در اين راستا در پي سفر جفري فيلتمن معاون يهودي وزير امور خارجه امريكا به لبنان كه با هدف تحريك اقليتها صورت گرفت، دور جديد درگيريهاي فرقهاي و مذهبي ميان علويها و سنيها در طرابلس لبنان استارت خورد و با ورود ارتش و بازداشت شادي مولوي از رهبران جريان سلفي اين منطقه و همچنين كشته شدن دو نفر ديگر از علماي سني به علت بيتوجهي به فرمان ايست ارتش همراه كاروان حامل سلاح، به بيروت كشيده شد.
به دنبال بروز درگيريها در «طريق الجديده» واقع در بيروت و حمله به دفتر «جنبش عربي» در اين منطقه، شاهدان عيني از مشاركت برخي از مخالفان سوري در اين حملات خبر دادند. در پي آن يك گروه مسلح تروريستي عصر سهشنبه درمنطقه حلب سوريه با هجوم به يك اتوبوس زائران لبناني كه از زيارت امام رضا(ع) در ايران به صورت زميني در حال بازگشت به لبنان بودند، مردان كاروان را ربودند و زنان را به حال خود رها كردند. آنها ربودهشدگان را به مكاني نامعلوم منتقل كردند.
براساس گزارشها تعداد اين افراد ۱۳ نفر بود كه يكي از آنها موفق به فرار شد و با تماس با دستگاههاي امنيتي موضوع را به آنها اطلاع داد. مسافران زن اين كاروان بامداد چهارشنبه با هواپيما وارد بيروت شدند ولي بقيه اعضاي كاروان همچنان نزد ربايندگان، گروگان هستند و رايزنيها در اينباره ادامه دارد.
دخالت مستقيم نيروهاي موسوم به ارتش آزاديبخش سوريه در دامن زدن به ناآراميهاي لبنان ديگرهيچ ترديدي برجاي نگذاشت كه اين ناآراميها با هدف ايجاد حاشيه امن براي مخالفان دولت سوريه و همچنين يافتن راهي براي جبران شكست طرحهاي براندازي در سوريه صورت گرفته است.
از اين ديد ائتلاف براندازي دولت سوريه بعد از ناكامي در ايجاد منطقه حائل در مرز تركيه، براي تحقق اين هدف به مرز لبنان روي آوردهاند و منطقه طرابلس با توجه به پيشينه درگيريهاي قومي و مذهبي بين علويها و سنيها از ظرفيت لازم براي ايجاد منطقه حائل و ساپورت معارضه سوريه برخوردار است. البته در مقابل برخي ديگر از كارشناسان با توجه به موقعيت جغرافيايي طرابلس تحقق چنين ايدهاي را غيرممكن ميدانند.
از اين ديد علويهاي ساكن طرابلس هر چند از نظر عددي كم هستند و حدود ۱۰ درصد جمعيت منطقه را تشكيل ميدهند اما به لحاظ اينكه در مناطق كوهستاني و ارتفاعات ساكن هستند لذا كاملاً بر موقعيت منطقه اشراف دارند و حتي با سلاحهاي سبك و معمولي نيز قادر به دفاع از خود هستند.
اما آنچه در اين ميان خطرناك است اينكه ابعاد درگيريها از محدوده طرابلس فراتر رفته است و همچنانكه گفته شد دامنه آن به بيروت نيز كشيده شد و اين دقيقاً همان چيزي است كه فيلتمن در سفر اخير خود به دنبال آن بوده است. باز نكته قابل تأمل در اين زمينه اين است كه فيلتمن در مأموريت اخير خود بيشتر در راستاي راهبرد كلان رژيم صهيونيستي گام برداشت كه در راستاي كوچكسازي كشورهاي عربي با حربه دامن زدن به جنگهاي فرقهاي و مذهبي گام برميدارد.
بر اين اساس ميتوان گفت فيلتمن در مأموريت اخير طرح دامن زدن به اختلافات فرقهاي در پوشش حمايت از حقوق اقليتها را از زاويه منافع رژيم صهيونيستي دنبال كرد و الا خود امريكا پس از جنگ ۳۳ روزه و مشاهده قدرت حزبالله و همسويي ارتش لبنان با آن به ناچار سياست تثبيت اوضاع را در پيش گرفته است و درخصوص سوريه نيز در اولين نشست به اصطلاح دوستان سوريه راه خود را از كشورهاي عربستان و قطر درخصوص تسليح مخالفان دولت سوريه به سبب تأثير آن بر تقويت القاعده جدا كرد و بر همين اساس گفته ميشود دور جديد ايجاد فتنه مذهبي و قومي در لبنان بيشتر با محوريت رژيم صهيونيستي و عربستان و قطر هدايت ميشود.