کد خبر: 470147
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۵:۰۰
تحليل
اسماء معتمدي

تئاتر هنري است كه عمدتاً به‌ عنوان مادر سينما و تلويزيون ازآن ياد مي‌شود و داراي سابقه ديرينه‌اي است چنانچه بازيگري كه مي‌خواهد در عرصه سينما و تلويزيون خوب عرض‌اندام كند، بهتر است ابتدا از مرحله تئاتر بگذرد و به ‌نوعي خاك صحنه بخورد تا بتواند در فضاي ساير رسانه‌ها توفيق يابد؛ از طرفي ديگر تئاتر به دليل زنده‌بودن و حضور علني تماشاگران هم براي بازيگر و هم مخاطب ملموس و دلنشين‌تر است تا اجراي تلويزيوني و سينمايي. 
در تئاتر اين امكان وجود دارد كه بازيگر تمام احساس خود را به صورت زنده به مخاطب حاضر در سالن نمايش انتقال بدهد، ‌كاري كه بسيار سخت و سنگين است و بازيگر حرفه‌اي آشنا به كار براي اين انتقال حس به مخاطب خيلي انرژي مي‌گذارد عكس بازي در سينما و تلويزيون كه بازيگر فرصت بازبيني دركار را دارد در تئاتر فرصتي براي رفع اشتباه نيست، روي صحنه بايد مراقب كار بود تا خوب انجام شود. اما با وجود تمام نقاط قوت و ضعف حرفه‌اي تئاتر كه درجاي خود قابل بحث است، دو نكته اهميت دارد؛ يكي محتواي نمايشنامه‌ها و ديگري توجه به اصول ديني و پوششي در بازي‌هاي تئاتر است، دو موردي كه در عين اهميت كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرند.
محتوا و موضوع نمايشنامه‌هاي تئاتر عمدتاً از متون و نوشته‌هاي خارجي انتخاب مي‌شوند كه در برخي موارد موضوع؛ هرچند مشهور است ولي مبتذل و نامناسب با فضاي فرهنگي، ديني و ملي‌مان مي‌باشد. هرچند از زمان ورود تئاتر به كشور همان زمان ترجمه نمایشنامه‌ها نیز از متون پرطرفداری بودند که به بازار فرهنگ ایران وارد شدند و روشنفکرانی مانند آخوندزاده از همین مترجمان بودند؛ البته نه تنها مترجم نمایشنامه که مترجم فرهنگی می‌خواست به ضرب و زور این نمایشنامه‌ها را به جامعه روشنفکری ایران وارد كند که موفق هم شد.
 بعد از انقلاب شهيد آوینی در مقاله‌ای با نام«آیا تئاتر زنده می‌ماند؟» نسبت به این واقعه هشدار داد. تئاتر بعد از انقلاب با وجود حضور افراد متعهد و انقلابي در فضاي هنر تا حدودي احيا شد اما طي زمان ‌متأسفانه این روند پس از چند سال کم کم افول کرد و كمرنگ شد. امروز به ندرت در ايام مناسبتي موضوعات بكر ديني و اسلامي كارمي‌شود، البته تجربه نشان داده اين موضوعات با استقبال خوبي از سوي مخاطبان مواجه مي‌شود يا درحوزه مضامين ملي، داستان‌هاي شاهنامه كه گاهي به‌صورت نمايشنامه درمي‌آيند و به خوبي بن‌مايه‌هاي فرهنگي را به‌تصويرمي‌كشند، مسئله‌اي كه به لحاظ هويتي بسيار مؤثر است و مي‌تواند براي مخاطب نزديكي ذهني هم داشته باشد اما در حالي‌كه با وجود غناي ادبي، ديني و ملي سوژه‌هاي بكر و مناسبي را مي‌توان با بازي‌هاي خوب به اجرا درآورد، برخي از كارگردانان و تهيه‌كنندگان دست به دامان موضوعات نامتعارف فرهنگي‌ مي‌شوند و مقيد هستند كه حتماً نمايشنامه را با همان سبك و سياق و پوشش روي سن براي اجراي روتين ببرند. در بعضي از نمايشنامه‌ها كه با حضور بالاي مردم هم اجرا مي‌شود، كارگردانان ما حاضر به امتحان كردن موضوعات ديني - ملي خوب نيستند؛‌ شايد دراين رابطه هم بد نباشد تا به توصيه امام خامنه‌اي پيرامون سرمايه ملي و ايراني توجه كنيم؛‌ چراكه داشته‌هاي هويتي ملي و ديني‌مان سرشار از داده‌هاي خوب و مطلوبي است كه مي‌توانند پردازش شوند و براي نسل حاضر در قالب كار هنري و اجرايي دلنشين و زيبا به تصوير درآيند. محققاً تئاتر مشخصه‌هايي دارد كه قدرت تأثيرگذاري آن را به نسبت ساير رسانه‌هاي تصويري بيشتر كرده است.
مسئله ديگر كه در تئاتر به‌‌‌شدت جاي خالي آن احساس مي‌شود رعايت شئونات اسلامي و پوششي بازيگران در نمايشنامه‌ها است كه نمود زيادي دارد. گاه به ‌قدري اين وضع ناجور و نابهنجاراست كه به رسانه‌ها هم كشيده مي‌شود مانند نمايشنامه «هدي گابلر»كه در زمان اجرا انعكاس شديدي به ‌همراه داشت. نمايشنامه‌ از نظر نوع پوشش بسيار مبتذل و نابهنجاربود، «قهوه‌خانه زري خانم» كه از نظر كاربرد كلمات ركيك و زننده صداي اعتراض خيلي‌ها را بلند كرد، «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید» و... كه بدون توجه به عرف جامعه و مسائل اعتقادي بازيگران در پوشش‌هاي بسيار ناجورو نامناسبي اجرا دارند، گاهي نمايشنامه‌اي به هردليل به مدت طولاني هر شب اجرا دارد و اين تأثيرگذاري را به مراتب بيشتر مي‌كند.
نگاه‌هاي روشنفكر مآبانه‌اي كه بعضاً هنر تئاتر را در چنبره خودش گرفته، اجازه نمي‌دهد تا اين عرصه مهم فرهنگي - هنري، عميق‌تر و گسترده‌تر شود، تنها به يك‌سري موضوعات ناجورغربي و شرقي در كار اكتفا كرده‌اند و سعي دارند تا حتماً با همان شكل روي صحنه اجرا داشته باشند. ‌برخي براين باورند كه بازار داغ سینما مشتریان تئاتر را كم كرده است و در سالن‌های تئاتر جز خود اهالي تئاتر و روشنفکرانی که لابه‌لای کهنه‌ها و عتیقه‌ها درجست‌وجوی حس نوستالژیك هستند، دیگر كسي باقی نمانده است؛ روشنفکر مآبان، یعنی فقط آنچه را که نمی‌فهمند تحسین و تقدیس می‌کنند و از هر آنچه آنان را به خود مشغول کند به عالم «پیچیدگی وانتزاع» می‌گریزند، اکنون روی به تئاتر آورده‌اند؛ در حالي ‌كه هنر ابزار مهم و تأثيرگذاري است و مي‌تواند در امر صدور پيام انقلاب اسلامي نقش خوبي ايفا كند اگر به جايگاه آن پي‌ببريم و هنرمندان عرصه تئاتر به اين خودباوري برسند كه مي‌شود كارهاي خوبي را براي مخاطبان به اجرا بگذارند؛ البته جالب آنجاست كه تمام اين مشكلات را به گردن مسئولان و نهادهاي دولتي مي‌دانند ، زيرا اگر بتوان گفت در سينماي ما چيزي به نام بخش خصوصي وجود ندارد، با قطعيت بايد گفت كه تئاتر بدون نفس نهادها و سازمان‌ها هيچ‌گاه توان حركت نخواهد داشت و اگر اين نفس‌ها مسموم نباشد شاهد مست‌بازي اين كالبد نخواهيم بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار