
سجاد سلامت: انتشار تصاوير بيحرمتي سربازان امريكايي به كشتهشدگان افغان در روزنامه لسآنجلستايمز بار ديگر موضوع رفتارهاي غيرانساني سربازان امريكايي را در سطح رسانههاي جهاني و افكار عمومي زنده كرده است.
تصاويري كه به گزارش وبسايت انجمن مدافعان حقوق بشر مربوط به افرادي است كه با لباس نظامي امريكا در كنار جنازههاي چند افغان ايستادهاند.
به نوشته روزنامه لسآنجلستايمز به نقل از مقامات امريكايي مأموريت اين سربازان بررسي بقاياي اجساد مهاجمان انتحاري بود اما تصاوير منتشر شده نشان ميدهد كه چگونه سربازان امريكايي به مردگان افغان بيحرمتي ميكنند.
موضوعي كه نگرانيهاي پنتاگون را برانگيخت و آنها را وادار ساخت تا از لسآنجلستايمز درخواست كنند از انتشار ۱۶ قطعه عكس ديگر مربوط به اين حادثه خودداري كند. از سوي ديگر وزير دفاع امريكا با هدف كاستن از فشار افكار عمومي به ميان خبرنگاران آمد و از وجود چنين رفتارهايي در ميان سربازان امريكايي ابراز شرمساري كرد. لئون پانتا، در حاشيه كنفرانس ناتو در بروكسل گفت: «چنين رفتاري كه ما در عكسها شاهدش بوديم مقررات ما را زير پا ميگذارد.»
اما اين توجيهات نتوانست موج اعتراضات به اقدامات غيرانساني سربازان امريكايي را فرو بنشاند چراكه سه ماه پيش نيز انتشار ويديويي ۳۹ ثانيهاي از سربازان امريكايي در حال ادرار كردن بر جسد چند افغان موجي از اعتراضات جهاني را برانگيخته بود و باعث خشم مردم افغانستان شده بود.
همچنين سوزاندن قرآن در يك پايگاه ناتو در افغانستان موجي از اعتراضات را در اين كشور به راه انداخت. به نحوي كه شبكه يورونيوز در گزارش خود از بازتاب انتشار اين اخبار در جامعه افغانستان به نقل از يك شهروند افغان به نام محمد قيوم مينويسد: «اگر به اين كارشان ادامه دهند، اين مردم ديگر آنها را نخواهند خواست و عليه آنها قيام خواهند كرد.» تهديدي كه شايد حملات هفته گذشته طالبان به مراكز مهم سياسي و نظامي كابل تنها بخشي از آن بوده باشد. موضوعي كه شايد در صورت محاكمه عاملان جنايات قبلي سربازان امريكايي در افغانستان، ديگر تكرار نميشد.
البته اين تنها يك راهكار سياسي و جامعه شناختي براي مهار خشونتها در افغانستان نيست بلكه پشتوانه حقوقي مستدلي نيز در حقوق بينالملل دارد.
چه آنكه يكي از مباحث عمده در حقوق بينالملل بحث اشغال سرزمينها توسط نيروهاي بيگانه است. پديدهاي كه هرچند دوران تاريخي آن گذشته اما تجربه سالهاي گذشته نشان داده است كه امريكاييها همچنان به دنبال تكرار آن هستند. البته امريكاييها يك نكته را فراموش كردند كه صرف اشغال پايان كار نيست بلكه حقوقي را از سوي اشغالشدگان بر عهده اشغالگران ميگذارد كه «منع مداخله دولت اشغالكننده در امور دادگاههاي دولت اشغال شده» يكي از اين موارد است. براساس اين اصل از آنجايي كه كشور اشغال شده حاكميت خود را حفظ ميكند، دادگاههايش هم طبيعتاً محاكمات را طبق قوانين و آئين دادرسي خود ميتواند انجام دهد.
بنابراين دولت اشغالكننده نبايد در امور آنها دخالت نمايد يا به عنوان مثال بر دادستان فشار وارد كرده يا دادگاههاي جديدي را تأسيس كند يا صلاحيت دادگاههاي كشور اشغال شده در رسيدگي به شكايات مردمي در قبال اشغالكنندگان را زيرسؤال ببرد.
از سوي ديگر دولت اشغالكننده بايد به حق حيات و آزادي اهالي سرزمين اشغال شده احترام بگذارد و در مقابل هر عاملي كه اين مسئله را تهديد كند، واكنش نشان دهد. در غير اين صورت داراي مسئوليت بينالمللي خواهد بود.
موضوعي كه در بند ۱ ماده ۴۶ مقررات لاهه مورد اشاره قرار گرفته است: «حيثيت و حقوق خانواده، زندگي افراد و مالكيت شخصي و همچنين اعتقادات مذهبي و اجراي مراسم ديني مورد احترام قرار خواهند گرفت.» بر اين اساس ميتوان چنين نتيجه گرفت كه دولت امريكا به جاي عذرخواهيهاي پي در پي و متوالي مقامات خود كه بيشتر جنبه تبليغاتي پيدا كرده بايد اقداماتي را در زمينه رعايت حقوق شهروندان كشورهاي تحت اشغال خود به كار بندد كه اهم آنها عبارتند از:
- اعلام برنامه زمانبندي براي خروج نظامي و واگذاري حاكميت به مردم كشور اشغال شده
- تلاش به منظور جبران خسارات ناشي از اشغال
- احترام به حق حاكميت داخلي كشورهاي اشغال شده در حوزه اجرايي، نظامي و قضائي
- ايجاد شرايط مناسب به منظور محاكمه سربازان خاطي امريكايي به منظور فروكاستن از اعتراضات مردمي
- ساماندهي برنامههاي آموزشي به سربازان و نظاميان امريكايي درخصوص رعايت حقوق شهروندي اتباع كشورهاي اشغال شده
هرچند انتظار اتخاذ چنين تصميماتي از سوي مقامات كاخ سفيد چندان نزديك به نظر نميرسد اما دولتمردان امريكايي بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه هرچه بيتفاوتي آنان بيشتر ادامه يابد، حوادثي از اين دست بيشتر رخ خواهد داد و متعاقب آن خشونتهاي جديدي نيز توليد خواهد شد.