ممنوع الخروج!
سال جديد واسه برخي اهالي فوتبال اصلاً خوب شروع نشد. همين عقاب آسيايي خودمون. بنده خدا از قبل كلي تدارك ديده بود كه عيد ۹۱ اون ور آب پيش پسرش باشه اما احمدرضا عابدزاده فكرش رو هم نميكرد كه ممنوعالخروج باشه! تو فرودگاه امام بود كه فهميد دكتر سابقش ازش شكايت كرده، دادگاه تشكيل شده و كلي هم ضربه شلاق بايد تحمل كنه. اينم يه جورشه ديگه، عابدزاده هم پاهاش كوتاه بلند شده و هم بايد شلاق بخوره. ولي اين عقابي كه ما ميشناسيم به اين راحتيها كوتاه نمياد و به قول خودش تا حكم اعدام آقاي دكتر رو نگيره ول كن طرف نيست.

عشق تمرين
تا اسم بازيكن مصدوم مياد ناخودآگاه ياد مجتبي جباري ميافتيم. دلمون نميخواد مصدوم باشهها اما چه ميشه كرد هر كي يه سرنوشتي داره. هافبك استقلال اصولاً اعتقادي به تمرينات پيش فصل، بدنسازي و از اين دست برنامهها نداره اما تو تعطيلات ۱۳ روزه يهو به سرش زد يه سري به تمرينات تيم ملي زير ۱۴ سال بزنه! البته ما اونجا نبوديم ولي شك نداريم همه مخصوصاً بازيكناي زير ۱۴ سال حسابي شوكه شدن و اين سؤال تو ذهنشون نقش بسته كه جباري اگه اين همه عشق تمرين كردن داره چرا واسه رفتن به تمرينات استقلال اينقدر ناز ميكنه.

سيم آخر
گرونترين خريد حاجي هم مثل عابدزاده سال ۹۱ رو جنجالي شروع كرد. مهدي رحمتي روز اول عيد زد به سيم آخر و كاسه كوزههاي نبردن استقلال تو ليگ قهرمانان رو انداخت گردن رفيق فابريك حاجي (قلعهنويي). خلاصه هر چي دوست داشت بار ژنرال كرد. با اينكه روز اول عيد كسي حال توجه كردن به رحمتي رو نداشت اما آبيها زود فهميدن كه رحمتي بيشتر بابت پاس نشدن چكهاش ناراحته تا قلعهنويي. مخلص كلام اينكه دروازهبانشون رو يه جوري راضي كردن برش گردونن به تمرينات. فعلاً تا سر رسيد چكهاي بعدي يه كم وقت هست بايد ديد بازم پاي امير رو ميكشه وسط يا اين سري نوبت پرويز خانه.