ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه، ۲۵ ژوئن و با يك سفر دورهاي دو روزه عازم خاورميانه شد تا با مقامات رژيم صهيونيستي، حكومت خودگردان در كرانه باختري و سرانجام، عبدالله دوم، پادشاه اردن، ديدار و گفتوگو كند.
گفته شده كه انجام اين سفر پيش از اين و در نيمه ماه مي برنامهريزي شده بود اما با وجود اين بايد گفت كه اين سفر رئيسجمهور روسيه تا اندازه زيادي عجيب و حتي غيرمنتظره است. عجيب و غير منتظره بودن اين سفر را بايد با توجه به شرايط جاري بينالمللي و منطقهاي در نظر گرفت، چون در زماني اين سفر برنامهريزي شد كه تكليف رياست جمهوري مصر هنوز مشخص نشده بود، بحران سوريه نسبت به گذشته پيچيدگي بيشتري پيدا كرده بود و از همه مهمتر، هنوز تا نشست مسكو براي پرونده هستهاي ايران فرصت زيادي باقي مانده بود و حداقل روسيه در اين موارد اساسي منافع مشتركي با رژيم صهيونيستي ندارد.
بنابر اين، پرسش از انگيزه پوتين براي انجام اين سفر طبيعي به نظر ميرسد اما بايد توجه داشت كه او از ابتداي سومين دور رياست جمهوري خود طرحي گسترده براي احياي اساسي ديپلماسي روسيه در نظر گرفته و اين سفر را نيز بايد گامي در اين راستا دانست.
قبل از پرداختن به حوزه خاورميانه لازم است تا نگاهي به قفقاز و ماجراجوييهاي رژيم صهيونيستي در آنجا داشت. روسيه به اين حوزه نگاه خاصي دارد و تا اندازه زيادي اين حوزه را حياط خلوت خود ميداند اما روابط رژيم صهيونيستي با آذربايجان در يكي دو سال اخير با اين نگاه روسيه تعارض دارد.
با وجود آن كه روسيه همچنان عمدهترين كشور در تأمين سلاح آذربايجان است اما رژيم صهيونيستي سعي كرده تا با فروش سلاح به اين كشور جاي پايي براي خود در قفقاز ايجاد كند و به اين وسيله بتواند پايگاهي داشته باشد تا از آن عليه ايران استفاده كند.
اين حضور رژيم صهيونيستي به معناي برهم زدن توازن نيروها در مناقشه بين آذربايجان و ارمنستان بر سر منطقه قرهباغ است و از سوي ديگر، استفاده رژيم صهيونيستي از آذربايجان براي تهديد ايران با سياست روسيه در حوزه درياي خزر تناسبي ندارد.
بنابر اين، حضور اين رژيم در آذربايجان با نگرش روسيه نسبت به قفقاز در تعارض است و هر چند كه روسيه تا كنون سعي كرده به نوعي حضور اين رژيم را ناديده بگيرد اما روشن است كه نميتواند از تاثيرات درازمدت آن چشمپوشي كند. هر دو طرف بر سر سوريه و تنشهاي مربوط به آن تقابلي بسيار شديدتر از آذربايجان دارند.
در حالي كه روسيه بر حل بحران سوريه از طريق سياسي اصرار دارد و بارها در عمل و سخنان مقامات ارشد خود هر گونه مداخله نظامي را رد كرده، مقامات رژيم صهيونيستي آشكارا از مداخله نظامي در سوريه سخن گفتهاند. اين امر بسيار روشن است كه روسيه دولت سوريه را نزديكترين متحد خود در منطقه ميداند اما رژيم صهيونيستي اين دولت را به چشم دشمني ميبيند كه با حمايت از مقاومت موجوديت آن رژيم را به خطر انداخته است.
در واقع، اگر حضور رژيم صهيونيستي در آذربايجان يك تقابل بالقوه را با روسيه ايجاد كرده تقابل بر سر سوريه بالفعل است. اين تقابل بالفعل در پرونده هستهاي ايران نيز وجود دارد به صورتي كه روسيه بر يافتن راه حل ديپلماتيك اصرار دارد و به شدت با تحريمهاي يك طرفه غرب عليه ايران مخالفت ميكند اما رژيم صهيونيستي همواره بر طبل مداخله نظامي در اين پرونده كوبيده و حتي تحريمهاي يك طرفه غرب را نيز ناكافي دانسته و خواستار شدت عملي بسيار بيشتر از اين است.
تقابل روسيه با رژيم صهيونيستي در مورد انتخابات رياست جمهوري مصر به نحو كامل متفاوت است. در زمان برنامهريزي سفر پوتين هنوز دور نخست اين انتخابات انجام نشده بود و وضعيت نامزدهاي انتخاباتي نامعلوم بود در حالي كه نتيجه اين انتخابات براي هر دو طرف اهميت ويژهاي دارد. روسيه از زمان چرخش انور سادات به كمپ ديويد يكي از مهمترين متحدين خود در خاورميانه را از دست داد و اكنون، اين فرصت بعد از ۳۴ سال پيش آمده تا بتواند به نحوي روابط گذشته را با مصر احيا كند.
بر خلاف روسيه، رژيم صهيونيستي با سقوط مبارك نزديكترين متحد منطقهاي خود را از دست داد و در آن زمان، نسبت به نتيجه انتخابات رياست جمهوري مصر اين ترس را داشت كه با پيروزي جريان اسلامخواه، متحد نزديك مبدل به دشمن منطقهاي شود.
هر چند كه اين موارد از مهمترين موضوعات در روابط دو طرف است و تقابل آشكار و پنهاني بين هر دو طرف بر سر آنها وجود دارد اما يك عامل اصلي در سياست خارجه پوتين است كه باعث شده تا او را در مقطع حساس فعلي روانه اين سفر كند. اين عامل اساسي در رقابت روسيه با امريكا است كه اصليترين محور در طرح كلي پوتين براي سومين دور رياست جمهوري او است.
پوتين كه از فروپاشي شوروي به عنوان يك فاجعه ژئوپولتيك ياد كرده، امريكا را دشمن شماره يك روسيه ميداند. اكنون او با سفر دو روزه خود درست به جايي پا گذاشته كه نقطه اتكاي امريكا در منطقه به شمار ميآيد و اين ورود او به معناي رودررويي با دشمن شماره يك وي است.
در واقع، پوتين بعد از يك دوره طولاني مدت از دوري روسيه نسبت به اوضاع منطقه خاورميانه، خود حاضر شده تا به نقطه كانوني امريكا وارد شود تا حضورش را در آن تثبيت كند و نشان بدهد كه روسيه همانند سالهاي گذشته يكي از بازيگران اصلي منطقه است و ديگر آن زمان دوري به سر رسيده است.
هر چند كه مقامات رژيم صهيونيستي اميدوار بودند با پذيرايي از پوتين به دستاورد قابل توجهي در موضوعات مورد نظر خود برسند اما محور اساسي در سياست خارجه پوتين چنان نتايجي را دور از دسترس آنان قرار داده و به همين جهت، ملاقات آنان با پوتين جز لبخند و ژستهاي سياسي چيز ديگري را براي آنان به دنبال نداشت.