پريا خداقليزاده: برای همین قیدش را زده و فعلاً دنبال کار میگردد. اینها را بیحوصله و سریع توضیح میدهد و دوباره سرگرم خواندن آگهیهای ریز نیازمندیها میشود. سالن انتظار شرکت آگهیدهنده پر است از دختران جوانی که برای مصاحبه آمدهاند. مصاحبهای که با یک آگهی به اینجا ختم شد. «خانم جوان، خوشپوش با روابط عمومی بالا جهت منشی مدیرعامل شرکت خصوصی. تماس تا یک هفته.» وقتی سؤال میکنم منظورتان از خوشپوش با روابطعمومی بالا چیه؟ یا اصلاً چرا برای منشی بودن باید جوان بود، فقط میگویند: چون سطح شرکت بالا است، یا اینکه شرکت بینالمللی است و تمام کارمندان باید در ردههای سنی جوان و ترجیحاً خوشپوش و کاملاً امروزی باشند!
حالا بماند که معلوم نیست چرا در اینجور مصاحبهها برعكس انتظار اولويت با مهارت و تحصیلات مرتبط و تسلط به زبان خارجی و... نيست و اغلب تنها ملاک مهم استخدام برای بعضی از این شرکتها و مدیر عاملهای محترمشان قد و وزن و ظاهر است!
منشی بودن آن هم از نوع خانمش و آن هم از نوع منشی مدیرعامل و مخصوصاً این روزها حرف و حدیثهای زیادی دارد که تقریباً همگی میدانیم. حرفهایی که گذشته از درست بودن یا نبودنشان مثل یک باور مطلق در ذهن خیلیها ریشه دوانده. شغلی که این روزها براي همه یک جورخاصی است مگر اینکه خلافش ثابت شود!
اگر بیرون ماجرا باشی همه اینها میشود همان برچسبهای بد همیشگی که میدانیم. منشی مدیرعامل شدن آن هم از نوع جوان و خوش پوشش! شغلهایی که هنوز از دهان درنیامده چهره خیلیها را درهم میکشد. اما اگر به هر دلیلی خودت هم به این صف انتظار بپیوندی آنوقت موضوع کمی فرق میکند. همرنگی و همدردی که مثل مرهمی روی این درد بزرگ اجتماعی آرام آرام مینشیند. فکرش را بکن. با یک دیپلم و فوق دیپلم ساده بدون هیچ تخصص و مهارت خاصی با لیست بلند بالایی از هزینههای کمرشکن که از وقتی ۱۸ سالت شده کم کم به پای خودت نوشته میشود، چه کاری میشود پیدا کرد؟
منشی یک شرکت خصوصی با ساعت کاری معقول و حقوقی متوسط، بهترین گزینهای است که میشود روي آن حساب کرد.
حالا دوراهی که اصلاً نمیدانی چرا باید يكياش را انتخاب کنی از راه میرسد؛ یا همین شغل موقت با همه حرفهایی که پشتش است یا همان وضع قبلی؟
واقعيت از اينجا دردناكتر ميشود، اينكه بسياري از دختران و حتي پسران جوان كه دنبال كار ميگردند بهناچار و براي رسيدن به موقعيتهاي شغلي بهتر ناچارند منشي بودن را با تمام ابعاد نهچندان مطلوبي كه دارد بپذيرند. هرچند بسياري از آنها تعريف نادرستي كه اين روزها از اين شغل ميشود را قبول ندارند و معتقدند كه اين برداشتها فقط رواج يك باور غلط است. البته شركتها و برخي افراد سودجو و ذينفع هم در اين ميان بيتقصير نيستند. افرادي كه دختران جوان و كمتجربه را به اسم منشي استخدام ميكنند در حالي كه از آنها به عنوان دستاويزي براي رسيدن به اهداف ديگر استفاده ميكنند. شايد هزينه رسيدن به اين واقعيت فقط چند دقيقه درد دل باشد. شنيدن ناگفتههاي دختران جواني كه فقط براي از دست ندادن شغل و همان اندك درآمدشان، حاضرند تن به خواستههاي نامعقول رئيس بدهند بدون آنكه جايي يا حقي براي اعتراض وجود داشته باشد.
راه حلي كه كمكي نكرد چندي پيش و به دنبال افزايش ناهنجاريهاي اجتماعي كه اغلب در اين حرفه ديده شده، مسئولان انتظامي و نظارتي دستور به محدود و اصلاح شدن آگهيهاي استخدامي براي منشيان شركتها را دادند. همان زمان رئيس پليس اعلام كرد شركتهاي آگهيدهنده و همچنين پذيرندگان آگهي براي استخدام منشي نبايد از جملاتي مثل ظاهري آراسته، خوشپوش يا برخورد مناسب و نظاير آن استفاده كنند و در صورت مشاهده چنين آگهيهايي هم با شركت آگهيدهنده و هم با نشريه مزبور برخورد خواهد شد.
اما اين راه حلي بود كه نه كمكي به حل اين معضل اجتماعي كرد و نه حتي به چاپ نشدن چنين آگهيهاي استخدامي انجاميد. هنوز هم صفحات نيازمنديهاي روزنامهها پر است از آگهيهايي كه در آن دنبال دختران جوان و خوشپوش و خوشبرخورد براي يك منشي شدن ساده ميگردند.
بيشتر از آنچه كه هركسي فكرش را بكند، واضح است كه مسئولان بهجاي تغيير جملههاي متن آگهيها بهتر بود به صورت عملي و پيگيرانه به برخي از اين شركتهاي خصوصي سري ميزدند و از نزديك براي آنچه كه به اسم منشي اما به استفادههاي ديگر مورد استثمار قرار ميگيرد، چارهاي ميانديشيدند.
اینجا مثل هیچجا این برچسب و باور غلط فقط هم برای ما و مردم کوچه و بازار نیست، یعنی وقتی باوری دهن به دهن میچرخد، میشود ویروسی که همهجا منتشر میشود. فیلمها و سریالها را مرور کنید. در چند فيلم يا سريال خانم منشیهای جوان، قهرمان مهربان و مثبت فیلم بودهاند؟ چیزی یادتان نمیآید چون طبق قانون نانوشتهای که معلوم نیست چیست، همیشه این خانم منشیها آدمهای دو به هم زن و زندگی از هم پاش و خائن و زن دومی بودهاند که اتفاقاً آخر فیلم هم به سزای اعمالشان میرسند!
از طرف دیگر در یک تحقیق مشخص میشود که تقریباً تمام کمپانیها و شرکتهای بزرگ دنیا که به شهرت اقتصادی و جهانی رسیدهاند نيمي از موفقيتشان را مديون یک منشی توانمند و فعال بودهاند. منشيهايي كه پا به پاي مديرعامل براي موفقيت و مطرح شدن شركت تلاش كردهاند. امروزه در بسياري از دانشگاههاي بزرگ جهان رشته منشي و مديريت داخلي به عنوان يك رشته مهم بينالمللي تدريس ميشود.
با توسعه و پيشرفتهاي جديد و نياز به گسترش همكاريهاي اقتصادي و تجاري، شركتهاي تجاري دنيا با سرعت بيشتري نسبت به گذشته در حال پيشرفت هستند كه اين موضوع نقش منشي را به عنوان يك شغل حرفهاي نسبت به قبل پررنگتر ميكند، در حالي كه به دليل نبود آموزشهاي حرفهاي و در واقع عدم تخصص كافي و نگاه صحيح، اين شغل در جامعه ما فقط به پلهاي براي كارفرمايان و جواناني كه به دنبال كار موقت هستند تبديل شده است.
اما نكته تأسفآور و تلخي كه موضوع را دردناكتر ميكند، نگاه ما است؛ نگاه هميشه در جستوجوي مقصر ما. پيدا كردن شغل معضل چند ده ساله جامعه ما است. معضلي كه چون راه حل و نظارت و متولي ندارد هر روز بحرانيتر ميشود. حالا تقريباً بيشتر جوانها به اين باور رسيدهاند كه براي پيدا كردن شغل نبايد منتظر كسي بنشينند. بايد به همان نوشتههاي ريز آگهيها اكتفا كنند، آگهيهايي كه شايد بنبستي بيش نباشند. شايد...