از اولين ساعات شنبه تا آخرين ساعات جمعه، ستاد انتخابات كل كشور مهمان آدمهاي معروف و نامعروفي شده بود كه با مدارك شناسايي، عكس و كپي آمده بودند تا كانديداي انتخابات شوند. آدمهايي كه تعداد نهاييشان به ۵۳۹۵ نفر رسيد تا از ۷۵۰۰ نفري كه در دور قبلي انتخابات مجلس ثبتنام كرده بودند، با احتساب شرط داشتن كارشناسي ارشد براي نمايندگان در اين دوره و نسبت يك پنجم فارغالتحصيلان كارشناسي ارشد به كارشناسي، زيادتر تلقي شوند.
شلوغي كاري روزهاي يك هفته گذشته ستاد انتخابات كشور حالا به شوراي نگهبانيها ميرسد تا استعلامات را بگيرند و مدارك را بررسي كنند و نهايت به تأييد صلاحيت برسند يا عدم تأييد صلاحيت. و بعد تا چشم بر هم بخورد، نوبت بستن ليستها ميرسد و تبليغات و انتخابات و شكلگيري مجلس نهم.
اصولگرايان؛ پرشورتر از قبل روال برگزاري انتخابات همين است كه آمد. مردم كه هميشه، آنجا كه بايد، در صحنهاند. برخي احزاب و گروها هم هستند كه طبق اين روال، قدم به قدم با انتخابات جلو ميآيند و در نهايت اگر هم رأي نياورند، شكست را ميپذيرند. اينها با كمي بالا و پايين، به اصول انقلاب پايبندند. شايد خيلي فرقي نكند كه در ليست جبهه متحد اصولگرايان باشند يا جبهه پايداري؛ مهم آن است كه در اين ميانه اصولي هست كه به آن وفادار ميمانند. كانديداهاي اين گروه با اميدواري بيشتري نسبت به سايرين به ثبت نام آمدهاند؛ چه آنكه اغلب كارشناسان و فعالان سياسي معتقدند كه اكثريت مجلس نهم همچون دو مجلس گذشته، با اصولگرايان خواهد بود. در اين گروه علاوه بر ثبت نام نمايندگان اصولگراي كنوني مجلس، چهرههاي جديد و جواني هم از فعالان رسانهاي يا فرهنگي وارد عرصه شدهاند كه نويدبخش رقابتي پرشورتر از دورههاي قبلي است.
اصلاحطلباني كه فقط غر ميزنند!
كساني هم هستند كه گرچه قدم به قدم با همين روند جلو ميآيند، اما هميشه هم زبانشان حرف ديگري ميزند. آدمهايي كه فقط بلدند غر بزنند و ساز مخالف! ديروز و همه روزهاي قبل را با لاف تحريم انتخابات گذراندهاند و شرط و شروطهاي فكاهي از موضع بالا گذاشتهاند براي نظامي كه از سر رأفت و عطوفت از جرائم ريز و درشت شان گذشته، امروز اما آدمهايشان براي ثبت نام جلوي ستادهاي انتخابات، شناسنامه به دست صف كشيدهاند؛ بياينكه نظام كوچكترين وقعي به شرطهايشان گذاشته باشد! وضعيت اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم اينگونه است؛ آنها دولا دولا شترسواري ميكنند و فكر ميكنند كسي هم نميبيندشان لابد!
مدام دم از تحريم انتخابات در صورت اجرايي نشدن شروطشان زدند و دست آخر هم نه شروطشان اجرايي شد و نه آنها از همان فراكسيون اقليت بودن هم توانستند كه بگذرند. به هر روي اصلاحطلبان هم ميدانند در اقليت بودن، بهتر از اصلاً نبودن است. اعضاي كنوني فراكسيون اقليت مجلس جزو همين ثبتناميها هستند. گرچه تعداديشان كوشيدهاند كه مواضعي غير از اين اصلاحطلبان ورشكسته بگيرند و انصاف هم ميگويد كه بايد حسابشان را جدا كرد.
اين گروه ورشكسته ميكوشد كه از همين اقليت بودن هم بهره لازم را ببرد. اصلاحطلبان چنانچه قبلاً اعلام شده بود، ليست رسمي نميدهند اما كانديداهايشان حضور دارند! اين امر كمك ميكند تا اصلاحطلبان دچار آن باخت سهمگين دوره قبل نشوند كه ليست شان با عنوان «ياران خاتمي» و با امضاي محمد خاتمي، تنها يك ورودي به مجلس داشت و آن هم عليرضا محجوب بود كه رأي آوردنش به فعاليتهاي كارگرياش مرتبط بود و نه به قرار گرفتنش در آن ليست كذايي. بعيد نيست كه قرار گرفتنش در آن ليست، رأيش را كم هم كرده باشد! ضمن آنكه با اين كار، در دو راهي حضور و تحريم، كجدار و مريز رفتار ميكنند كه نه سيخ بسوزد و نه كباب. اينان البته چندان هم به قواعد بازي پاي بند نيستند. كسي چه ميداند؛ فردا رأي نميآورند و لابد باز هم ميزنند زير ميز!
اصلاحطلبان سياست ديگري را هم دنبال ميكنند و آن اينكه چهرههاي سفيد بيسابقه را وارد عرصه ميكنند تا بعد از كسب رأي، تازه حزب بندي شان را معلوم كنند. اين آخري البته سياست جريان انحرافي هم هست. . .
سوار بر مقبوليت رئيسجمهور
جريان انحرافي ۵۷۳ ثبت نام براي انتخابات مجلس نهم داشته است و اين يعني كه حدوداً براي هر كرسي مجلس، دو ثبت نام داشتهاند و در اين راه حتي از بازداشتيهاي سابق شان هم نگذشتهاند. جريان انحرافي در انتخابات مجلس نهم از دو راه براي رسيدن به كرسيهاي چهار ساله قانونگذاري نظام سود ميبرد. اين جريان از سويي، چهرههاي سفيد بيسابقه منفي را وارد عرصه ميكند تا پس از رأي آوردن، سمت و سوي سياسياش مشخص شود و در اين مسير، بيتوافق نوشته شده، با اصلاحطلبان هماهنگ شدهاند و از سويي ديگر، بيشتر كانديداهاي اين جريان ميكوشند بر محبوبيت و مقبوليت مردمي رئيسجمهور به ويژه در شهرهاي كوچك سوار شوند و خود را به مجلس برسانند! اتفاقي كه پيش از اين اميد ميرفت تا رئيسجمهور مانع آن شود.
ثبت نام كانديداها به پايان رسيده و حالا بايد منتظر تأييد صلاحيتها و ليست احزاب و گروهها بود. انتخابات با سرعت روال طبيعياش را طي ميكند و هر كس نباشد، خود را از اين قافله بيرون دانسته اما قافله منتظر كسي نميماند.
ماههاي قبل رسانههاي غربي با همنوايي برخي دوستان اصلاحطلب ايراني شان، بر طبل سرد بودن انتخابات كوفتند. ثبت نام پرشور هفته گذشته، اولين مهر باطل بر خيال خام اينان بود. كساني كه ميكوشند بين مردم و نظام فاصله ايجاد كنند و تنور انتخابات را سرد ميپسندند اما بايد منتظر ماند و مهر باطلهاي ديگر را در مراحل بعدي بر انديشه شان ديد. . .