
غافل از اينكه افتادن در بيراهه افيون شايد در ابتدا در زندگي او را تا حدي به خواستهاش برساند، اما پس از مدتي با نابودي مخدرهاي طبيعي بدنش هر روز بيشتر توان و انرژي خود را از دست خواهد داد و زندگي خود و خانوادهاش را به سوي تباهي پيش خواهد برد. البته كاوه اگرچه از همان اوايل دوران مصرف پي برد، دارد راه را اشتباه ميرود، اما تا پيدا كردن يك روش درماني درست و مركزي كه بتواند خودش را به كمك آن نجات دهد، ۲۰ سال زجر و سختي كشيد تا اينكه سرانجام با مراجعه به مركز جمعيت احياي انساني همزمان با كاهش دوز مصرفش و تغيير در نگاهش به زندگي و همچنين اصلاح روان و جهانبينياش درمان شد و به حالت طبيعي بازگشت. گفتوگوي اين هفته «ضربان زندگي» پيشروي شماست.
لطفاً با معرفي خودتان بفرماييد چگونه درگير مصرف مواد افيوني شده بوديد؟
من «كاوه انتظاري» ۵۵ ساله، فوقديپلم، متأهل و داراي دو فرزند دختر و پسر با تحصيلات عالي هستم. درخصوص چگونگي آلوده شدنم عرض كنم كه من از ۲۵ سالگي و به خاطر نوع كاري كه داشتم و مجبور بودم شب تا صبح فعاليت كنم و روزها هم به فروشگاه بروم به مصرف موادمخدر روي آوردم. در واقع بيداري زياد و خستگي مفرط باعث شده بود تا وقتي دوستم پيشنهاد داد براي رفع خستگيام ترياك استعمال كنم، پذيرفتم و اينگونه ۲۰ سال درگير و اسير مواد شدم و در سن ۴۵ سالگي نجات پيدا كردم.
قبل از اينكه آلوده به مصرف موادمخدر شويد نگاه شما به افيون چگونه بود؟
در خانواده و حتي اقوام ما كسي مصرفكننده موادمخدر نبود. من هم از استعمال افيون وحشت داشتم و از آن فراري بودم. با اين حال عدم آگاهي و نشناختن ويژگيهاي مخدرها باعث شد تا در ابتدا به صورت تفنني و بعد از گرفتن خانه مجردي به صورت دائمي ترياك و شيره مصرف كنم.
يعني استفاده از خانه مجردي و دوري از نظارت والدين، افتادن شما در دام افيون را تسريع كرده بود.
بله، خانه مجردي جوانان را به سوي مسائل غيراخلاقي و ضدارزش سوق ميدهد، به ويژه كساني كه جهانبيني درستي نداشته باشند. براي من هم همينطور شد و به محض اينكه احساس استقلال كردم گرفتار خلاف و موادمخدر شدم.
فكر ميكنيد برخورد خانوادهتان با شما بايد چگونه ميبود تا آلوده به مصرف موادمخدر نميشديد؟
رفتار خانوادهام با من كاملاً عادي و طبيعي بود. اين ناآگاهي خودم بود كه گرفتارم كرده بود.
شما گفتيد به علت عدم آگاهيتان نسبت به افيون به دام آن افتاده بوديد. سؤال اين است كه چرا از خانوادهتان براي شناخت از مخدرها بهره نگرفتيد يا آنها چنين آگاهي را ندادند؟
همانطور كه پيشتر عرض كردم، والدينم اصلاً درگير اين موضوع نبودند و فكر نميكردند من به آن آلوده شوم، بنابراين لزومي نميديدند كه ويژگيها و اثرات سوءمصرف موادمخدر را برايم بشكافند. آنان زماني پي به آلوده بودنم بردند كه چهرهام به علت استعمال زياد شيره و ترياك تابلو شده بود.
با توجه به تجربه تلخي كه داريد، بفرماييد آيا داشتن كمي احساس ترس ميتواند در عدم گرايش افراد به مصرف موادمخدر تأثير مثبت داشته باشد؟
خودم هيچ احساس ترسي از پدر و مادرم نداشتم و علاوه بر اين به صورت مستقل هم زندگي ميكردم كه نتيجه آن هم ابتلا به بيماري مصرف مخدر و تباهي زندگيام بود، بنابراين فكر ميكنم در كنار آگاهي كمي احساس ترس از خانواده و نظارت از سوي آنها نقش مؤثري در سالم ماندن جوانان از شر افيون داشته باشد.
همسرتان چه زماني و چگونه پي به راز شما برد؟
ما با هم نامزد بوديم كه يك روز او به طور اتفاقي مرا در حال مصرف ترياك مشاهده كرد. در نتيجه شروع به مشاجره با من كرد. با اين حال متقاعدش كردم كه مصرفم به طور تفنني بوده و اين موضوع را فراموش كند.
چطور موفق به انجام اين كار شديد و او را راضي به ازدواج با خود كرديد، در حالي كه دست شما پيشش رو شده بود؟
با چربزباني. آنقدر در گوشش خوانده بودم كه مصرفم تفريحي بود تا اينكه باور كرد آلوده به مصرف نيستم و ازدواج با من را پذيرفت.
فكر نميكرديد عدم صداقت با همسرتان بعد از ازدواج و شروع زندگي مشترك برايتان مشكلساز شود؟
آن موقع تصور نميكردم مصرفم به اين سختي باشد. در واقع گمانم اين بود كه هر وقت بخواهم ميتوانم موادمخدر مصرف نكنم به همين خاطر نگران آينده و زندگي مشترك نبودم.
چه مدت گذشت تا همسرتان فهميد كه يك مصرفكننده دائم هستيد و رفتارش نسبت به شما تغيير كرد؟
دو يا سه ماه بعد از ازدواجمان بود كه همسرم مطمئن شد كه من يك بيمار مصرفكننده موادمخدر هستم بنابراين از آن پس تغيير رفتار داد به طوري كه ما همواره درخصوص اين موضوع با هم مشاجره و درگيري فيزيكي داشتيم.
آيا همسرتان موضوع آلوده بودن شما به مصرف موادمخدر را با خانوادهاش مطرح نكرده بود.
خير، چون ما به هم علاقه داريم و او ميدانست خانوادهاش نسبت به مصرف افيون به شدت حساس هستند و نميتوانند آن را تحمل كنند در نتيجه او را وادار به طلاق خواهند كرد. از اين رو تا وقتي درمان نشدم حرفي از اين موضوع به آنها نگفت.
يعني ميخواهيد بگوييد كه به رغم مخالفت شديد همسرتان درخصوص مصرف موادمخدر ايشان حاضر به طلاق نبود و شما را تهديد به طلاق نكرد؟
او مايل به طلاق از من نبود. اما همسرم به رغم صبوري زياد سرانجام يك بار وقتي به سختي از سوي من مورد ضرب و شتم قرار گرفت و كارمان به شكايت و دادگاه كشيده شد، تهديد به طلاق كرد، اما خوشبختانه اين اتفاق هرگز نيفتاد.
واكنش شما نسبت به تهديد ايشان به طلاق چگونه بود؟
من زندگي مشتركمان را دوست داشتم، به همين خاطر همواره به همسرم قول ميدادم كه در اسرع وقت مصرف را كنار ميگذارم، اما به رغم تلاش زياد و خواسته قلبيام موفق به اين كار نميشدم چون روشهايي كه براي رهايي از چنگال بيمار قوي افيون انتخاب ميكردم، درست نبودند.
چه موقعي به اين نتيجه رسيديد كه بايد خودتان را درمان كنيد؟
از همان اوايل ازدواجم فهميده بودم كه دارم راه را اشتباه ميروم به ويژه بعد از تولد فرزندانم اين انگيزه در من ايجاد شده بود كه خودم را درمان كنم ولي راه درست درمان و گريز از مصرف را نميدانستم براي همين هم ۲۰ سال درگير آن بودم تا سرانجام با آشنايي با جمعيت احياي انساني درمان شدم و به زندگي عاديام برگشتم.
پول تهيه مواد را چگونه تهيه ميكرديد؟ با اشاره به چگونه تهيه موادمخدر مورد نيازتان بفرماييد آيا شده بود كه در خانه مواد مصرف كنيد؟
من همواره كار ميكردم و خرج مواد مورد نيازم را درميآوردم، اما پولي را كه بابت اين موضوع هزينه ميكردم از لحاظ اقتصادي به خانواده فشار ميآورد. با اين حال هرگز دست به اخاذي يا سرقت نزدم. درخصوص بخش دوم پرسشتان نيز بگويم كه به محض اطمينان همسرم از مصرفكننده بودنم شروع به استعمال افيون در خانهام كردم، چون اينگونه مجبور نبودم هر جايي بروم و هزينه مصرفكنندههاي ديگر را تأمين كنم.
آقاي انتظاري شما ۲۰ سال آلوده به مصرف بوديد، آيا طي اين مدت به جرم حمل و توزيع موادمخدر از سوي پليس دستگير شده بوديد؟
فقط دو بار آن هم به جرم حمل ترياك و شيره كه با پرداخت جريمه آزاد شدم.
با توجه به اينكه در خانه خود مواد مخدر استعمال ميكرديد، نميترسيديد كه الگوي بدي براي بچههايتان شويد و آنان هم به مصرف گرايش پيدا كنند؟
من زماني مواد مصرف ميكردم كه بچههايم يا خواب بودند يا خارج از خانه. به همين دليل از اين بابت نگراني نداشتم.
حال كه درمان شديد، فكر ميكنيد بتوانيد آسيبهايي كه به خانوادهتان زديد را جبران كنيد؟
تلاشم راميكنم، اما جبران آسيبهاي وارده به همسر و بچههايم زمان زيادي را ميخواهد. البته همين الان هم در اين راستا توفيقاتي داشتهام. يعني با اينكه درآمد ماليام در مقايسه با دوران مصرفم حدود يك دهم است، اما چون درمان شدم و حالت طبيعي دارم، تمام آن را صرف خانوادهام ميكنم تا همه ما از زندگي لذت ببريم.
در حال حاضر نگاه و رفتار اطرافيان به شما چگونه است؟
كنگره ۶۰ طوري ما را درمان كرد تا جامعه وادار شود به ما اعتماد و احترام كند. من ميتوانم به جرئت بگويم بيماراني كه در اين مركز درمان ميشوند از لحاظ اخلاقي و رفتاري اگر بهتر از ساير افراد جامعه نباشد، كمتر هم نيستند.
معمولاً بيماران مصرفكننده به واسطه تصميمات اشتباه بعضي از اموال و داراييشان را از دست ميدهند. شما چه چيزي را از دست داديد؟
من هم مغازهاي كه در خيابان شريعتي تهران داشتم، با قيمت بسيار كمي فروختم و ديگر نتوانستم صاحب مغازه شوم.
با توجه به تجربهاي كه طي سالها بيماريتان داريد، بفرماييد براي اينكه بچههايتان مبتلا به مصرف نشوند چه كار خواهيد كرد؟
به آنان نه تنها درخصوص موادمخدر بلكه در ساير موارد و به ويژه در رابطه با مسائل اخلاقي آگاهي ميدهم.