در عرف ديپلماتيك، معمولاً به نحوي عمل ميشود كه هم در شرايط جنگ و هم شرايط صلح و هم براي گسترش عرصههاي همكاري دو و چند جانبه، زمينههاي ارتباط با ديگر كشورها حفظ شود ولي آنچه در تمام دنيا مرسوم است و ديپلماسيهاي بزرگ قدرتها و كشورهاي گوناگون هم آن را به دقت به اجرا ميگذارند، اين است كه مباني اصولي هر نظام در عرفهاي ديپلماتيك نيز به نحوي گنجانده ميشود و هيچ گاه اين مباني فداي عرفها نخواهد شد.
اگر جاي اين دو مقوله در تعاملات سياسي با ديگر كشورها عوض شود،در واقع يا اين پذيرش ايجاد شده كه بايد تسليم طرف مقابل شد و يا اينكه نوع نگاه به فضاي مناسبات دو طرف با نگاه رقيب همسان شده است.
آنچه در سه دهه رفتار ديپلماتيك و همجواري از سوي عربستان در قبال ايران به اجرا در آمده، هيچ گاه از حالت دشمني خارج نشده و آنگاه كه حتي دم از دوره دوستي در اوايل دهه ۷۰ شمسي به زبان آمد، به اين دليل بود كه مطالبات طرف سعودي در مؤلفههاي راهبردي به نفع آنان رعايت شده بود و امتياز داده بوديم. اين در حالي بودكه امام خميني (ره) رسماً اعلام كردند كه اگر از صدام بگذريم، از آل سعود نخواهيم گذشت و در همين زمانها عدهاي بودند كه ايران و عربستان را دو بال جهان اسلام قلمداد ميكردند؟! هنوز از خط و نشانهاي امير تركي كه در واشنگتن بر مواضع دشمني با ايران تأكيد كرد، چند ماهي نميگذرد و هنوز سخنان وزير خارجه سعودي كه در بحث عراق و يا موضوع هستهاي، امريكا را براي حمله و معامله با ايران تحريك ميكرد، چند سالي نگذشته است و هنوز از مواضع علني و اهانتبار پادشاه پير سعودي كه در مجله كويتي القبس درج شده بود، زمان زيادي نميگذرد.
هنوز حمايت مالي، فكري و تبليغاتي از گروه جندالشيطان در جنوب شرقي ايران و فعاليتهاي گسترده وهابي جماعت تبليغي در مناطق سنينشين ايران جريان دارد و هنوز رسانهها و مقامات رسمي عربستان از تحريك افكار عمومي و نظامهاي سياسي منطقه عليه ايران با قوت ايرانهراسي ميكنند و تلاش عربستان براي بر همزدن مناسبات اقتصادي و انرژي ايران با چين و روسيه و ژاپن ادامه دارد. در اين شرايط پيام تسليت جناب رئيس جمهور به پادشاه عربستان سؤال برانگيز است كه وي را خادمالحرمين الشريفين مينامد كه اصلاً نيازي در به كارگيري اين لقب و صفت در عرف و پروتكلهاي جاري احساس نميشود، مگر اينكه در اصالتها و توازن مواضع تغييري حاصل شده باشد. در حالي كه پروژه سنگين براندازي در سوريه با سكانداري تركيه، قطر و عربستان و مديريت امريكا و فرانسه و رژيم صهيونيستي به گل نشسته و تلاشهاي بيحاصل آنها تا مرحله التماس براي ورود به گفتمان حكومت و معارضه سوريه و ميانجيگري به پيش رفت و خط و نشانهاي تو خالي براي حمله نظامي و تحريم سوريه بيرنگ شده، موضع رئيس دستگاه ديپلماسي كشور در سفر به تركيه كه امتياز مجاني به طرف ترك داده و توافق براي اقدام همزمان و مشترك در سركوب
پ. ك. ك و پژاك را اعلام ميكند، سؤال برانگيز است.
پ.ك.ك همواره مشكل تركيه بوده و ما در مناطق مرزي با گروه تروريستي پژاك درگير بودهايم كه در عمليات اخير سپاه سركوب و از جدار مرز ايران فراري شدند. در حالي كه پ.ك.ك روابط سستي با سوريه دارد،موضع دكتر صالحي، خدمت به كدام پروژه منافع و امنيت ملي در ايران است؟ آيا اين مواضع در قبال عربستان و تركيه يا موضع علني رئيس جمهور محترم در مورد سوريه چه ارتباطي با تماسهاي پنهان در نيويورك و يا اتهام رسوايي اخير امريكا عليه ايران دارد؟ آيا درست است كه برخي آقايان در زمين حريف بازي ميكنند؟ تا به اصطلاح گروههاي خودسر داخلي را مسئول نشان دهند! و دل سعوديها را به دست آورند.
دستگاه ديپلماسي ما خوب است بداند كه امير قطر به فراست افتاده تا روابط پنهان با بشار اسد را احيا كند و نظام پادشاهي در سعودي به مجموعهاي فرتوت كه در انتظار موج بيداري اسلامي و فروپاشي است، تبديل شده كه حتي حاميان امريكايي و اسرائيلي آنها از وضع اين نظام پادشاهي بسيار نگران هستند و دولت تركيه با تمام مانورها و نمايش «زرنگي ديپلماتيك»، دستش به جايي بند نيست و حداقل در سوريه در حال در جا زدن است و به سراب چند چهره معارض غيرمنسجم اميدي ندارد.
دستگاه ديپلماسي زماني ميتواند هوشمند و موفق عمل كند كه ضمن ارزيابي دقيق از صحنه منطقهاي، اصالت و مباني اصلي خود را حفظ و يك موازنه قابل دفاع در به كارگيري عرفهاي ديپلماتيك ايجاد كند.