
طه رضائي: اخوانالمسلمين طي چهار دهه توانست در يمن، كويت، بحرين، امارات متحده عربي و قطر شعباتي ايجاد كند و گرچه مناسبات خوبي با دربار سعودي داشته ولي نتوانست در اين كشور شعبهاي، ايجاد كند.
عربستان سعودي در دوران حكومت مؤسس دولت سومش ـ عبدالعزيز آل سعودـ توانست با استفاده از علماي مصر كه رويكرد و توجه سلفي داشته مانند محبالدين الخطيب، شيخ رشيد رضا، شيخ محمد حامد الفقي شالوده مراكز و نهادهاي علمي و آموزشي مذهبي با رويكرد مذهب وهابي، پايهگذاري كند. حسن البنا مؤسس جمعيت اخوانالمسلمين نيز روابطي با پادشاه عبدالعزيز آل سعودي داشته است.
وي در سال ۱۹۳۶ براي اولين بار به حج ميرود و با ملك عبد العزيز آل سعود ملاقات ميكند و در اين ملاقات البنا از پادشاه ميخواهد كه شعبهاي از اخوان در عربستان سعودي تأسيس شود ولي عبدالعزيز در پاسخ ميگويد: همه ما اخوانالمسلمين هستيم و با اين جمله ديپلماتيكي ملك از تأسيس حزب اخوان در كشورش امتناع ميورزد.
البنا در سالهاي ۱۹۴۶ و ۱۹۴۸ نيز به حج رفته و مورد استقبال دربار سعودي بوده است. به موازات اين سياست از سوي دربار سعودي، اخوانيها نيز سياست دوستانهاي با سعوديها داشتند و زماني كه ملك عبدالعزيز در سال ۱۹۴۵به قاهره سفر كرد، مورد استقبال با شكوه رهبران اخوان واقع شد. تنها رخدادي كه مناسبات رياض با اخوانيها را تيره كرده، حمايت اخوان از جنبش اصلاحي يمني برضد امام يحيي (پادشاه يمن و متحد آل سعود) بوده است.
درگيري و كشاكش شديد ناصر و اخوانالمسلمين از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۰ (سال درگذشت ناصر) فرصتي براي تحكيم مناسبات ميان آل سعود و اخوانالمسلمين مصر بوده است. بسياري از رهبران و كادرهاي اخوانالمسلمين مصر كه توانستند از تيغه تعقيب و سركوب دستگاه امنيتي ناصر نجات يابند به عربستان سعودي فرار كرده و به آن پناه بردند. اغلب آنها در مؤسسات علمي و آموزشي عربستان سعودي مشغول به كار شدند. سعوديها در اين مرحله تاريخي كمال استفاده از اين وضعيت را نموده و از اخوانالمسلمين جهت مبارزه و مقابله با دولت ناصر و انديشههاي او و هژموني مصر راديكال و ناصريستي، به عنوان ابزار بهرهبرداري نمودند.
هضيبي (دومين رهبر اخوانالمسلمين) پس از درگذشت ناصر در سال ۱۹۷۳ به حج رفت و مورد استقبال سعوديها قرار گرفت. همچنين عمرتلمساني (در نيمه دهه هشتاد به حج رفت)، محمد حامد أبو النصر، مصطفى مشهور، مأمون الهضيبي (زماني در بخش حقوقي وزارت كشور عربستان سعودي استخدام شده بود)، مرشدان و رهبران اخوان المسلمين نيز مناسبات خوب و طبيعي با رياض، داشته و طرفين بر اساس منافع و اهدافي روابط خود را با ديگري تنظيم و سازماندهي نمودند.
از جمله اولويتها و اهداف سعوديها در برقراري روابط با اخوانيها عبارتند از:
۱ ـ ادامه سياست ملك عبدالعزيز در جذب نخبگان و شخصيتهاي جريانهاي اسلامي جهت استخدام آنها در طرحها و سياستهاي مذهبي و عقيدتي رياض و نيز جهت زبياسازي چهره رژيم آل سعود و مذهب وهابي در جهان اسلام و عرب.
۲ ـ سياست جذب، اتحاد و ائتلاف با نيروها و جريانهاي اسلامي عليه جنبشها و جريانهاي انقلابي ـ راديكال و ايدئولوژيهاي سوسياليستي، كمونيستي، ناصريستي و بعثي، يكي از اولويتهاي آل سعود جهت مبارزه با اقتدارطلبي مصر ناصريستي و عراق بعثي و سوريه بعثي در منطقه خاورميانه بوده است. از سوي ديگر، سعوديها در سياست همگرايي با سياستهاي منطقهاي و بينالمللي امريكا و سياست مبارزه با كمونيسم منطقهاي از جريانهاي اسلامگرايي سني به ويژه اخوانالمسلمين كمال استفاده را بردند. در جنگ سرد ميان قاهره ناصريستي و رياض سعودي (ملك فيصل (۲ نوامبر ۱۹۶۴ ـ ۲۵ مارس۱۹۷۵) دشمن ناصر بود)، اخوانالمسلمين مصر نقش مؤثر و حضور برجستهاي داشته و با اخوانيهاي متحد رياض در كشاكش سياسي ـ عقيدتي بوده است.
۳ ـ رياض در تلاشها و تكاپوهاي خود طي پنج دهه اخير جهت:
الف: پيشرفت گفتمان مذهبي،
ب: تكامل عقيدتي نحله وهابيت،
ج: تقويت نهادها و مؤسسات علمي و آموزشي خود، از نخبگان و علما و ايدئولوگهاي جمعيت اخوانالمسلمين مصر و سوريه و عراق استفاده كرد.
۴ ـ شاهان آل سعود جهت كاهش افراطگرايي عقيدتي و انجماد فكري علما و روحانيون وهابي ونيز كاهش فشارهاي گاردآهنين نحله وهابيت از رويكردهاي فكري و عقيدتي اخوانيها بهره بردند. رياض از اخوانالمسلمين به عنوان فكر و سازمان به عنوان ابزار و درمان داخلي جهت معضلات و مشكلات سياسي ـ فكري ـ عقيدتي نهايت استفاده را كرده است.
۵ ـ رياض جهت تقويت جايگاه و وزنه خود در جهان عرب و اسلام نياز مبرمي به متحدان منطقهاي داشته و جريان اخوانالمسلمين در كشورهاي عربي واسلامي بهترين گزينه و متحد براي طرحها و سناريوهاي راهبردي اين كشور بود.
اخوانيها نيز نيازها و خواستهها و اهدافي در برقراري رابطه با رياض داشتهاند ازجمله:
۱ ـ نياز به حمايت يك كشور قوي، ثروتمند و بازيگر منطقهاي مانند عربستان سعودي. در دوران منازعه و ستيز اخوان ـ ناصر (۱۹۵۴ ـ ۱۹۷۰) عربستان سعودي و دربار آل سعود، انواع تسهيلات و كمكها را در اختيار رهبري اخوان قرار داده است.
۲ – تلاش اخوانيها جهت تسلط بر نهادها و مؤسسات علمي ـ دانشگاهي و آموزشي عربستان سعودي تا از اين راه انديشه و افكار اخواني را به سراسر جهان رواج دهد.
۲- تكاپوي اخوانيها براي چيره شدن بر تمامي نهادهاي خيريه مالي ـ اقتصادي و اجتماعي ـ فرهنگي عربستان سعودي جهت تحكيم جايگاه منطقهاي و جهاني جريان اخواني.
ماه عسل اخوان و آل سعود
علاوه بر رهبران و كادرهاي اخواني مصر (۱۹۵۴ ـ ۱۹۷۰) رهبران اخواني سوريه و عراق در دهه هفتاد و هشتاد به دربار آل سعود پناه برده و در اين كشور مقيم شده و در نهادها و مراكز دانشگاهي و مذهبي سعودي راه يافته و مشغول به كار شدند. وجود كادرها و شخصيتهاي اخواني در عربستان سعودي زمينه را براي تأثر و تأثير دوطرف سعودي ـ اخواني در ابعاد عقيدتي و ايدئولوژي فراهم ساخت.
آموزهها و گفتمان سلفي وهابي سعودي و انديشههاي اخواني در اين مرحله (سه دهه شصت، هفتاد و هشتاد)، فرصت مناسبي جهت درهم آميختن و گفتوگوي تنگاتنگي و بينابيني فراهم كرد.
اخوانيها در اين مرحله در ابعاد مختلفي از آموزههاي وهابيت و سلفيگري متأثر شده و برخي از عقايد و انديشههاي سلفي وارد جهانبيني و منظومه فكري آن شده است. در بعد همكاري و هماهنگي ميان اخوانيها و سعوديها بايد گفت شاهزاده نايف بن عبدالعزيز (از جناح سديريها، وزير كشور، نفر دوم و وليعهد عربستان سعودي) به مدت چهل سال مسئول پرونده همكاري و هماهنگي با اخوانيها بوده و شاهزاده تركي الفيصل (مسئول و مدير دستگاه اطلاعاتي سعودي به مدت سي سال و مهندس تأسيس القاعده و افاغنه عرب) نيز مسئول دوم ارتباط با رهبران جريان اخواني بوده است.
اخوانيها در دوران حكومت ملك فيصل بن عبد العزيز پادشاه سعودي (۱۹۶۴ - ۱۹۷۵) تلاش كردند در عربستان سعودي با ظرافت و حساسيتي، انديشه و گفتمان سازماني خود را رواج و تبليغ كنند ولي به دلايل زيادي در اين راه موفق نبودند ولي زمينه را براي پايهگذاري جريان بومي اخواني در اين كشور فراهم كردند.
از رهبران تاريخي جريان اخواني در عربستان سعودي؛ علي بن عمر بادحدح، عبدالله بن عقيل بن سليمان العقيل، سلمان بن فهد بن عبد الله العوده، فتحي الخولي و مناع بن خليل القطان.
براساس اسناد منتشر شده در سال ۲۰۰۹، دكتر عوض القرني عضو تشكيلات بينالمللي اخوانالمسلمين است و دكتر عوض محمد القرني استاد رشته شريعت دانشگاه ملك خالد رهبري تشكيلات اخوان سعودي را برعهده دارد.
جريان اخواني در عربستان سعودي بطور مخفيانه فعاليت دارد زيرا آل سعود با فعاليت هر تشكل و سازمان سياسي و حزبي مخالف بوده و اصولاً فعاليت سياسي و حزبي در اين كشور در پرتوي آموزههاي وهابيت حرام و غيرشرعي است.
شروع اختلاف و گسل درروابط
در پي اشغال كويت و آغاز جنگ دوم خليج فارس جريان اخواني رويكرد نويني يافته و به جبهه صدام حسين نزديك شده و اين امر باعث عصبانيت و خشم آل سعود و شيوخ و شاهزادگان عرب كشورهاي حاشيه خليج فارس برضد اخوانيها شده و اخوانيها كويت و منطقه خليجفارس از جريان اخوان مصر و تشكيلات بينالمللي آن جدا و منشعب شدند. شاهزاده نايف بن عبدالعزيز وزير كشور سعودي در مصاحبهاي با روزنامه السياسه كويت در سال ۱۹۹۱ اعلام كرد كه جماعت اخوانالمسلمين اساس و اصل بلا هستند و تمام مشكلاتمان از اين گروه به وجود آمده است.
اين اظهارات بازتاب داشته و اخوانيها به نحوي به آن پاسخ ملايمي دادند. مناسبات سرد ميان اخوانيها از همان سال آغاز شده و به سود اخوانيها نبوده است، زيرا در اين وضعيت اخوانيها از بسياري تسهيلات و كمكهاي سعودي محروم شدند.
در همين راستا جريان اخواني تلاشهاي فراواني جهت ترميم مناسبات خود با سعوديها نموده و محمد بديع رهبر و مرشد فعلي اخوان مصر به نايف بن عبدالعزيز به مناسبت انتصاب وي در مقام وليعهدي عربستان سعودي تبريك گرمي گفت و در اين رهگذر خواست فصل تازهاي در روند روابط فيمابين جماعت و سعوديها، ايجاد كند ولي تحولات ناشي از انقلابها و خيزشهاي مردمي و اسلامي در منطقه و به قدرت رسيدن جريانهاي اخواني در تونس، مصر، ليبي و مراكش، شكاف و اختلاف در مناسبات آل سعود و جريان اخوانالمسلمين را ژرفناكتر كرد و گستره خصومت سياسي ـ عقيدتي ميان طرفين را توسعه داد. در اين شرايط و در پرتو تحولات ناشي از نتايج و تبعات خيزشها و انقلابهاي مردمي و اسلامي، از ديدگاه نخبگان سعودي، جريان اخواني در جهان عرب به عنوان رقيب و شايد دشمن آل سعود و امنيت استمرار و بقاي نظام پادشاهي سعودي، قلمداد شده است.