
دکتر اسماعیل آذر- وقتی دریافتم چه حکمت و معرفتی در ادبیات ایرانی خاصه شعر وجود دارد به این فکر افتادم تا هموطنانم به ویژه جوانترها را از این گنج شایگان آگاه کنم. سالها طول کشید تا این آگاهی نسبی برای خود من حاصل شد. زمانی که مشغول تحقیق در کتاب «تأثیر ادبیات ایران بر ادبیات جهان» بودم، شکوه زبان و شعر فارسی برایم ملموستر شد. در قرن نوزدهم میلادی که مشهور است به دوره ویکتوریا، ادبیات فارسی در اروپا چنان درخشید که ویکتورهوگو میگفت:«گویی قلم من ایرانی شده است.» ژول مول دعا میکرد: خدایا آنقدر به من عمر عنایت فرما تا بتوانم تصحیح شاهنامه را به فرجام ببرم. همین مول که از شاهنامه سخن به میان میآورد، شاهنامه را به زبان فرانسه ترجمه کرد که با هزینه دولت فرانسه به چاپ رسید. آتکینسون شاهنامه را به سال 1820. م به زبان انگلیسی ترجمه و چاپ کرد، آرنولد، سهراب و رستم را به انگلیسی ترجمه و منتشر کرده، برادران وارنر تمام کتاب شاهنامه را در سال 1907. م به انگلیسی ترجمه کردند.
در میان آلمانها اول ون شاخ و سپس روخرت شاهنامه را به زبان ایتالیایی ترجمه کردند.
ایتالو پیزی در هشت جلد 1886. م شاهنامه را به زبان ایتالیایی ترجمه کرد. من چون از فردوسی سخن به میان آوردم به اختصار به پارهای از مترجمان شاهنامه اشاره کردم. اگر نام مترجمان و شارحان فردوسی در اروپا را جمع کنیم حتماً یک جلد کتاب خواهد شد، البته دیگران مانند عطار، مولوی، حافظ و سعدی جای خود دارند. گوته، شخصی که شرق و غرب را با ادبیات به هم گره زد در دیوان غربی شرقی گفت:«ای حافظ،ای شاعر آسمانی آیا میشود دربان میکدهای شوم که تو مستی خود را از آن وام گرفتهای.» بگذارید برگردیم به روزگار رودکی، رودکی را آدم الشعرا یعنی پدر شعر فارسی نامیدهاند. اگر رودکی را با جفری چاوسر پدر شعر انگلیس مطابقت کنیم، آنگاه نبوغ او معلوم میشود. چاوسر 300 سال پس از رودکی میزیسته است. قبل از چاوسر شخصیتهایی چون پترارک، بوکاچو، دانته و دیگران وجود داشتند که طبعاً جفری چوسر از آنها تقلید کرده است ولی پیش از رودکی شاعر و شعری به صورت جدی وجود نداشت. با این حال زبان چوسر برای انگلیسیزبانان مفهوم نبود و باید شعر پدرشان را ترجمه کرد تا از آن سردرآورند.
بگذریم، زبان فارسی زبانی است که روزگاری از کرانههای غربی قسطنطنیه تا سواحل شرقی دریای چین و از ماوراءالنهر تا اعماق دکن قلمرو قدرتش بود. ابن بطوطه در دریای چین غزل سعدی میشنید و سیداسماعیل جرجانی در ولایت خوارزم ذخیره خوارزمشاهی مینوشت. مولوی در قونیه بانگ شمس من و خدای من برداشته بود و به شعر حافظ شیراز سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی دستافشانی و پایکوبی میکردند و امروز نوبت ماست تا از این میراث یگانه حفظ و حراست کنیم.
یکی از دستمایههای عالی شعر و شاعری مشاعره است که خوشبختانه از طریق شبکه محترم هفت هر شب پخش میشود. همراه با مشاعره، کتاب مشاعره را انتشارات سخن برای نمایشگاه کتاب به بازار میآورد. این کتاب شامل حدود 12 هزار بیت است با نمایههای گوناگون که میتواند پاسخگوی سلایق مختلف باشد، البته قرار است شبکه هفت هم برای معرفی و نشر آن، میان دوستداران مشاعره از طریق سایت ویژهای اقدام کند. کوتاه سخن اینکه در مجموعه برنامههای مشاعره دریافتم چگونه جوانان و نوجوانان حتی بچههای شش و هفت ساله به این فن شریف اقبال داشتند و روی آوردند. امیدوارم این نهضت معنوی سبب شود تا فرزندانمان بتوانند اوقات فراغت و حتی بهترین اوقات خود را با شعر و ادبیات پر کنند.