توافق اتحاديه اروپا براي تحريم نفت جمهوري اسلامي كه در راستاي فشار براي واداشتن كشورمان به عقبنشيني در پرونده هستهاي و همچنين ايجاد شكاف بين ملت و حاكميت صورت گرفته و عملياتي شدن آن هم به ماههاي آينده موكول شده، گرچه بيشتر به يك اقدام تبليغاتي شباهت دارد كه براي دلداري به امريكا و رژيم صهيونيستي صورت پذيرفته اما نبايد بيپاسخ بماند و بدون هزينه براي طراحان آن، مشوق اشتباهات بعدي سران اروپايي باشد يا به عبارتي لازم است اين كشورها هزينه اين تصميم اشتباه را براي جلوگيري از تكرار آن پرداخت كنند كه اولين و عملياتيترين اقدام قطع صادرات نفتي به اين كشورها از همين الان است، چراكه:
۱- اين اقدام برنامه حساب شده اروپاييان براي ايجاد ذخاير نفتي يا پيدا كردن منابع جايگزين را به هم ريخته و از آنجا كه تأسيسات پالايشگاهي آنان با نفت ايران تنظيم و منطبق است، ميتواند هزينه قابل توجهي را به آنان تحميل كند.
۲- اقتصاد كشورهاي اروپايي در زمان فعلي در شرايط بحراني است و چند كشور اروپايي خريدار نفت ايران مثل اسپانيا، ايتاليا و يونان از شرايط حادتري رنج برده و بنابراين قطع ناگهاني صادرات ميتواند به مثابه ميخ بر تابوت اقتصاد در حال احتضار آنان عمل كند.
۳- گرچه برخي كشورهاي نفتي وابسته به امريكا و غرب براي خوشخدمتي به آنها براي جايگزيني نفت ايران اعلام آمادگي كردهاند، اما اين اعلام آمادگي بيشتر به يك بلوف سياسي شبيه است و هر گونه كمبود در فصل سرما آسيب و فشار بيشتري را متوجه كشورهاي اروپايي خواهد كرد.
آخر اينكه اعلام آمادگي سه كشور اروپايي، يعني انگليس، فرانسه و آلمان براي مذاكره و تأكيد خانم كاترين اشتون بر باز بودن در مذاكره با جمهوري اسلامي حاكي از نگراني آنان نسبت به بازتابهاي تحريم نفتي و ظلمي است كه عليه مردم شريف ايران اسلامي به خرج دادند.
با قطع صادرات نفت به كشورهاي اروپايي كه تنها ۱۸ درصد نفت صادراتي است، ما هيچ نگراني از بابت خريدار جايگزين نداريم، چراكه مقدار افزايش قيمت نفت ميتواند آن را جبران كند و اين كشورهاي بحرانزده اروپايي هستند كه براي فروپاشي نهايي خود تعجيل دارند و با اقداماتي نسنجيده قرن ۲۱ را با قرون گذشته اشتباه گرفتهاند و عقبماندگي خود از تحولات جهاني را برملا ساختهاند. تصور سران اروپا اين است كه اقتصاد پاشنه آشيل جمهوري اسلامي است اما واقعيت اين است كه اين تصور نوعي فرافكني است و شرايط اقتصادي اروپا علائمي آشكار از آسيبپذيري حاد آنها را حكايت ميكند. به ويژه اينكه مردم اين كشورها تحت تأثير امواج جنبش والاستريت امروز نوعي بيداري و آگاهيهاي سياسي- اجتماعي را تجربه ميكنند كه تحمل تصميمات اليتهاي حاكم را نداشته و حاضر نيستند اين اقليت يك درصدي با منابع ۹۹ درصدي آنان بازي كنند. در مقابل مردم و نظام جمهوري اسلامي حدود ۳۰ سال است كه با تحريم دست و پنجه نرم ميكنند و راههاي دور زدن و كنار آمدن با آن را به نفع عزت خويش تمرين كردهاند.