپا مبني بر آغاز تحريم نفت ايران جنگ اقتصادي ما وغرب به بهانه انرژي هستهاي وارد فاز جديدي ميشود؛ شرايطي كه به فرموده مقام معظم رهبري در آغاز سال ۹۱ نه به براي انرژي صلح آميز هستهاي ونه به بهانه حقوق بشر كه براي دست درازي به منابع نفتي است.
برنامهاي كه به فرمايش مقام معظم رهبري هم اكنون آنها با تحريم در دستور كار خود دارند، « هدفشان مردم ايران هستند تا فشارهاباعث شود كه مردم به ستوه بيايند واز نظام اسلامي جدا شوند. اما به فضل الهي در اين توطئه نيز شكست خواهند خورد.»
اين نقشه خوانيهاي دقيق و رونماييها از قصد وبرنامههاي دشمنان در حقيقت فراخوان ايجاد جبهه يكدست مسئولان و مردم و آمادگي براي صفآرايي و مقابله با اين نوع حمله دشمنان است وبه ما اين ندا را ميدهد كه اكنون فصل جهاد و مقابله با جنگ اقتصادي به شيوه جديد و جنگ نرم است و كسي در اين جنگ پيروز ميشود كه حركتهاي هماهنگ را با اتحاد كامل در دستور كار خود قرار دهد و آمادگي لازم را براي نيروهايش مهيا كرده باشد.
ما اگر در دوران دفاع مقدس پيروز شديم نه به اين دليل بود كه فرماندهان جنگ در محافل عمومي از يكديگر انتقاد ميكردند و تقصير را بر گردن ديگري ميانداختند، بلكه به دليل اين بود كه به رغم اختلافات تاكتيكي، در استراتژي مشترك ورسيدن به هدف و در خط مقدم همواره جلوتر از مردم و سربازان به مديريت واجراي عملياتها ميپرداختندو منّيتها كنار گذاشته شده بود. بي سبب نيست كه رهبري در ديدار مسئولان قوه قضائيه همكاري سه قوه را فريضه عنوان كردند وقواي سه گانه را از خدشه در كار يكديگر برحذر داشتند.
اگر سخنان مقام معظم رهبري را فصل الخطاب بدانيم و درك شرايط موجود را از سوي سران سه قوه به عنوان ركن اساسي انتخاب آنها از سوي ملت و رهبري بدانيم، بايد همه در يك جبهه و ذيل سايه ولايت، دفاع از اسلام هدف اصلي قرار بگيرد. اكنون كه هجمههاي دشمن در بخش اقتصادي بيش از هر زماني از طريق تحريمها پيگيري ميشودو اثرات آن نه در يك خط وپشت مرزها كه در كوچهها و خيابانها قابل رؤيت است، به فرموده رهبري «بايد كمك به يكديگراصل قرار بگيرد نه بگو مگوها وخدشه در كار يكديگر»چراكه اين اعمال بنزين به جاي آب بر آتش تحريمها وتحقق هدف آنهاست.
بايد بپذيريم كه به رغم ذخيرههاي غني ارزي، مواد اوليه و مايحتاج عمومي مردم و نيز پشتوانه عظيم مردمي از فردا با شرايط جديدي مواجه ميشويم كه گذرسريع تر از آن در سايه تدبير، همدلي، همفكري و همكاري سه قوه و تلاش بيشتر براي ايجاد اتحاد داخلي درتمام حوزهها و به خصوص حوزه اقتصادي ميسر است نه استفاده از هر فرصتي براي طعن و كنايه در نشستهاي مشترك و غير مشترك سران سه قوه.
در حقيقت اين خدعه دشمن به رغم تحميل فشارهاي اقتصادي بر مردم تلاش دارد تا نشان دهد مسئولان اين نظام ناتوان در حل مشكلات اقتصادي هستند و بگو مگوهاي رسانهاي را نمود همين فعاليت خود ميدانند؛ اثرات رواني تورم كه دستكم تا كنون ساخته و پرداخته رسانهاي بوده تا اثرات تحريم و كاهش خريد نفت. آنها تغييرات در بازارهاي ارز و طلاو. . . راپيروزي جلوه ميدهند و استنادشان به سخنان مسئولان است و بارها در محافل خود بيان كردهاند كه اميدوارند در ميان مسئولان اختلاف نظر ايجاد و نظام را مجبور به عقب نشيني كنند، چراكه نيك ميدانند مردم ايران اسلامي در تمام صحنهها و آزمونها از دوران جنگ تا حضور در انتخابات نقش خود را به خوبي ايفا كردهاند، لذا انتظار اين است كه سه قوه در جبهه دفاع از اسلام، ملت شريف ايران و استقلال و هويت كشور به برايند نيروي فكري وعملي بينديشند تا اصطكاكهاي بينتيجه. قوه قضائيه بايد با نشان دادن اقتدار قضايي و برخورد با مخلان در اقتصاد، اعتماد عمومي را بيش از گذشته به تصوير بكشد و تعرض و هر گونه سوءاستفاده يا همراهي با دشمنان را از آنان بگيرد.
قوه مجريه نيز با همراهي با قوه قضائيه وبدون لحاظ كردن خط قرمز يا اولويتبندي تحميلي براي مقابله با مفاسد اقتصادي همكاري لازم را انجام دهد. قوه مجريه همچنين به تلاش همه جانبهاش همانند گذشته در سايه تمكين به رهنمودهاي رهبري و قوانين موجود ادامه داده و با پرهيز از ايجاد تصويرلجبازي در مواجهه با مصوبات مجلس مردم را بيش از گذشته به دولت دلخوش كند و از انحراف اين همه تلاشهاي شبانه روزي (كه به عنوان كارنامه مثبتي در دولت نهم به ثبت رسيد) به سوي بگو مگوها و تنش با ساير قوا پرهيز كند و چنانچه براي اداره بهتر امور به قانون نياز دارد، به جاي تفسيرهاي شخصي وبا لايحههاي قوي و كارشناسي به پيشبرد اهداف نظام جمهوري اسلامي اهتمام بورزد.
قوه مقننه نيز با درك شرايط موجود به جاي مچ گيريهاي مداوم از قوه مجريه، نقش پشتيبان وياوربودن خود رابراي بازوي اجرايي نظام در اجراي بهتر امور و گذر از شرايط موجود به منصه ظهور برساند.