در بين ايرانيان مثل معروفي وجود دارد كه «ماه هميشه پشت ابرها نميماند.» هر قدر از شروع فتنه ۱۳۸۸ به سمت آينده پيش ميرويم حقانيت و مظلوميت انقلاب اسلامي بيشتر نمايان ميشود و در مقابل خباثت و رذالت دشمنان نيز بيشتر هويدا ميشود. مازيار بهاري، خبرنگار روزنامه نيوزويك كه در حوادث پس از انتخابات دستگير شد و در آن موقع اعلام كردكه وقتي جهت مصاحبه با آقايان موسوي و سيد محمد خاتمي به آنان مراجعه كردم، متوجه شدم كه آنان انقلاب رنگي مدنظر را به همان صورت كلاسيك مدنظر دارند و حتي قدرت بوميسازي آن را ندارند، اخير نيز اعلام كرد كه در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ با چشمان خود ديدم كه بسيجيان ايستاده بودند و هيچ اقدامي نميكردند و منافقين (مجاهدين خلق) به مسجد حمله كردند و آن را آتش زدند. اين اعتراف پيام مشخصي براي كساني است كه نظام را عامل خشونت ميدانستند و كليه افراد حاضر در خيابانها را مردمي ميدانستند كه به رأي خود معترض هستند. اين اعتراف پيام ديگري براي شخص آقاي موسوي دارد كه در مصاحبه تلويزيوني و انتخاباتي خود با صراحت اعلام كرد: «معتقدم كساني كه در اين كشور دشمن هستند به تعداد انگشتان دست نيستند» و طبيعي بود كه منافقين در روز ۳۰ خرداد فعال باشند، زيرا اين روز يادآور قيام مسلحانه آنان در سال ۱۳۶۰ است و آنان براي گراميداشت آن از هيچ كوششي فروگذار نميكردند. اين انطباق تاريخي، سخن مازيار بهاري را به درست بودن نزديك ميكند. سال گذشته نيز فيلم ويدئويي از مصطفي تاجزاده در سايتها مشاهده شده كه وي براي دوستانش عبدالله رمضانزاده و صفايي فراهاني توضيح ميدهد كه تقلبي صورت نگرفته و انتخابات را باخته بوديم. اعتراف يكي از عناصر اصلي فتنه به باختن انتخابات دو سال گذشته و اعتراف قبلي وي مبني بر اينكه شب انتخابات با همه مراكز استانها غير از اردبيل تماس گرفتم و متوجه شدم كه انتخابات را باختهايم نشانگر آن نيست كه اصحاب فتنه و اصلاحطلبان به واسطه هتك حرمت ظالمانه از نظام بايد رسماًعذرخواهي و توبه نمايند؟ به رغم اعتراف عضو مركزي حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب، باز هم عناصر اين دو مجموعه منحله از تعابيري مانند كودتاي انتخاباتي استفاده ميكنند. اين دوگانگي براي چيست؟
آيا بدان معني نيست كه اگر رأي مردم به ما تعلق نگيرد مشروع نيست؟ امروز علاقهمند به حضور در صحنههاي سياسي كشور هستند و تا ديروز با فتنه همراهي ميكردند، پس از اين اعترافات بايد مردانه به ميدان بيايند و ضمن توضيح پيرامون چرايي طرح بحث تقلب و تشكيل كميته صيانت از آرا رسماً از پيشگاه مردم و نظام عذر بخواهند. اوج بيتقوايي است كه دروغ پردازان ديروز بخواهند سرشان را پايين بيندازند و توقع داشته باشند بدون هيچ مانعي وارد گود انتخابات شوند. اگر چنين شود خود اين جماعت به ريش نظام نميخندند؟كه هر آنچه خواستيم كرديم، غرب را به وجد آورديم،نحلههاي مختلف ضد انقلاب را به هم پيوند داديم، از كمكهاي رسانهاي و مالي ارتجاع منطقه و غرب استفاده كرديم و اكنون هم طلبكارانه ميخواهيم به صحنه انتخابات ۱۳۹۰ وارد شويم؟ مثالهايي مانند سرگذشت خانم آمنه بهرامي و اسيدپاشي به صورت وي كه در ادبيات محمدخاتمي آمده است نميتواند توجيه كننده رفتار ديروز آنان باشد. آمنه بهرامي قصاص را به زندان تبديل كرد، نه اينكه براي طرف مقابل فرش قرمز پهن كند. براي هتك حرمتكنندگان از نظام، با اين اعترافات درونجناحي راه ميانبري براي بازگشت وجود ندارد. آنان بايد بتوانند سؤالات زير را در عرصه اجتماعي پاسخ گويند. ۱- رفتار ديروز خود را با اين اعترافات پي در پي چگونه توجيه ميكنيد؟ ۲- هدف شما از طراحي مسئله تقلب،پيروزي زودهنگام و نمايشهاي خياباني قبل و بعد از انتخابات چه بود؟ ۳- چرا غرب به صورت يكپارچه و سراسيمه وارد ميدان حمايت از شما شد. ۴- چرا مواضع جانبدارانه غرب از شما را به رغم خواست رهبري محكوم نكرديد، ۵- چرا خطبه ۲۹/۳/۸۸ رهبري را فصل الخطاب ندانستيد و صدها چراي ديگر كه در اين مختصر نميگنجد. سكوت امروز اصلاحطلبان و طلبكاري آنان مشكل را حل نميكند. آنان بر اين باور و تحليلند كه برگزاري انتخابات بدون حضور آنان به مثابه بازي يك طرفهاي است كه نظام وارد آن نخواهد شد. اين تحليل آبكي ناشي از توهم آنان از جايگاه اجتماعي خويش است. قانون انتخابات افراد را به صورت فردي بررسي ميكند و توجهي به جريان ندارد و نظام نيز ثابت كرده است كه قدرتمندتر از آن است كه به مجرمين و منافقان باج دهد.