
كمي مانده بود به نوروز كه استاد ذوالفنون ما را تنها گذاشت و پنچه زبر دستش از نواختن سهتار باز ماند. سال ۹۱ براي اهالي موسيقي با سياهپوشي براي جلال ذوالفنون آغاز شد و حال بعد از چندي بار ديگر اهالي موسيقي ايران سياهپوش از رفتن عزيز ديگري شدند.
استاد حسن كسايي متولد مهرماه سال ۱۳۰۷ در اصفهان، فرزند تاجري بود كه كودكانش را به جاي فراگيري فن تجارت به آموختن هنر تشويق ميكرد. در زمانهاي هستيم كه علاقهمندان موسيقي بيشتر به سمت آلات موسيقي غربي گرايش پيدا ميكنند و سازهاي زهي بيشترين ميزان توجه را به خود جلب كردهاند. صداي ساز كسايي نواي ديگري بود. ني را سازي ميدانند مخصوص عرفا، همان گونه كه بشنو از ني چون حكايت ميكند را مولانا سرود و آن را سر آغاز مثنوي كرد تا آن اثر جاودانهاش با ني گرهي ناگسستني داشته باشد.
ني، اين ساز محجوب و مهجور كه هيچگاه از آن بخت و اقبال برخوردار نبود تا از ميان مردم دردمند جامعه به دربار شاهان و بزمهاي طربانگيز آنها راه پيدا كند، خود را وقف گفتن درد دلهاي مردمي بينوا كرد كه تنها راه بازگو كردن ناملايمات روزگار نواختن در ناي هفت بند بود.
اين ساز كه در دست اساتيد گمنام دست به دست ميچرخيد و عوام آن را ساز چوپانها ميخوانند، به همت بالاي استاد نايباسدالله به رونقي رسيد و سپس شاگردش مهدي نوائي راه استاد را پي گرفت، پس از نوائي نوبت به شاگردش بود، پسري از خانوادهاي مرفه. حسن فرزند حاج سيد جواد كسايي از ابتدا به دليل اشتياق پدر با موسيقي آشنا بود.
حسن نيز ابتدا به سمت سازهاي زهي رفت، به آموختن خوانندگي پرداخت و از محضر تاج اصفهاني و اديب خوانساري استفاده كرد اما در آخر گمشده خود را يافت و آنقدر جهد و تلاش نمود كه سرآمد تمام نينوازان ايران شد و از همان نوجواني پايش به راديو باز شد.
حسن ۱۵ساله در راديو ني نواخت و شنوندگان را محسور نواي سحرانگيز خود كرد. از سال ۱۳۲۲ كه نواي ني كسايي به طور زنده از راديو پخش شد تا سال ۱۳۹۱ نزديك به ۷۰ سال عمر هنري اين مرد محجوب همراه با توليد آثار فراواني با همكاري اساتيد برجسته موسيقي ايران بود؛ ابوالحسن صبا، حسين ياحقي، حبيبالله بديعي، محمد ميرنقيبي، همايون خرم، جليل شهناز و جهانگير ملك. يكي از مشهورترين ساختههاي اين استاد برجسته قطعه سلام است، سلامي كه امروز حسن كسايي به جاودانگي كرد و بدرودي كه جامعه هنري همراه با اشك چشم بدرقهاش كردند.