یک ماهی میشد که تحریم نفت ایران بر سرزبانها افتاده بود و غرب در تلاش بود تا با برقراری رژیم جدیدی درباره خرید نفت از ایران، کشور را در تنگنا قرار دهد که با موافقت برخی کشورهای اروپایی همراه نبود.
البته برخی اروپاییها چشمان خود را به عواقب طرح ناپخته فرانسه باز کردند و متوجه شدند که با این اقدام سرنوشت بدی در انتظار آنان است، ضمن اینکه آنها نامه پالایشگران نفت اروپا را با دقت خواندند و به این نتیجه رسیدند که امکان توقف خرید نفت از ایران تنها و تنها به ضرر آنها تمام میشود؛ موضوعی که هندوستان پس از وارد آمدن خلل به فعالیتهای صنعت پالایشگاهی خود به آن پی برد.
قاره سبز تحریم نفت ایران را به فراموشی سپرد اما تلاشهای امریکا برای متقاعد کردن کشورهای هندوستان، چین و کره جنوبی برای تحریم خرید نفت ایران ادامه دارد اما با توجه به نکاتی که در ذیل میآید به نظر میرسد شکستی دیگر برای استراتژيهای عجولانه حاصل میشود.
هم اكنون يونان ۱۴ درصد و دو كشور اسپانيا و ايتاليا هر كدام ۱۳ درصد از نفت خام مورد نياز خود را از ايران وارد ميكنند. یونان و اسپانیا هم به تازگی قرارداد جدیدی را برای واردات نفت از ایران به امضا رساندند که با عصبانيت غربیها مواجه شده است. تحلیلگران معتقدند تحریم نفتی ایران پالایشگاههای اروپایی وابسته به نفت خام این کشور را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این در حالی است که این کشورها برای ارتقای قدرت اقتصادی خود به این نفت نیاز دارند. اروپاییها روزانه نزدیک به نیم میلیون بشکه نفت از ایران میخرند و پالایشگاههای یونان، ایتالیا و اسپانیا مهمترین خریداران نفت ایران به شمار میآیند که در صورت تحریم نفتی ایران، آنها به شدت آسیب میبینند، زیرا به سادگی نمیتوانند نفت خام ایران را با نفت دیگری جایگزین کنند.
اروپا بر این باور است که در حال حاضر به دلیل نبود جایگزین مناسب برای نفت ایران، حذف کشورمان از بازارهای جهانی نفت خام موجب افزایش شدید قیمتها خواهد شد و به اقتصاد آسیبپذیر موجود جهانی ضربه دیگری وارد خواهد کرد.
اما از دیگر سو غرب تلاش میکند منافع خود را به خطر نیندازد اما به کشورهای توسعه یافته و نوظهوران اقتصادی جهان توصیه میکند برای پیریزی جهانی با کمترین قدرت برای ایران منافع خود را به خطر بیندازد! نکته ای که گویا غربیها به فراموشی سپردهاند این است که سه کشور آسیای شرقی که بخش بزرگی از جمعیت و نبض اقتصاد جهان را در دست گرفتهاند، عطشی سیرناشدنی به انرژی دارند که تنوعدهی به منابع تأمین انرژی بخشی از سیاستهای اقتصادی آنهاست. این خط مشی که در غرب و حتی امریکا هم طرفداران زیادی داشته و مبنای تأمین انرژی مورد نیاز است، در این کشورها نهادینه شده و هر بخشی از پالایشگاههای این کشورها طراحی خود را برای تأمین فرآوردههای نفتی بر پایه نفت خامی انجام دادهاند که براساس قراردادهای بلندمدت به آنها عرضه میشود. به طور مثال دوپالایشگاه در هندوستان هیچگاه از یک الگوی پالایشی تبعیت نمیکنند چرا که نفت خامی که به آنها عرضه میشود، تفاوتهای بسیاری با هم دارند که باعث میشود نفت خامی که در پالایشگاه x پالایش میشود نتواند در پالایشگاه y به خوبی تصفیه شود، البته در اروپا پالایش شدن نفت در پالایشگاههایی که مدرن شناخته میشوند کار سختی نیست اما ادامه این روند به ضرر آنها تمام میشود، آن هم در شرایطی که ریاضت اقتصادی در دستور کار کشورهای اروپایی قرار گرفته و بنگاههای اقتصادی در اندیشه کاهش هزینهها به سر میبرند.