
تحولاتي كه از ابتداي سال ۲۰۱۱ در منطقه خاورميانه شروع شده بيش از آنكه انتظارش ميرفت، در حال تأثيرگذاري بر رفتارهاي كلان سياسي در سطح نظام بينالملل است. اگر چه بحران مالي غرب از ابتداي سال ۲۰۰۸ خود را نشان داد اما اين روزها كمتر كسي است كه به اين مسئله معتقد نباشد كه جنبش وال استريت كه طي مدت كوتاهي به سراسر امريكا و اروپا سرايت پيدا كرده، متأثر از قيامهاي خاورميانه نباشد.
اين مسئله را ميتوان حتي در شعارها و همچنين مواضع مردمي ضد دولتي در غرب مشاهده كرد. در منطقه نيز جداي از فروپاشي نوبتي ديكتاتورهاي عرب، پذيرش اجباري تبادل اسرا از سوي رژيم صهيونيستي و همچنين اعلام آمادگي امريكا براي خروج از خاك عراق از جمله آنهاست. اما مهمتر از همه تأثيراتي است كه قيامهاي خاورميانه بر رفتار قدرتهاي بزرگ در قبال واحدهاي سياسي منطقه خاورميانه گذاشته است.
حدود سه هفته پيش اعضاي دائمي غربي شوراي امنيت سازمان ملل پيشنويس قطعنامه تحريمي عليه دولت سوريه را به رأي گذاشتند كه با وتوي قدرتهاي شرقي اين شورا يعني چين و روسيه مواجه شد. اين مسئله پيام جديد و معناداري به امريكا و اروپا بود كه ساختار نظام بينالملل دوره انتقالي را طي ميكند و غرب پس از اين نميتواند تمام خواستهها و منافعش را از دريچه پرقدرت شوراي امنيت بگذراند. بنابراين پس از اين تقسيم منافع، نقش گستردهاي در مصوبات شوراي امنيت خواهد داشت.
پس از اين وتوي شرقي بود كه برخي از رسانههاي منطقهاي و بينالمللي به اين مسئله پرداختند كه چرا دو كشور چين و روسيه در برابر فشارهايي كه غرب براي جمهوري اسلامي ايران وارد ميكند، از قدرت وتو استفاده نميكنند. ازسال ۲۰۰۶ كه دومينوي قطعنامههاي ايران در سازمان ملل آغاز شده، كشورهاي چين و روسيه با تعديل و به بحث گذاري برخي از بندهاي آنها، در پايان از قطعنامهها حمايت كرده و عليه ايران راي دادهاند. پكن و مسكو اين رويكرد را تا پيش از تحولات خاورميانه انتخاب كرده بودند. اما آيا اين روند را پس از اين نيز ادامه خواهند داد؟
پس از اينكه ناتو و غرب همه اجزاي پيروزي در ليبي را به نام خود ثبت كردند و حتي پس از مرگ معمر قذافي، ديكتاتور سابق اين كشور در پيامي انتخاباتي به باراك اوباما تبريك گفته و نقش چين و روسيه را در آن به هيچ شمردند، اين دو كشور در خلوت به رأي قطعنامه ۱۹۲۹ غبطه خوردند كه چرا از اين پيروزي سهم چنداني به آنها نرسيده است. به همين خاطر است كه وزارت امور خارجه روسيه اصرار دارد كه عملكرد ناتو در ليبي طي اين مدت از سوي سازمان ملل مورد بازنگري قرار گيرد كه آيا ناتو از قوانين و تعهدات شوراي امنيت عدول كرده است يا خير؟
در هر صورت چنين رفتارهايي باعث شده تا روسيه و چين شمشير داموكلس وتو را از پستوهاي خود خارج كرده و هر از گاهي كه لازم است از آن استفاده كنند. چنين شبهههايي در حال حاضر در خصوص جهتگيريهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي و همچنين كشورهاي غربي در قبال گزارش آژانس اتمي از فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران كه در ماه آينده ميلادي منتشر خواهد شد، در حال شكلگيري است.
از زماني كه يوكيو آمانو، سكان آژانس بينالمللي اتمي را به دست گرفته در بخش «گزارشهاي احتمالي» با غرب هماهنگتر از گذشته عمل ميكند. تا حدي كه وقتي اعلام ميشود كه آژانس قصد دارد گزارشي درخصوص فعاليتهاي هستهاي ايران منتشر كند، با كمترين استثنايي، مجموع مقامات و رسانههاي غربي اعلام ميكنند كه اين گزارش فشارها را عليه ايران افزايش خواهد داد. به اين معني كه ميزان هماهنگي آژانس با نهادها و واحدهاي سياسي غرب به قدري زياد است كه آنها حملات خود را پيش از انتشار گزارش شروع ميكنند.
همزمان با اعلام انتشار گزارش آژانس خانم كاترين اشتون، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا تأكيد كرد كه قدرتهاي بزرگ حاضرند تا در زمينه هستهاي با جمهوري اسلامي ايران گفتوگو كنند. در اخباري كه از گزارش آژانس آمده، مشخص است كه آقاي آمانو بار ديگر نسبت به «فعاليتهاي احتمالي نظامي» ايران ابراز نگراني كرده است. همزماني و هماهنگي آمانو و اشتون نشان ميدهد كه آنچه پشت ميزهاي مذاكره دنبال خواهد شد، براي توافق نيست بلكه تنها براي تحميل است. اين مسئلهاي نيست كه چين و روسيه متوجه آن نشوند. بنابراين از هماكنون نسبت به آن موضع گرفتهاند. از اينرو در كنار موضع غرب كه گفتهاند گزارش جديد آژانس «ترديدها در خصوص احتمال فعاليت ايران روي تسليحات اتمي را تشديد ميكند»، دو كشور روسيه و چين خواستهاند كه آژانس قبل از انتشار اين گزارش اتهامات تازه در مورد فعاليتهاي نظامي هستهاي را در اختيار ايران بگذارد تا اين كشور فرصت پاسخگويي به آنها را داشته باشد.
رويترز در اين باره نوشته است كه روسيه و چين معتقد هستند كه اگر ايران فرصت كافي براي پاسخگويي به ايران داده نشود، راهحلهاي ديپلماتيك صدمه خواهد ديد. سرگئي لاوروف نيز چندي پيش تأكيد كرد كه تحريمهاي يكجانبه برخي از كشورها، از هم پاشيدن جبهه متحد جهاني را به همراه خواهد داشت. خبرگزاري آلماني دويچه وله درباره اين مواضع چين و روسيه نوشت كه اين مسئله ميتواند نشانه اختلاف نظر بين كشورهاي ۱+۵ (امريكا، روسيه، چين، انگليس فرانسه و آلمان) در قبال فعاليتهاي هستهاي ايران باشد كه ميتواند جلوي اقدامات احتمالي شوراي امنيت عليه ايران را در آينده بگيرد.
بر اين اساس برخي از كارشناسان گفتهاند كه چنين روندي ميتواند تحريمهاي ايران در شوراي امنيت را با مخالفت روسيه و چين مواجه كند. با توجه به تحولات خاورميانه، يكجانبهگرايي غربي در قبال قيامهاي منطقه، ترس از تشديد جنبش والاستريت و نگراني از درمان نشدن بحران مالي در ميدان جنگ داخلي دولت و كنگره در امريكا، اين فرصت به چين و روسيه داده شده است كه به متحدان خود نزديكتر شده و از آنها در قبال بازيهاي منفعتطلبانه غرب حمايت كنند.
در چنين شرايطي ميتوان به اين مسئله پي برد كه چرا رسانهها و مقامات غربي با نگراني به قدرت وتوي اين دو كشور شرقي نگاه كرده و آن را تهديدي عليه ساختار كنوني نظام بينالملل ميدانند. اما مسئله مهمتر اين است كه چين و روسيه در گزارشهاي پيشين نيز از اين مسئله مطلع بودند كه گزارشهاي آژانس جهت دارانه و غربگرايانه بودهاند اما با اين وجود در برابر آن سكوت كردهاند.
در صورتي كه در شرايط كنوني و در حالي در حال برداشتن گامهاي بر خلاف مواضع غرب هستند، سعي دارند براساس واقعيت از ابزارهاي قدرت خود استفاده كرده و راه يكجانبهگرايي غربي را سد كنند.