پرس تی وی: درمقاله پيش رو قصد براين است که به اين سئوال اصلي پاسخ داده شود که سياست روسيه در سوريه چقدربا سياست و منافع ايران دراين کشور منطبق است.
اما براي پاسخ به اين پرسش اساسي لازم است درابتدا سياست روسيه در قبال تحولات جاري در سوريه را به خوبي تشخص داده و شناسايي کنيم و درمرحله بعد به پاسخ اين سئوال مهم برسيم که نقاط اشتراک وافتراق سياست و منافع ايران و روسيه در قبال تحولات سوريه کدامند.
بايد توجه داشته باشيم ايران و روسيه مثل همه کشورهاي ديگر اولا به دنبال تامين منافع خودشان هستند . ثانيا سياست اعلاني آنها ضرورتا با سياست اِعمالي آنها منطبق نيست. براين اساس برداشت نگارنده ازسياست دو کشور با تکيه بر مواضع رسمي آنها از يکسو وعملکرد ديپلماسي اين دوکشور از سوي ديگر به تحليلي رسيده که در پيش روي شما قرار داده شده است. نکته مهم ديگر اينکه منافع ملي کشورها ميتواند منطبق با هم باشد بدون انکه الزاما معناي مداخله داشته باشد . يعني اگر ايران و روسيه در سوريه به ايجاد مصالحه بين اسد و مخالفانش کمک ميکنند تا به يک راهکارعملي براي استقرار ثبات و امنيت در اين کشور دست يابند به اين اقدام نمي توان انگ مداخله جويي و نقض حاکميت ملي و آزادي هاي فردي اتباع سوريه را وارد ساخت.
منافع و سياست روسيه در سوريه
هدف و انگيزه اصلي روسيه درحمايت ازبشار اسد ومخالفت با دشمنان او بر اساس منافع ملي روسيه توجيه ميشود. اما چرا منافع روسيه در حمايت از اسد مطرح ميشود؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت به سه دليل عمده منافع ملي روسيه در سوريه با سرنوشت بشار اسد گره خورده است.
۱- مسكو تمايلي به تشكيل حكومت طرفدار غرب در دمشق ندارد. زيرا روي کار آمدن چنين دولتي را تهديد منافع بلند مدت خود در سوريه ميداند. روسيه درحال حاضر در کليه سطوح سياسي، اقتصادي ونظامي قراردادهاي راهبردي با دولت سوريه دارد که درصورت سرنگوني دولت اسد همه اين قرارداد ها با خطرجدي روبرو خواهد شد. همچنانکه در مورد صدام و قذافي اين اتفاق افتاد. با اين تفاوت که صدام به کشور همسايه خود ايران و کويت تجاوز کرده بود در حالي که اسد به هيچ کشوري حمله نکرده است. همچنين در باره قذافي نيز او چهل و دوسال حکومت ديکتاتوري در طرابلس حاکم کرده بود و حاضر به هيچگونه اصلاح در امور نبود در حالي که بشار اسد در دو سال اخير روند اصلاحات قابل ملاحظهاي را آغاز کرده است. با وجود کند بودن روند اجرايي اصلاحات ميتوان گفت ابعاد بسيار وسيع و قابل توجهي را براي مشارکت دادن به مخالفان را شامل ميشود . بنابراين روسيه با قاطعيت اتهام حمايت ازحکومت سرکوبگررا با اتکاء به انجام اصلاحات وسيع درسوريه ، رد ميکند.
۲- مخالفان اسد درسوريه وخارج اين کشور طيف وسيعي از چپ گرايان تا غرب گرايان و اسلام گرايان تندرو را شامل ميشوند که از نگاه مسکو هيچکدام جايگزين مناسبي براي تشکيل يک حکومت مردم گرا درسوريه نيستند. بلکه دقيقا بخاطر حمايت علني و همه جانبه آمريکا، انگليس، فرانسه، ترکيه، امارات، عربستان وقطر از مخالفان اسد اين يقين براي روسها شکل گرفته است که ماجراي بهارعربي هم ساخته غرب و بويژه آمريکا است تا تغييرات مورد نظر خود را براي ايجاد آنچه که در سال ۲۰۰۵ خاورميانه جديد ميخواندند، بوجود آورند. در نتيجه آنها براي از دست ندادن موقعيت خود درآينده خاورميانه ميکوشند از سقوط دولت اسد که آخرين سنگر نفوذ روس ها در اين منطقه محسوب ميشود ، به هر شکل ممکن جلوگيري کنند.
۳- روسيه با قدرت گرفتن جريانهاي اسلام گراي طرفدار سلفي ها در سوريه به شدت مخالف است و روي کار آمدن آنها را به معناي تشکيل جبههاي از گرايشهاي سني افراطي تفسير ميکند که در بلند مدت ميتواند براي مسلمانان داخلي روسيه نيزمشکل آفرين شوند. همچنانکه دربين جدايي طلبان چچني نيز گروههاي سلفي وهابي هم نفوذ داشتند.
مواضع پوتين در حمايت از سوريه
شروع سومين دور رياست جمهوري پوتين ميتواند مواضع روسيه را نسبت به سوريه مستحکمتراز قبل کند. زيرا روسيه درتعاملات خود با آمريکا براي توازن بخشي مواضع واشنگتن از کارت سوريه استفاده ميکند . اين مساله بويژه زماني که مسلح کردن گروههاي مخالف اسد دردستور کار ترکيه و امريکا قرار گرفت بيشتر حساسيت پوتين وهمکارانش را برانگيخت زيرا تسليح مخالفان سوريه، نه تنها امنيت سوريه بلکه امنيت منطقه راهبردي خاورميانه را به خطر خواهد انداخت. همانطور كه درعراق و افغانستان نيز شاهد بوديم كه مسلح كردن نيروهاي مردمي و يا مخالفان باعث به راه افتادن يك جنگ داخلي در اين كشورها شد. بنابراين پوتين سعي دارد براي غرب اين نکته را جابياندازد كه احتمال دارد مسلح كردن گروههاي غيرقانوني درسوريه باعث بروزناامني دركل خاورميانه شود.
مردم سوريه با برگزاري انتخابات پارلماني ودر آينده رياست جمهوري ميتوانند تصميم خود را براي رييس جمهور يا مجلس بگيرند. بنابراين ايجاد راهکاري که بتواند از يکسو منافع بلند مدت روسيه را تامين کند و از سوي ديگر موجب نقش آفريني مردم سوريه در تعيين سرنوشت خودشان بدون مداخله نامشروع خارجي شود، مطلوب روسيه در آينده منطقه راهبردي خاورميانه خواهد بود.
چالش هاي پوتين در سوريه
۱- روسيه دردرجه اول خود را رو در رو با آمريکا ميبيند و تصميم جدي خود را براي جلوگيري از به روي کار آمدن دولت حامي غرب در دمشق گرفته است فرض مصالحه و معامله با امريکا بر سر رفتن اسد مانند کاري که با ميلوسويچ در صربستان شد، دور از واقعيت هاي موجود است و تقريبا کمتر از پنج درصد امکان وقوع دارد.
۲- روسيه بصورت جدي از طرح کوفي عنان حمايت ميکند چراکه بر اساس اين طرح اسد به عنوان طرف مذاکرات مشروعيت بين المللي پيدا کرده است و حضور ناظران صلح کمک ميکند تا روشن شود مخالفان صرفا به مبارزه مسالمت آميز دست نميزنند بلکه آنها بااقدامهايي نظير بمب گذاري و پرتاب خمپاره و موشک در عمل سوريه را به سمت جنگ داخلي پيش ميبرند.
۳- روسيه درمناسبات خود با ترکيه برسر سوريه دچار چالش جدي ديگري شده است. اردوغان از مخالفان اسد در سوريه و به خصوص اخوانيها حمايت ميكند در حالي كه سوريه هنگامي كه از كردهاي تركيه حمايت ميكرد، اردوغان اين مسئله را مداخله در امور كشور خود قلمداد ميكرد ولي اكنون ترکيه به صراحت به مخالفان اسد کمک ميکند و آن را دخالت درامور داخلي سوريه نميداند.
اين برخورد دوگانه مستمسکي شده است تا روسيه با اتکاء به آن انتقادات تندي را عليه آنکارا مطرح کند بويژه آنکه ترکيه پايگاه راداري ناتو را در خاک خود جاي داده که از نگاه روسيه تهديد کننده امنيت ملي اين کشور است. تركيه به دنبال آن است كه اخوانيهاي سوريه بتوانند با کمک نيروهاي غرب گرا در سوريه جايگزين حاکميت علوي هاي (بشار اسد و همکارانش ) در اين كشور شوند. اين موضوع همانطور که گفته شد هم از لحاظ منافع ملي روسيه و هم از لحاظ منافع منطقه اي در تعارض با سياست روسيه قرار گرفته است.
۴- روسيه درمناسبات خود با فرانسه و انگليس نيزبرسرسوريه وارد چالش جدي شده است. با وجود آنکه روسيه درسالهاي اخيربا لندن مشکلات جدي داشت و اختلاف با سوريه عمق اين اختلاف ها را بيشتر کرده است.
اما شروع درگيري با فرانسه بر سر سوريه براي مسکو چندان خوش آيند نيست. در واقع مسکو در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته زيرا سياستهاي مداخله جويانه سارکوزي در سوريه با توجه به شکست در انتخابات رياست جمهوري قابل دوام نيست و احتمالا تعديل خواهدد شد.
مقايسه تطبيقي سياست روسيه و ايران در سوريه
مشتركات فراوان ميان سياست ايران و روسيه در ارتباط با تحولات سوريه در موارد ذيل ميتوان خلاصه کرد :
۱- از ديدگاه ايران، سوريه خط مقدم جبهه توسعه طلبي اسراييل است و اگر دولتي غربي در سوريه بر سركار آيد قطعا به نفع ايران و جبهه مقاومت نخواهد بود، جمهوري اسلامي ايران از دولتي حمايت مي كند كه متحد مقاومت است . از نگاه روسيه اين وجه موضوع که نبايد در سوريه با مداخله غرب حکومتي طرفدار آمريکا دردمشق به قدرت برسد با نگاه ايران نزديک است. اما در باره وجه ضد اسرائيلي بودن آن و حمايت از مقاومت، مسکو ديدگاه متفاوتي دارد.
۲- هم ايران وهم روسيه ازانجام اصلاحات در ساختار نظام سياسي کنوني سوريه به منظور ايفاي نقش گستردهتر مردم سوريه براي تعيين سرنوشتشان حمايت ميکنند و معتقدند از طريق مسالمت آميز ميتوان به راهکاري براي همکاري بين دولت و مخالفان دست يافت .
۳- روسيه و ايران با مداخلات ساير کشورها در زمينه مسلح کردن مخالفان اسد به شدت مخالف هستند و اين اقدام را زمينه ساز منطقه اي شدن بحران در خاورميانه ميدانند.
۴- روسيه و ايران از طرح کوفي عنان حمايت کردند اما در همين حال در باره عملکرد نيروهاي ناظر صلح و گرايشهاي نفوذي بين آنها نگران هستند.
۵- روسيه و ايران با به قدرت رسيدن گروه هاي اسلامي تند رو وهابي که با عربستان ارتباط نزديک دارند مخالف هستند.
۶- روسيه وايران با مداخله نظامي درسوريه تحت هرپوشش وعنواني مخالف هستند وبا هراقدام مداخله جويانهاي که مردم سوريه را از حق تعيين سرنوشت خود محروم سازد ، مخالف هستند.
۷- ايران و روسيه سطح بحران در سوريه را نه يک بحران داخلي محدود بلکه بالقوه يک بحران منطقهاي و بين المللي ميبينند که تنها درسايه همکاري همه جانبه قابل حل و فصل خواهد بود.