
روزنامه ورزشي را در دستش گرفته و طوري حرف ميزند كه بقيه هم متوجه شوند. چشمهايش وقتي رقم قراردادهاي ميلياردي بازيكنان را روي جلد روزنامه ميبيند ميخواهد از حدقه بيرون بزند. «پيشنهاد يك ميليارد و ۵۰۰ ميليون به... ، يك ميليارد و ۹۰۰ ميليون... »صورتش متورم شده و حرفش را پي ميگيرد: «آقا مگه اينا چي كار ميكنن؟! من خودم با اين سنم بهتر از اينا فوتبال بازي ميكنم. اين پولا خوردن نداره، از جيب من و شماست.»
حرفهايش را با تكان دادن سر، رهگذري كه كنار او ايستاده تأييد ميكند و سرش را به نشانه تأسف تكان ميدهد: «آقا بيخيال ! گوش كسي بدهكار نيست، پول بيتالمال رو مفت مفت ميريزند پاي اين بازيكنان و هيچكي هم ازشون نميپرسه چرا؟! آخرشم به ريش همه ميخندن، آقا سر صبحي اعصابتو خرد نكن!» دستي به شانه مرد ميكشد: «قرار بود پول نفت سر سفره مردم بياد اما انگار حالا پول بيتالمال سر سفره فوتباليستا رفته.» اين را با حسرت ميگويد و خداحافظي ميكند. مرد ميانسال هم روزنامه را با عصبانيت تا ميكند و در كيفش ميگذارد و از جلوي دكه روزنامه فروشي دور و دورتر ميشود. دقايقي بعد در ايستگاه نزديك به دكه روزنامه فروشي، منتظر اتوبوس است تا به محل كارش برود ؛ اتوبوسهايي كه از شدت شلوغي ميخواهند به مرز انفجار برسند.
شهرك غرب – خيابان ايران زمين – برج.... ساعت ۱۲ صبح: اولين كاري كه انجام ميدهد تماسها و مسيجهايش را چك ميكند. ساعت از ۱۲ ظهر گذشته و براي او تازه اول صبح است. قرارهاي امروز را هماهنگ ميكند. اولين قرار او در دفتر باشگاه هماهنگ شده. مديربرنامه هايش از او ميخواهد سر ساعت در دفتر باشگاه حاضر باشد. يكي از تيمهاي مطرح پايتخت به او يك پيشنهاد نجومي داده و حالا قرار است آنها سر ميز مذاكره بنشينند و چانه زني كنند. «از يك ميليارد و ۵۰۰ پائينتر نميياي، با من هماهنگ باش» توصيه مديربرنامهاش است. چشمانش برق ميزند و آماده رفتن به باشگاه ميشود. البته قبل از رفتن برنامههاي عصر و شبانه اش را هم فيكس ميكند؛ قرارهايي كه به نظر ميرسد از قرار باشگاه و مذاكره براي فصل آينده مهمتر است!دقايقي بعد آماده رفتن به دفتر باشگاه است. از طبقه دهم برجي در شهرك غرب مستقيم راهي پاركينگ ميشود و با BMW X۳كه تازه قولنامه اش كرده دقايقي بعد در خيابان ايران زمين جولان ميدهد.
خيابان سئول – باشگاه پرسپوليس، ساعت ۱۴: مديرعامل باشگاه كه وعده بستن يك تيم كهكشاني را براي فصل آينده داده اين روزها سرش حسابي شلوغ است. برنامه كاري او در اين دو هفته پر از جلسه با بازيكنان مختلف است كه او ميخواهد آنها را پرسپوليسي كند تا هواداران قرمزها فصل كابوس وار گذشته را فراموش كنند.
حساب باشگاه هم با توجه به ارتباطاتي كه با نهادهاي دولتي دارد پر و پيمان است. جلسه شروع ميشود. ستاره مغرورانه به ساعتش نگاه ميكند. بيشتر از آن كه بازيكن صحبت كند مديربرنامههايش در حال چانه زدن با مديرعامل باشگاه است. مدير باشگاه بدون اينكه مقاومتي بكند روي مبلغ ستاره فوتبال با مديربرنامههايش به توافق ميرسد. هر چه باشد آقاي مديرعامل از جيب خودش كه اين پولها را نميدهد.
او ميخواهد تيمي كهكشاني ببندد و «يك ميليارد تومان» ستاره فوتبال را قبول مي كند. ستاره فوتبال هم كه فصل پيش نصف اين مبلغ را هم نگرفته با ولعي خاص پاي برگه قرارداد را امضا ميكند و با مديرعامل و پيراهن باشگاه عكس يادگاري ميگيرد.
او با امضاي اين قرارداد اگر در تمامي ۳۴هفته بازي كند به ازاي هر دقيقه بازي ۴۹۰هزارتومان كاسب ميشود؛ رقمي معادل حقوق يك ماه يك كارگر! ستاره پوشالي فوتبال سرخوش از اين قرارداد از باشگاه خارج ميشود تا به قرارهاي شبانه اش برسد ؛ همان قرارهايي كه براي آن در زمان جلسه اين پا و آن پا ميكرد!
ميدان بهارستان – صحن علني مجلس – ساعت ۱۶: قراردادهاي ميلياردي فوتباليها به مجلس هم رسيده و نمايندههاي مجلس هم صداي اعتراضشان بالا گرفته، در گعدههاي دو طرفهشان وقتي هم براي فوتبال كنار گذاشتهاند و بحث قراردادهاي بازيكنان داغ است. ميگويند بايد جلوي آن را گرفت و فكري به حال آن كرد. بيتفاوتي وزارت ورزش برابر حراج بيت المال و ريختن آن به پاي فوتباليستها مجلسيها را عصباني كرده، آنها ميخواهند جلوي اين قراردادها گرفته شود. دقايقي بعد نمايندههاي مجلس به صحن بر ميگردند تا جلسه عصر شروع شود. قراردادهاي ميلياردي فراموش ميشود و انگار در همان جلسههاي چند نفره دفن ميشود و در نطقهاي پيش از دستور خبري از اعتراض به ريخت و پاشهاي برخي باشگاهها نيست!
معدن زرند كرمان – اتاق استراحت معدنچيان، ساعت۲۰: حسين آقا از قديميهاي معدن است و پيش معدنچيها احترام خاصي دارد. شيفت حسين آقا تمام شده و وقتي وارد اتاق ميشود همه به احترام او بلند ميشوند. پس از ۱۲ ساعت كار در عمق ۵۰۰متري زمين، او آماده رفتن به منزل ميشود. حسينآقا فيش حقوقياش را كه تازه گرفته نگاهي مياندازد. جلوي مبلغي كه به حسابش واريز شده نوشته: «۴۵۰هزار تومان» حقوق او برخلاف فوتباليستها دو برابر نشده و تنها ۵۰ هزار تومان براي سال جديد اضافه شده.
۱۲ ساعت کار سخت در فضایی با مشکلات ريزش، انفجار و گاز گرفتگی در دالان های به قول معدنچیان طویل، طولانی و تاریک در عمق ۵۰۰ متری زمین برای حقوق ماهی ۴۵۰ هزار تومان؛ حقوقي كه او براي يك ماه ميگيرد و حتي از پولي كه فوتباليستي براي يك دقيقه ميگيرد كمتر است! حسين آقا صورت زغالي شدهاش را پاك ميكند و آماده رفتن ميشود در حالي كه چشمش به روزنامه مچالهشدهاي در گوشه اتاق ميافتد كه تيتر آن اين است: «پيشنهاد يك ميليارد و ۹۰۰ ميليوني مس به رحمتي» .