
قاسم غفوري: شوراي همكاري خليجفارس شامل امارات، بحرين، عمان، قطر، عربستان و كويت، در روزهاي اخير اموري را محور تحركات خود قرار داده است.
برگزاري رزمايش مشترك در خاك امارات به نام رزمايش وفاداري به جزيره و ديگر تكرار ادعاهاي توهمآميز امارات درباره جزاير هميشه ايراني تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي از جمله اين امور است.
هرچند كه شورا تلاش دارد تا اين اقدامات را برگرفته از اتحاد دروني و اقتدار خود نشان دهد اما بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند كه اين امر بيشتر براي فريب افكار عمومي و پنهانسازي حقايقي ديگر ميباشد كه از سوي اين كشورها اجرا ميشود چراكه:
اولاً شوراي همكاري خليجفارس در حالي ادعاي وحدت دارد كه اختلافات مرزي و سياسي ميان اعضا هر روز ابعاد گستردهتري ميگيرد به گونهاي كه اكنون مسائل مرزي ميان عربستان و امارات، كويت و عربستان و... در حال بازگشايي است.
كشورهاي عرب كه افشاي اين حقايق را برابر با نابودي شوراي همكاري خليجفارس ميدانند با حاشيهسازي به دنبال پنهانسازي اين امر هستند. ثانياً شوراي همكاري خليجفارس در حالي رزمايش مشترك برگزار ميكند كه نيروي نظامي اين شورا در قالب سپر جزيره نتوانسته حتي سركوب مردم بحرين را اجرايي سازد.
به رغم آنكه سپر جزيره در ۱۵ ماه گذشته تمام جنايات ضد بشري را عليه ملت مظلوم بحرين صورت داده اما در نهايت نتوانسته به اهداف خود دست يابد چنانكه هر روز بر ابعاد قيام ملت بحرين افزوده شده و حاضر به خروج از ميدان نيستند.
در همين حال افكار عمومي جهان نيز بيشتر متوجه حقايق جاري در بحرين شدهاند كه نمود آن را در واكنشهاي گسترده جهاني به مسابقات فرمول يك در بحرين ميتوان مشاهده كرد كه افكار عمومي جهان خواستار لغو مسابقات و توجه جهاني به درد و رنج ملت بحرين شدند. اين امر چنان بود كه حتي سازمان ملل و كشورهاي غربي نيز نتوانستند به سكوت خود ادامه دهند و در نهايت وادار به محكومسازي جنايات آلخليفه شدند.
ثالثاً كشورهاي عرب در قبال تحولات يمن، مصر، ليبي و تونس نيز نتوانستند اهداف خود و غرب را اجرايي سازند به گونهاي كه از يكسو حركتهاي مردمي در اين كشورها براي پايان حاكميت حاكمان غيرمردمي ادامه دارد و از سوي ديگر موج اين قيامهاي مردمي تا كشورهاي ديگر عرب نظير عربستان و قطر را نيز فراگرفته است.
اكنون كشورهايي مانند عربستان در حالي كه با اصل ناكامي در مديريت تحولات ساير كشورهاي عرب مواجه هستند در درون نيز با اعتراضهاي شديد مردمي همراه شدهاند كه ميتواند سرنگوني آنها را به همراه داشته باشد.
رابعاً كشورهاي عربي در بازي امريكا گرفتارند. براي سرنگوني مقاومت با محوريت سوريه ناكام ماندهاند هر چند كه ائتلاف غربي، صهيونيستي و تركيه تقلاي بسياري براي به چالش كشاندن سوريه و سرنگوني دولت اين كشور داشتهاند اما در نهايت نتوانستهاند به اين خواسته دست يابند در حالي كه افشاي همكاري آنها با غرب و صهيونيستها و نيز استفاده آنها از گروههاي تروريستي براي بحرانسازي در سوريه آنها را در ميان ملتهاي منطقه و جهان بياعتبار ساخته است به گونهاي كه بسياري آنها را با صهيونيستها برابر ميدانند.
با توجه به اين شرايط ميتوان دريافت كه چرا كشورهاي عرب حوزه خليجفارس با ادعاي ايرانهراسي برگزاري رزمايش مشترك را آغاز كردهاند. آنها برآنند تا با اين رويكرد به اصطلاح بر چالشهاي دروني و ناتوانيهاي منطقهاي خود سرپوش گذارند.
نكته مهم آن است كه هيچ كدام از كشورهاي مذكور داراي ارتش مستقل و آزاد نبوده و تمام آنها تحت حاكميت غرب قرار دارند در اين شرايط اين رزمايشها صرفاً فريبكاري در برابر افكار عمومي خواهد بود نه نشانه قدرت و اعتماد آنها.