کد خبر: 469905
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۸
الف: عروس گاهگاهی چادر سفیدش را بر روی موهایش جابجا می کرد و خیره به هرسو می نگریست.

برای دیدن دقیق رخدادهای آن روز به تراس طبقه فوقانی دفتر رفتم و دیدم که در حیاط کشمکش وسیعی مابین دو سوی جبهه در جریان است و داماد کت خود را درآورده و در بین دو سو در تردد است بلکه بتواند خصومت را به دوستی بدل کند و با عروس مضطرب بر سر سفره عقدی که در چند قدمی انتظارش را می کشید بنشیند.

حکایت از آنجا آغاز شد که پدر عروس می گفت : مهریه باید ۲۴۰ سکه طرح قدیم باشد و خانواده داماد می گفتند باید طرح جدید باشد. پس از کشمکش زیاد آنها را به بیرون از دفتر هدایت کردیم. درحیاط بزرگ دفتر جدل همچنان ادامه داشت .. جدلی که من از تراس بالا شاهدش بودم...تا بالاخره به خیابان کشیده شدند و رفتند تا سوار ماشین ها شوند و بروند.

نرفتند اما ... و برگشتند با توافق جدید ۲۲۰ سکه طرح قدیم به جای ۲۴۰ سکه طرح جدید.

تجربه یک عاقد : معمولا کسانی که برای عقد می آیند اگر اختلاف هم پیدا کنند حل می کنند و بالاخره بر سر سفره عقد می نشینند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار