
اتحادیه اروپا به تازگی با اعلام لیست 32 نفره از برخی افراد و مسئولان نهادهای انقلابی ایران، تلاش نموده است از امریکاییها تقلید نموده و ایران را به چند دلیل مهم که در این یادداشت ذکر خواهد شد یکبار دیگر با چهرهای ضد حقوق بشری در صدر اخبار جهان قرار دهد. چند نکته در این تحریم قابل ذکر میباشد:
1- اعلام اسامی افرادی مانند غلامحسین محسنی اژهای(دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه) در کنار نام علی اکبر یساقی(قاضی دادگاه انقلاب مشهد) و مصطفی بزرگیان(رئیس بند 350 زندان اوین)، همچنین اسامی افرادی چون اسماعیل احمدیمقدم (فرمانده نیروی انتظامی) و برخی فرماندهان سپاه، نشانه هدف قرار دادن نهادهای انقلابی کشور به عنوان سنگر اصلی مبارزه با دشمنان انقلاب است. قطعاً اعلام مکرر برخی اسامی و افراد در شبکههای مختلف وابسته به فتنه سبز در داخل و خارج کشور تنها مرجع اطلاعاتی اتحادیه اروپا و به نوعی تأیید دروغها و خیالبافیهای فتنهگران میباشد.
2- تقلید محض و کورکورانه اروپاییها از روش تحریم امریکاییها و نهادهایی که آنها مورد حمله قرار داده بودند، نشانهای از وابستگی این اتحادیه در عمل به امریکاست، تشکیل پوستههای ظاهری برای مستقل نشان دادن اروپا از سیاستهای امریکاییها بیشتر به جوک شباهت دارد چراکه هر بار در قالبهای مختلفی مانند ناتو، 1+5 و. . . همواره مواضع اروپاییها تابع امریکا بوده است.
3- تحریم این 32 نفر به منظور عدم ارتباط اقتصادی، نظامی و. . . از جهاتی مضحک است. مثلاً اگر قرار باشد نیروی انتظامی مراوده اقتصادی با یکی از کشورهای اروپایی داشته باشد، چه نیازی به حضور فرمانده این نیرو در کشور مربوطه است. اروپاییها که همواره درصدد گسترش بازارهای تجاری خود بودهاند، فرضاً اگر قرار باشد مراوده اقتصادی با ایران انجام دهند، خود آنها علاقه بیشتری نشان خواهند داد. سردار جوانی یکی از افرادی است کهبهدلیل مواضع سیاسی همواره جزو لیست تحریمهای امریکاییها بوده است، چندی پیش اتحادیه اروپا ادعا کرد سردار جوانی دارای مبالغ هنگفتی در بانکهای اروپایی است! جالب آنکه پس از اظهارنظر جوانی مبنی بر اینکه اگر او داراییهایی در بانکهای اروپایی دارد که خودش از آنها بیخبر است، اتحادیه اروپا از طرف ایشان وکالت دارد همه پولها را خرج کارتنخوابهای برخی کشورهای این قاره کند. به نظر میرسد بعد از این افتضاح، اروپاییها ترجیح دادند در لیست خود نامی از پای ثابت تحریمهای بینالمللی به میان نیاورند.
4- بزرگنمایی منفی از نام ایران در رسانههای غربیبرای انحراف افکار عمومی از جنایات ناتو در لیبی یکی دیگر از دلایل همزمانی تحریم ایران با اتفاقات مناطقی از جهان اسلام است. ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلیس اعلام کرد، هدف از این تحریمها این است که ایران نتواند از تحولات منطقه به نفع خود استفاده کند. کشتار مردم لیبیبا هواپیماهای برخی کشورهای اروپایی باعث خشم مردم دنیا شده است. بنابراین مدعیان دفاع از حقوق بشر! برای انداختن توپ حقوق بشر به خارج از مرزهای خود تلاش میکنند افکار عمومی جهان را به سمت ایران منحرف کنند.
5- اگر خاطر خوانندگان عزیز باشد، جریان فتنه در روزها و ماههای اول پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم تلاش مینمود با بیانیهنویسی همه آنچه را نمیتوانست بر زبان آورد در سیمای قلم در ذهن خوانندگان نهادینه کند. در ابتدا بیانیهنویسی و بیانیهخوانی بازار گرمی داشت تا آنکه آنقدر بیانیهنویسی میرحسین و کروبیلوث و تکراری شد که برخی سایتهای وابسته به این جریان نیز ترجیح میدادند از انتشار آنها خودداری کنند.
تحریمهای امریکاییها علیه ایران نیز بعد از چند بار تکرار دیگر ارزش خواندن نداشته و تکراری شده بود، بنابراین امریکاییها تصمیم گرفتند با تفویض اختیار به اروپاییها تنور تحریم را همچنان گرم نگه داشته و زمین بازی خود را به اروپا بکشانند. بعید نیست بعد از چند بیانیه تحریم اروپا و پس از آنکه حنای اروپاییها هم رنگ باخت این مأموریت به کشورهایی مثل «گینه بیسائو»، «افغانستان» و... داده شود.