
با وجود آنكه مقامات كاخ سفيد امريكا تا مدتي پيش در مورد حملات هواپيماهاي بيسرنشين اين كشور به نوعي سكوت كرده بودند اما آنان سرانجام ناگزير شدند تا پردهپوشي را كنار بگذارند. اكنون ديگر براي همه روشن شده است كه نه تنها امريكا به طور گسترده از عمليات اين هواپيماها استفاده ميكند بلكه شخص باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا بر انجام آن نظارت مستقيم دارد و خود با اعمال نظر شخصي مستقيم حملات هواپيماهاي بيسرنشين در شمال پاكستان و يمن را هدايت ميكند. روزنامه نيويوركتايمز در ۳۰ مي از ليست مرگي خبر داد كه اهداف اين هواپيماها را تشكيل ميدهند و متذكر شد كه تأييد نهايي اين ليست به دست اوباماست.
هر چند كه بعد از انتشار اين خبر مقامات كاخ سفيد مدعي شدند كه تمامي تدابير براي جلوگيري از كشته شدن غيرنظاميان در حملات هواپيماهاي بيسرنشين مورد توجه قرار گرفته اما گزارشها از اين حملات نشان ميدهد كه واقعيت امر خلاف ادعاي آنان است. اوباما با شعار تغيير و مخالفت با جنگافروزي جورج بوش بود كه توانست راهي كاخ سفيد شود و به نظر ميرسيد كه وعده او براي خروج سربازان امريكايي از خاورميانه در جهت تحقق اين شعار باشد. او در دسامبر ۲۰۱۱ نيروهاي امريكايي را از عراق و در چند نوبت خارج كرد و اكنون وعده داده كه سربازان امريكايي را تا ۲۰۱۴ از افغانستان خارج خواهد كرد.
آيا شعار تغيير او محقق شده و او رويهاي برخلاف جنگافروزيهاي جورج بوش در پيش گرفته است؟ هواپيماهاي بيسرنشين و نظارت مستقيم اوباما بر حملات آنها حاكي از آن است كه او نيز مثل رئيسجمهور قبلي امريكا آن جنگافروزي را ادامه ميدهد اما به سبك خود.
در واقع، اوباما از زمان ورود به كاخ سفيد سبك خاص خود در جنگافروزي را شروع كرد و از ژانويه ۲۰۰۹ پرندههاي بيسرنشين مرگ را به پرواز درآورد. مقامات كاخ سفيد از آن موقع سعي در سكوت و پردهپوشي داشتند تا آنكه جان برنان، مشاور اوباما در مبارزه با تروريسم در ۳۰ آوريل سال جاري و با سخنراني در مركز پژوهشي وودرو ويلسون براي نخستين بار در مورد پرواز اين پرندهها سخن گفت و مدعي شد كه حملات آنها «اخلاقي»، «قانوني» و «درست» است.
برنان سعي داشت تا با تمسك به قوانين بينالمللي، اصل دفاع از خود و مجوز كنگره امريكا حملات اين هواپيماها را توجيه كند اما خود ميدانست كه غيرنظاميان نيز در شمار قربانيان اين حملات هستند و به همين جهت سعي داشت تا در مقابل ديگران چنين وانمود كند كه اين حملات نسبت به روشهاي جنگي ديگر كمترين قرباني غيرنظامي به جا ميگذارد. ادعاي برنان و ديگر مقامات كاخ سفيد بعد از آن سخنراني با گزارشهاي رسانههاي امريكايي نيز همخواني ندارد. براي مثال، گزارش روزنامه نيويوركتايمز در ۲۹ مي حاكي از آن است كه كاخ سفيد سعي ميكند در انتشار آمار رسمي تلفات واقعيت امر را تحريف كند و در اين امر از روشهاي مختلف استفاده ميكند تا آنكه تعداد كشتههاي غيرنظاميان در فهرست قربانيان ذكر نشود.
يكي از روشهاي عمده مورد اشاره اين روزنامه كه به نقل از يك منبع اطلاعاتي امريكاست در تعيين هويت قربانيان است. به شهادت اين منبع، فهرست قربانيان به اين صورت تنظيم ميشود كه هر فرد قرباني در منطقه مورد حمله به عنوان فردي نظامي معرفي ميشود مگر آنكه مدارك قاطعي دال بر غيرنظامي بودن او وجود داشته باشد.
تام پاركر به عنوان يك كارشناس ضدتروريسم در اين مورد ميگويد؛ «روش كار از اين قرار است كه در جاي مورد حمله، فرض بر اين است كه اگر شما يك مرد بالغ پاكستاني، سوماليايي، يمني يا با تبار عرب باشيد و مورد هدف هواپيماي بيسرنشين واقع شديد پس شما در واقع گناهكار هستيد». همان گونه كه پاركر نتيجهگيري ميكند، اين روشي كثيف است كه در آن هيچ تمايزي بين فرد نظامي و غيرنظامي در نظر گرفته نميشود.
در واقع، ميتوان گفت كه بوش در جنگافروزي خود نيروهاي امريكايي را سراغ كساني ميفرستاد كه سلاحي داشتند يا به نوعي درگير جنگ بودند اما اوباما در سبك جنگافروزانه خود هر فردي را نظامي تعريف كرده و ديگر تمايزي بين نظامي و غيرنظامي بودن او قائل نيست. اين سبك از خشونت تصويري از او را به نمايش ميگذارد كه به طور كامل با تصوير كسي كه آن شعارها را قبل از پيروزي در انتخابات رياستجمهوري ميداد و جايزه صلح نوبل را دريافت كرد، تفاوت دارد.
اين تفاوت تا آن ميزان آشكار و روشن است كه حتي فارين پالسي نيز او را به عنوان جورج بوش دوم معرفي ميكند. فارين پالسي با اشاره به تحريفهاي كاخ سفيد و دستگاه تبليغاتي اوباما در مورد فهرست قربانيان ميگويد كه وقت آن رسيده تا بپرسيم اوباما كيست؟ و پاكستان در جهانبيني او چه جايي دارد؟ پاسخ فارين پالسي در نشان دادن دو چهره از اوباماست.
يك چهره كسي را نمايش ميدهد كه احساساتي و فردي انعطافپذير است و در تبليغات انتخاباتي ۲۰۰۸ شهروندان امريكايي را از گسترش جنگ در افغانستان و پاكستان برحذر ميدارد. چهره ديگر كسي است كه روزهاي يكشنبه در اتاق ترور حاضر ميشود تا فهرست قربانيان را تأييد كند و قربانيان غيرنظامي را با شيوههاي تبليغاتي ناديده ميگيرد. اين سبك از خشونت خاص اوباماست كه از ابتداي رياست جمهوري خود شروع كرده و اكنون ابايي از برملا شدن آن ندارد و البته سبكي است بسيار خشونتبارتر از جورج بوش.