
قاسم غفوري: قيامهاي مردمي در كشورهاي عربي شمال آفريقا و حوزه خليجفارس در حالي به سرنگوني افرادي مانند بنعلي در تونس، مبارك در مصر، قذافي در ليبي و صالح در يمن منجر شد كه همزمان برخي از كشورهاي عربي تلاش كردند تا از اين شرايط براي كسب قدرت بهرهبرداري كنند.
كشورهايي مانند قطر و عربستان محور اين بازيگران را تشكيل ميدادند. كشورهايي كه در كنار انجام برخي اهداف مشترك به ويژه مشاركت در سرنگوني افرادي مانند قذافي و نيز مقابله با بيداري اسلامي و جبهه مقاومت دو كشور در بسياري از جهات داراي اخلاقياتي هستند. نكته اساسي در سياستهاي قطر و عربستان تلاش آنها براي تبديل شدن به قدرت برتر منطقهاي و حتي نقشآفريني به عنوان مجري طرحهاي امريكاست.
رفتارهاي دو كشور نشان ميدهد كه آنها تلاش دارند تا از شرايط موجود به ويژه نياز امريكا به وجود سدهايي براي اجراي طرحهايش در منطقه بهرهبرداري كرده و به نحوي قدرت سياسي نظامي خود را تقويت كنند. مجموع اين مؤلفهها موجب شده تا دو كشور در مواردي حتي به توطئهچيني عليه يكديگر بپردازند. بررسي كارنامه دو كشور نشان ميدهد كه به رغم تواناييها و ظرفيتهاي آنها، عربستان با تكيه بر مؤلفههاي سنتي نظير برخوردار بودن از موقعيت برتر جمعيتي، حاكميتي، نظامي و سياسي و نيز جايگاهي كه در تأمين انرژي جهان دارد، توانسته تا حدود زيادي برتري خود را نسبت به قطر حفظ كند.
هر چند كه عربستان اين تحركات را با نام حفظ موقعيت و توسعه دامنه نفوذ خود انجام ميدهد اما كارنامه اين كشور نشان ميدهد كه محور اصلي اين رويكردها تأمين رضايت و منافع امريكاست. حاكمان عرب از جمله آلسعود كه از جايگاه مردمي برخوردار نيستند، بر اين سياستند كه براي حفظ قدرت بايد در كنار امريكا قرار داشته باشند و براساس طرحهاي آن سياستهاي خود را تدوين و اجرايي سازند. بر اين اساس نيز سياست داخلي و خارجي خود را نيز بر مبناي همين رضايتمندي تدوين و اجرا ميسازند در حالي كه بسياري از اقدامات آنها نيز براساس دشواري و نسخههايي است كه از سوي امريكا براي آن صادر شده و آنها صرفاً مجري طرح هستند.
يكي از نمونههاي اين رفتارها طرح جديد عربستان مبني بر تشكيل اتحاديه همكاري خليجفارس است. عربستان بر اين ادعاست كه با اين كار به دنبال آن است كه شوراي همكاري خليجفارس را به اتحاديه مبدل سازد. هر چند كه عربستان ادعا دارد كه اين طرح از طرف اين كشور اعلام شده اما بررسي ريشهاي طرح نشان ميدهد كه اين اقدام عربستان برگرفته از طرحهاي امريكاست كه اهداف خاصي را پيگيري ميكند. اولاً آنها با اين رويكرد از عربستان براي حفظ جايگاه دريايي خود در بحرين بهرهبرداري ميكنند. در اين چارچوب بسياري تأكيد دارند كه اتحادي كه ميان عربستان و بحرين صورت ميگيرد براي اجراي طرح امريكا جهت حفظ پايگاهش در بحرين است.
ثانياً امريكا در منطقه با چالش بزرگي به نام عدم مشروعيت مردمي و نيز تضعيف موقعيت نظامي مواجه است. امريكاييها براي اين حضور با چالشهاي بسياري مواجه هستند لذا به دنبال مهرهاي ميگردند كه بتواند طرحهاي آنها را در منطقه اجرا سازد. براساس استراتژي جديد امريكا، همراههاي منطقهاي، بازيگراني هستند كه طرحهاي امريكا را به صورت نيابتي اجرا ميكنند.
در شرايط كنوني عربستان با ايجاد اتحاديه منطقهاي و توسعه نفوذ در منطقه تلاش دارد تا از يكسو كشورهاي عرب را در يك مجموعه قرار داده تا در اين ساختار بتوانند سياستهاي امريكا را اجرا كنند و از سوي ديگر امريكا بدون آنكه خود را با ملتهاي منطقه درگير سازد به حفظ منافع و پايگاههاي خود بپردازد. ثالثاً امريكا به دنبال سياست ايرانهراسي در منطقه است كه عربستان با ايجاد اتحاديه منطقهاي و سياستهايي كه اتخاذ ميكند عملاً اين طرح را اجرايي ميسازد. با توجه به اين مسائل ميتوان گفت كه عربستان نه براساس منافع خود بلكه براساس طرحي امريكايي طرح مذكور را ارائه كرده است و در نهايت نيز اين امريكا خواهد بود كه در وراي اين تحولات به اهدافش دست مييابد. در حالي كه دستاورد آن براي عربستان فقط بدنام شدن در منطقه و تشديد اعتراضها به مداخلات اين كشور در امور منطقه است.