
کافی است آلبوم عکس های خانوادگی را ورق بزنیم و به عکسهای دوران خودمان و پدر و پدربزرگ نگاهی بیندازیم. شاید ما کمترین عکس را داشته باشیم زیرا تمام وقایعی که ثبت کردهایم در لپ تاپ شخصی و هارد و کامپیوتر جمع آوری شدهاند و برای دیدنشان دیگر نیازی به کاغذ و چاپ و... نیست. تفاوت زیادی بین دیروز و امروز به وجود آمده. این روزگار، روزگار عجیبی شده است. ظرف چند دهه اخیر زندگی آدمی از این رو به آن رو شد. آنقدر تفاوت که حتی با دیدن عکسهای بچگیهای خودمان می خندیم و می گوییم:«اون موقعها اینطوری بود دیگه...»
تکنولوژی و اختراعات تغییرات شگرفی را در زندگی ما ایجاد کرد و آن را از زندگیای که بر پدر و پدربزرگهایمان گذشته است، جدا کردهاند.
امروز دیگر هر چیزی نمی تواند انسان ماشینی را سرگرم کند. از اسب و کالسکه خبری نیست و شهرفرنگ و تلویزیون سیاه و سفید و حتی آتاری هم برای بچهها یک مضحکه به شمار می آیند. جای اینها را سرگرمیهای جدید و ضروریاتی متفاوت که وابسته به تکنولوژی هستند، پر کرده است. امکانات و ارتباطاتی که امروزه در اختیار ما هستند حتی در تصور مردمانی که تنها دهها سال پیش میزیستهاند نمیگنجیده، در حالی که نبودنشان برای ما غیرقابل باور و فاجعه مینماید.
اما آیا ما از آنها به درستی استفاده می کنیم؟
از نظر کارشناسان کاربرد تکنولوژی در امور روزمره و دورههای مختلف تأثیرگذاری آن بر زندگی که میتوان آن را به سه دسته کشاورزی، صنعتی و فرا صنعتی تقسیم کرد، مطرح شده است. در تمام دوران زندگی انسان، آدمی برای رسیدن به کمال در جستوجوی دانش و معرفت بوده است. از این روی فناوری در همه زمینههای علمی و معرفتی به وجود آمد که موجب شکوفایی زندگی انسان در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و هنری و حتی اعتقادی شده است.
با نگاهی به تکنولوژی عصر حاضر در قلمرو زندگی فردی و تعمق در اثرات مثبت و منفی تکنولوژی در این زمینه، میتوان روند تغییرات رو به رشد نحوه زندگی انسان را احساس کرد. محصولات تکنولوژی که هر روز به بازار مصرف وارد میشود، فرهنگی جدید نیز با خود به ارمغان میآورند و انسان به عنوان یک مصرفکننده صرف تولیدات مادی و معنوی تکنولوژی آن را میپذیرد و خود را بدان وابسته میداند. وابستگی که گهگاه موجب پایمال شدن ارزشهای انسانی نیز گشته است.
اما سؤال اینجاست که آیا با این همه تغییر و پیشرفت در عرصه علم، تفاوتی بین ما با آدمهایی که در دههها و سده های قبل زندگی میکردند، وجود دارد؟ در پاسخ به این سؤال، جواب اولیه اکثر صاحبنظران خیر است. شاید نسلها تغییراتی کرده باشند، اما تفاوت اصلی را باید در محیط جستوجو کرد. عامل تمام این تغییرات، تکنولوژیهایی است که طی دهههای اخیر به وجود آمدهاند و زندگی ما را دستخوش تغییر کردهاند. برخی اندیشمندان همچون هربرت مارکوزه، نظریه عمومی خویش را در باب سلطه تکنولوژی چنین بیان میکند: تمامی جوامع صنعتی به واسطه اعتقادشان به علوم و تکنولوژی، خود را با عقلانیت ابزاری تولید سازگار ساخته اند، عقلانیت ابزاری تمامی بخشهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه را ناگزیر میسازد تا به اصل مهم بهرهوری مادی وفادار بمانند. لیکن در اینجا مقولهای به نام استفاده صحیح از تکنولوژی مطرح میگردد مبنی بر اینکه میتوان از تکنولوژی به گونهای صحیح بهره برد تا ارزشهای انسانی را تحتالشعاع قرار ندهد. محمد عابدالجابری، از جمله متفکران و روشنفکران بنام جهان اسلام نیز در مقالهای، چگونگی پیدایش تکنولوژی را مورد بررسی قرار داده است.
از نگاه وی تکنولوژی در ابتدا به قصد و هدف سلطه انسان بر جهان پدیدار شد ولی امروزه این تکنولوژی است که بر زندگی انسان حاکم است. بنابراین امروز انسان به جای طبیعت، هدف سلطه تکنولوژی قرار گرفته است. تکنولوژی که زمانی به عنوان مرکبی بود که محقق برای رسیدن به اهداف از قبل پیش بینی شده خود بر آن سوار می شد، حالا دیگر مستقل شده و خود تکنولوژی، دانشمند را به سوی ناشناختهها می برد و اسراری از طبیعت را برای او آشکار می کند که تا قبل از آن قابل تصور نبود.
تکنولوژی علم را بلعید و خود زمام امور پژوهشگر را به دست گرفت و او را تبدیل به یک موجود شبیه ماشین کرد. طبیعت انسانی او را محو کرد، اخلاق و ارزش های انسانی او را به باد فراموشی سپرد و او را اسیر منطق ماشین نمود. منطقی که به همه چیز ارزش ریالی می دهد، منطق سود و منفعت.
هر چه باشد، خوب یا بد، انسان اسیر ساخته دست خود شده است و هر چند از شیرینی پیشرفت در عرصه های مختلف لذت می برد اما خوب می داند که هر چه جلوتر می رود شرایط برایش سختتر و رهایی از آن غیر ممکنتر می شود ولی چه می توان کرد که حتی این پیشروی نیز به اختیار خودش نیست و حالا هر دستوری از تکنولوژی به او برسد باید بی چون و چرا بپذیرد.