کد خبر: 470148
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
مروري بر كتاب«وقتي كه نيستي، گريه را بهانه مي‌كنم» سروده رضا عبداللهي
الهام نادري
كتاب‌هاي شعر از جمله آثار ادبي هستند كه اين روزها بازار نابساماني دارند. از آنجا كه برخي نوشته‌هاي منظوم و غير منظوم با شعر اشتباه گرفته مي‌شوند و هر كس با صرف يا بي‌صرف هزينه‌اي كم و زياد قادر به انتشار كتابي با عنوان مجموعه شعر است و در اين راه ناشران بازاري نيز ياريگر اين افراد هستند تا جيب خود را پر كنند، اين موضوع به طرز مشهودي در بازار كتاب ديده مي‌شود. در اين ميان چاپ كتاب شعرهاي حقيقي مي‌تواند اثر مثبت و اصلاح‌طلبانه‌اي بر بازار بگذارد و باعث شود تا خواننده با قياس بين كتاب‌هاي منتشره در زمينه شعر درباره انتخاب‌هاي بعدي خود تجديد نظر كند. برآنيم كه با ياري خداوند از اين هفته به معرفي و مرور كتاب‌هاي ارزشمند شعر بپردازيم و كتاب اين هفته را به «وقتي كه نيستي، گريه را بهانه مي‌كنم» اختصاص داده‌ايم.

از اوزان روان تا معاني مجمل
«وقتي كه نيستي، گريه را بهانه مي‌كنم» عنوان مجموعه شعري از رضا عبداللهي است كه چاپ اول آن به تازگي توسط نشر چاپار انجام شده است. اين كتاب از ۵۴ غزل تشكيل شده كه عمده آنها هفت بيتي‌اند و برخي نيز از شش تا هشت بيت تشكيل شده‌اند. اين اختصار و جلوگيري از بالا رفتن تعداد ابيات خواننده را از خواندن خسته نمي‌كند، به ويژه اينكه وزن‌هاي مورد استفاده از سلاست خوبي برخوردارند و فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن از اين دست است. اين موضوع را در نمونه ابيات زير مي‌توان مشاهده كرد:
من به ياد روي ماهت روزگاري است / با گل مهتاب شب‌ها در تماسم
غم آمده دربدر به دنبالم / پا از تن من، فرار مي‌خواهد
آه مرا كشتي و پاي تو را / يكسره تا محكمه‌ها مي‌كشم
اين روانخواني به خواننده كمك مي‌كند تا جاي دست و پنجه نرم كردن با اوزان دشوار به معاني ابيات بيشتر بپردازد و از صنايع مستتر در شعر لذت بيشتري ببرد. استفاده شاعر از كلمات رايج امروزي و البته چينش متفاوت آنها در كنار يكديگر و با زبان شعر اين حظ را دوچندان كرده است. به غزل زير توجه كنيد:
از روي اسب خورشيد، بر من اشاره كردي/ سرماي زير صفر تن را شراره كردي
قارون روز مي‌سوخت از آتش حسادت/ وقتي كه كيف شب را پر از ستاره كردي
شعرم كه بود خالي از رقص نور و شبنم/ يك آسمان آبي از استعاره كردي
وقتي كه كودك دل در سينه ضجه مي‌زد/ آغوش خود به رويم چون گاهواره كردي
آن شب كه گريه كردم بر روي شانه تو/ با دانه‌هاي اشك من استخاره كردي
شب عاشقانه مي‌سوخت از درد بي‌تو بودن/ با قرص روي ماهت بي‌نسخه چاره كردي
اسب خورشيد، قارون روز، سرماي زير صفر تن و كيف شب تركيبات تازه‌اي هستند كه در كنار تركيبات تكراري آسمان آبي، رقص نور، دانه‌هاي اشك و قرص روي ماه آمده‌اند و با اين وجود همه آنها تازه به نظر مي‌رسند چراكه استفاده از آنها در جمله امروزي و مطابق زبان روز است. براي مثال دانه‌هاي اشك به تسبيح تشبيه شده‌اند كه مراد با آنها استخاره مي‌كند يا آوردن قارون روز در كنار كيف پر ستاره شب و حسادت او به اين گنج نور ملاحت زيادي به شعر داده است كه برخي از ابيات معمولي‌تر مثل «وقتي كه كودك دل در سينه ضجه مي‌زد/ آغوش خود به رويم چون گاهواره كردي» را خيلي به چشم نمي‌آورد.
نكته ديگر كامل بودن معناي هر بيت در كنار ارتباط داشتن با بقيه ابيات است كه رابطه عمودي و افقي شعر را حفظ كرده و اين موضوع در عمده غزل‌هاي كتاب به خوبي مشهود است.
تك‌بيت‌هاي خواندني
كتاب داراي تك بيت‌هاي زيبا و خواندني است كه هر يك به تنهايي لطف خاص خود را دارند، هر چند در غزل نيز ارتباط معنايي خود را حفظ مي‌كنند. به ابيات زير توجه كنيد:
غنچه‌هاي شعر من در بهاران وا نشد/ نامه دارم از خزان، صندوق صحرا كجاست؟
دلم هميشه با خود ستيزد/ پرنده با قفس در جدال است
من از خودم خسته شدم خرده مگير گاهي اگر پشت/ از روي بي‌عقلي به مردم مي‌كنم دست خودم نيست
زندگي در زير سقف ديگري داري ولي/ در خيالم مهربانم زندگاني مي‌كني
دفتر شعر دلش از سوز ايام/ صد قصيده با رديف سوختن داشت
مردم از بيماري زخم زبان‌ها كو طبيب؟/تا بگويم سينه دارالشفايم آرزوست
اين ابيات به تنهايي بار معنايي مستقلي دارند و بيشتر به روايت كاملي از يك معنا مي‌مانند تا بيتي ناقص از يك غزل باشند. همين موضوع اشعار عبداللهي را به سبك هندي نزديك مي‌كند، هرچند به هيچ وجه پيچيدگي‌هاي اين سبك را ندارد و عكس آن به سادگي و با رايج‌ترين كلمات و دستور زبان فارسي ساده‌اي كه از اتفاق به نثر نزديك است، انجام شده است. با اين حال اما چينش استادانه كلمات كه پيداست ناخودآگاه و بر اثر استمرار ممارست ساليان زياد شاعر پديد آمده‌اند، زبان شعر را حفظ و آن را از نثر شاعرانه جدا مي‌كند.
«وقتي كه نيستي، گريه را بهانه مي‌كنم» براي همين است كه به سادگي با خواننده ارتباط برقرار مي‌كند و زبان آشناي آن نوعي حس صميميت ايجاد مي‌كند كه درصد بازخورد كتاب را بالا مي‌برد.
در مدار ذهني مخاطب شعر
غزل‌هاي كتاب ارتباط خوبي با خواننده برقرار مي‌كنند و جداي آنچه ذكر دلايل اين موضوع رفت موارد ديگري وجود دارند كه اين بازخورد را مثبت ثبت مي‌كنند.
اشعار كتاب به شدت تغزلي هستند و در حالي كه هواي معنوي خوبي دارند در مداري از نيازهاي انساني درستي كه ريشه در فطرت بشري دارند، چرخ مي‌زنند و همين مسئله باعث مي‌شود تا خواندن آنها نوعي حس نياز را در خوانندگانش پديد آورده يا شدت بخشد.
هيچ هنري در جهان توانايي انتقال احساسات بشري را به اندازه شعر ندارد و از سويي ماناترين تصاوير ذهني – عاطفي از شعر منبعث مي‌شود براي همين بيان تغزلي مي‌تواند آن را ملموس‌تر و به خاطر ماندني‌تر كند و همين ويژگي اشعار ماناتر است و از سويي نقطه تمايز شاعران با هم. براي همين ديوان حافظ در همه خانه‌ها وجود دارد اما آثار شاعران ديگر با وجود ارزش‌هاي ويژه‌اي كه دارند با سابقه ذهني و سليقه مخاطب به خانه‌ها راه پيدا مي‌كنند و در كنار حافظ قرار مي‌گيرند. غزليات حافظ انگشت حواس را بر نقاط حساس فطرت بشري مي‌گذارند و نوعي بيداري لذتبخش در خواننده ايجاد مي‌كنند كه هم فال است و هم تماشا، يعني هم حس لذت ايجاد مي‌كند و هم تذكر مي‌دهد كه فطرت پاك آفرينش را از ياد نبريم.
بيان تغزلي اشعار اين كتاب نيز به ما كمك مي‌كند تا بتوانيم در كنار لذت بردن از شعر تفكر هم داشته باشيم.
غلوهاي زيبا
«رفتي و با دل من گفتي خدانگهدار/ از شانه مسافر يك كوپه ساك افتاد» اين بيت نمونه خوبي از غلو در شعر است كه البته عكس ماهيت ضدارزشي غلو در بيان در شعر ارزش شمرده مي‌شود و به زيبايي كار به شدت مي‌افزايد. افتادن يك كوپه ساك از شانه مسافر همانقدر كه خارق عادت است و غلوآميز، تصويرسازي بكري نيز دارد. شاعر با استفاده از وارونگي معنايي نوعي تضاد ايجاد مي‌كند كه باعث جلب توجه خواننده مي‌شود. اين غلو در بيت ديگري از همين غزل نيز ديده مي‌شود كه البته زيبايي بيت بالا راندارد اما خارق عادت‌تر از آن است. توجه كنيد:
در ماتم تو بس كه سر را زدم به ديوار/ شد اشك من سرازير، از در پلاك افتاد
تفاوت اين بيت با بيت قبلي نبود بيان وارونه و تضادي است كه لطف غلو را دو چندان مي‌كند و توجه مخاطب را بيشتر. دليل آن هم پخش حواس خواننده به سه نكته بديع است و در حالي كه در بيت بعدي فقط يك موضوع در اين زمينه وجود دارد كه به دليل تك بعدي بودن ذهن به سرعت آن را گرفته و حلاجي مي‌كند.
از اين دست ابيات در كتاب زياد ديده مي‌شود و پرداختن به آنها براي آنهايي كه نيت مطالعه كتاب را دارند باعث مي‌شود تا تازگي كارها از بين برود. پس بهتر است كه با مطالعه اشعار كتاب خود به قضاوت بنشينيد و البته نكات بالا را نيز مورد قضاوت قرار دهيد.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار