
چند سالي است كه در شهرها علاوه بر موجودات موذي همچون موش، گربه و سگ حيوانات ديگري را هم ميتوان ديد.
البته اين حيوانات اغلب در فصول سرد سال به دليل نبود غذا به سوي بخشهاي حاشيهاي شهر سرازير شدهاند، از گرگ و روباه، بزمچه و مار گرفته تا انواع پرندگان را ميتوان در گوشه و كنار شهر مشاهده كرد!
اينكه يك روز صبح زود در پاركينگ منزل خود با يك توله روباه و با يك مار روبهرو شديد تعجب نكنيد، به دليل آنكه انسانها محيط طبيعي اطراف شهرها را به تسخير خود درآوردهاند ديگر براي اين حيوانات زبان بسته جايي براي زندگي و بقا باقي نمانده است و به تبع آن غذايي هم براي اين حيوانات باقي نميماند، آن است كه اين حيوانات ترس را به جان خريده و به شهرها نزديك ميشوند، ناخودآگاه از طبيعتي كه توسط انسانها تخريب شده است به عامل مخرب آن پناه ميآورند تا زنده بمانند.
اما از سوي ديگر در يكي دو سال اخير، خبرهاي بسياري از وجود حيات وحش در شهر شنيده ميشود!
سلطان جنگل سرگردان در تهران
اينكه شهرونداني كه براي تفريح به پارك جنگلي در لويزان رفتهاند با چند توله شير كه سرگردان در جنگل دست كاشت به اين طرف، آن طرف ميروند روبهرو شدهاند جاي تعجب ندارد!
چرا كه وقتي فردي به خود اجازه ميدهد كه در منزل يا باغ ويلايياش انواع و اقسام حياتوحش را نگهداري كند و باغوحش خانگي براي خود درست كند جاي هيچ اعتراضي هم باقي نميماند! اينكه مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست توانستهاند در حفظ محيط زيست شهري و كاهش آلودگي هوا موفق باشند حرفي نيست اما اينكه مسئولان در حفظ محيط زيست جانوري و گياهي هم گوي سبقت را از خود ربودهاند كه نمونههاي آن را ميتوان در شكار حيوانات در معرض خطر و كمياب جستوجو كرد جاي تأمل دارد.
به دام انداختن چهار توله شير و دو توله خرس در شهر مشهد تكرار سناريو تهران است، اين در حالي است كه سازمان قرار است ببر مازندران را در خطه شمال كشور احيا كند. از آنجايي كه برخي حيوانات به دام انداخته شده را نيز كمتر ميتوان در باغ وحشها ديد جاي تعجب دارد كه چگونه اين حيوانات كه متعلق به كشور دور دست است سر از شهرهاي پرجمعيت شهري در ميآورند؟
به دليل تكرار اينگونه حوادث مسئولان متولي صورت مسئله را پاك كردهاند و تا حيواني از اين دست به دام ميافتد به ياد قانون حفاظت از حيات وحش ميافتند و درصدد برميآيند تا براي مشكل پيش آمده، چارهاي كنند. گويا پيشگيري در حفاظت از اكوسيستم و محيط زيست هيچ نقشي ندارد. اين است كه برخي مسئولان سازمان حفاظت از محيط زيست در رابطه با قاچاق حيوانات در مبادي ورودي و خروجي احساس هيچ مسئوليتي نميكنند البته حق هم دارند حيوانات وحشي و آن هم گونههاي ناياب آن جزو محيط زيست به حساب نميآيند كه دستگاه يا مسئولي احساس مسئوليت كند!
احداث باغوحش با حيات وحش شهري! اگر حوصله كرديد سري به اينترنت بزنيد و خبرهاي به دام انداختن حيوانات وحشي را در شهرها و در مراكز نگهداري غيرمجاز جستوجو كنيد. هر چند هيچ مسئولي تاكنون آمار دقيقي از گيرانداختن اين حيوانات اعلام نكرده است، اما آمار تعداد حيوانات به دام انداخته شده آنقدر زياد است كه ميتوان بزرگترين باغ وحش شهري را در شهرهاي بزرگ راهاندازي كرد تا از اين طريق منابع درآمد پايداري براي شهرها ايجاد شود! حال كه مسئولان متولي مسئوليتي در قبال اينگونه حوادث نميپذيرند بهتر است قانوني به تصويب برسد تا شهروندان با اصول نگهداري حيوانات وحشي بيشتر آشنا شوند و نگهداري از حيوانات وحشي را در شهرها مجاز كنند تا نسل حيوانات وحشي حفظ شود!