بیست و چهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب در حالی در مصلای تهران به کار خود ادامه میدهد که وضعیت نامناسب حجاب حاضران این مکان فرهنگی، نارضایتی بسیاری از مردم را به دنبال داشته است. نمایشگاه کتاب به عنوان مهد اشاعه فرهنگ، متأسفانه پذیرای عدهای است که به این مکان نه به مثابه یک محیط فرهنگی، بلکه به عنوان محلی برای تفریح و نشان دادن پوشش و آرایش نابهنجار و جلب توجه مینگرند. افرادی با آرایشهای نامتعارف و لباسهای نامناسب، این روزها غالب بازدیدکنندگان این مکان فرهنگی را تشکیل میدهند که باعث میشود نمایشگاه کتاب با مجلس مهمانی و سالن مد اشتباه گرفته شود! عدهای از دختران و پسران دانشجو که پا را از روابط همکلاسی فراتر نهادهاند نیز در این محیط دیده میشوند که به مراودات و رفتارهای نامناسب خود امنیت حضور خانوادهها را در این محیط خدشه دار کردهاند. این پیروان مدها و رفتارهای دور از شأن فرهنگ ایرانی ـ اسلامی اما بیتوجه به خانوادههای حاضر در این محل فرهنگی، با وقاحت بیشتری بر انجام رفتارهای نامناسب خود و زیر پا گذاشتن حریمهای اخلاقی اصرار میورزند. در کنار این بازدیدکنندگان نمایشگاه، غرفهدارانی نیز دیده میشوند که دست کمی از آنها ندارند. با مراجعه به برخی از غرفهها، دخترانی با پوشش و آرایشهای نابهنجار دیده میشوند که در کنار پسرانی با موهای فشن و ریشهایی با مدلهای مختلف در پی جلب نظر مراجعان و فروش بیشتر کتابهای خود هستند. پوشش نامناسب این غرفهداران که غالباً دختران و پسران جوان هستند در کنار رفتارها و روابط نامناسب میان آنها که داخل غرفهها دیده میشود، عرق شرم را بر پیشانی مراجعان اخلاقگرای نمایشگاه مینشاند. این در حالی است که در بسیاری از این غرفهها که متصدیانشان ظاهر و رفتارهایی خلاف فرهنگ و عرف دارند، کتابهایی با موضوعات دینی و عناوینی چون عفاف و حجاب نیز به چشم میخورد! آیا از آنجا که ناشران، خود توزیعکننده و نشر دهنده فرهنگ هستند، نباید ابتدا از خود شروع کند؟ این ناهماهنگی در عمل و عنوان کاری یک رفتار پارادوکسیکال از سوی آنهاست که در روانشناسی اجتماعی از آن به اختلال فکری ـ عملی یاد میشود. در این میان نکته قابل توجه این است که ناشرانی که در راستای نشر باورهای اسلامی و فرهنگی در نمایشگاه کتاب حضور پیدا میکنند، از دختران و پسرانی با ظواهر نابهنجار و آرایشهای غلیظ برای فروش کتابهای مذهبی خود بهره میبرند! حال باید پرسید که آیا فروش بیشتر کتاب در نمایشگاه باید بر پایه بیحجابی و پوشش نامناسب غرفه داران باشد و ناشران برای فروش بیشتر باید گوی سبقت را در آرایش بیشتر غرفه داران و پوشش نامناسبتر آنها از سایرین بربایند؟ آیا این به معنای استفاده ابزاری از دختران و پسران نیست؟ آیا در کشوری اسلامی برای فروش بیشتر اقلام فرهنگی باید از دختران بزک کرده و پسران بدپوشش استفاده کرد؟ پس هنجارهای اعتقادی چه جایگاهی در چنین محیطی دارد؟به هر رو، مسئولان برگزاری نمایشگاه باید به حال رفتار و پوشش نابهنجار متصدیان غرفهها و مراجعان این مهد فرهنگی فکری کنند تا مردم متعهد نسبت به حضور در این مکان بدبین نشوند و نمایشگاه تبدیل به محلی برای ارائه مدها و آرایشهای غربی نشود.