
به گزارش خبرنگار «جوان»، روشن نماینده دادستان تهران در جلسه رسیدگی به پرونده که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، گفت: در این پرونده نقی 29 ساله متهم است نهم دی ماه سال 85 برادرش- تقی - را به قتل رسانده است. او در توضیح کیفرخواست گفت: مأموران کلانتری 151 یافتآباد در جریان کشف جسد مرد جوانی که به شکل دلخراشی با ضربات مرگبار چاقو به جمجمه و اعضای بدنش از پای درآمده بود در یکی از باغهای یافتآباد قرار گرفتند. عصر همان روز زن جوانی به کلانتری مراجعه و مأموران را از غیبت ناگهانی برادرش با خبر کرد.
او گفت: برادرم در کار نصب داربست ساختمان است و شب گذشته همسر و سه فرزند خردسالش را به خانه پدرم برده و به قصد خرید لوله داربست خارج شده و دیگر بازنگشته است.
زن جوان وقتی عکس برادرش را به مأموران نشان داد پلیس دریافت صاحب عکس همان جسد کشف شده است. زن جوان با حضور در پزشکی قانونی هویت برادرش را شناسایی کرد.
نماینده دادستان در ادامه گفت: تلاش تیم جنایی پایتخت برای شناسایی عامل یا عاملان جنایت آغاز و در نخستین گام اعضای خانواده او تحت بازپرسی قرار گرفتند. مأموران پلیس در بین اعضای خانواده مقتول به برادر کوچکش- نقی - مظنون شدند اما او در طول تحقیقات ارتباط خود با جنایت را انکار کرد تا اینکه کارآگاهان یک سال و نیم بعد از جنایت دریافتند نقی با همسر برادرش- عاطفه- ازدواج کرده است، بنابراین گمانهزنی برای یک ارتباط پنهانی نزد پلیس قوت گرفت. متهم نوزدهم تیرماه سال 87 بار دیگر تحت بازپرسی کارآگاهان پلیس قرار گرفت و راز جنایت خود را افشا کرد.او گفت: من به همسر برادرم علاقه داشتم بنابراین همواره او و فرزندش را هفتهای یک بار به خانهمان دعوت میکردم. بعد از گذشت مدتی به او وابسته شدم تا اینکه با قتل برادرم با عاطفه ازدواج کردم.
نماینده دادستان تهران گفت: از آنجا که متهم طراحی نقشه و با ضربات مرگبار به ناحیه جمجمه برادر خود را از پای درآورده به رغم اعلام رضایت اولیای دم به نمایندگی از دادستان تهران برای نقی که عمل مجرمانهاش باعث اخلال در نظم عمومی گشته است، تقاضای مجازات میکنم.
در ادامه جلسه قاضی نورالله عزیزمحمدی متهم را به جایگاه دعوت کرد. نقی اتهام قتل را پذیرفت و به دادگاه گفت: برادرم را برای اختلاف مالی به قتل رساندم. من شش میلیون به او قرض دادم و پس از مدتی 5/1 میلیون آن را به من داد و گفت دیگر حاضر نیست به من پولی بدهد. من رسیدی برای اثبات خواستهام نداشتم و کسی هم از ماجرا با خبر نبود، بنابراین همواره با برادرم مشاجره داشتم.
او درباره شب حادثه گفت: برادرم به همراه همسر و سه فرزند خردسالش آن شب به خانهمان آمد. من مثل همیشه با او بر سر پول مشاجره کردم و قرار شد بیرون از خانه با برادرم دعوا کنیم. ما باهم از خانه بیرون رفتیم در حالی که برف میبارید، مشغول دعوا بودیم که ناگهان برادرم برایم چاقو کشید، من چاقو را از دستش درآوردم و او را با چند ضربه بر سر و بدنش به قتل رساندم.
متهم گفت: نمیدانستم با جسد برادرم چه کنم، بنابراین جسدش را به باغی در اطراف کشانده و به خانه بازگشتم.
متهم گفت: وقتی به خانه بازگشتم کسی سراغ او را نگرفت و فردای آن روز به کلانتری رفتم و برای پیدا کردنش از پلیس کمک خواستم.
قاضی خطاب به متهم: شما در اعتراف اولیه گفتهاید به دلیل علاقه به همسر برادرتان مرتکب قتل شدهاید؟
متهم: در پرونده اعتراف کردهام اما حالا انکار میکنم.
قاضی: چرا 40 روز بعد از قتل برادرتان با همسرش ازدواج کردید؟
متهم: من یک سال بعد از حادثه و به اصرار مادرم با عاطفه ازدواج کردم.
قاضی: آیا زمانی که عاطفه دریافت همسرش را کشتهاید، درخواست طلاق کرد؟
متهم: خیر.
عاطفه در دادگاه
قاضی عزیزمحمدی در ادامه عاطفه را به دادگاه فراخواند. او به دادگاه گفت: به اصرار مادر شوهرم با نقی ازدواج کردم. از قتل شوهرم به دست برادرش متأثر شدم، اما اگر قاتل آزاد شود چارهای جز زندگی با او ندارم. عاطفه گفت: شب حادثه مشغول تماشای تلویزیون بودم. تقی در بیرون از خانه مشغول تعمیر ماشینش بود و من هرگز دو برادر را با هم ندیدم.
آخرین دفاع
متهم در آخرین دفاع از خود گفت: از ارتکاب قتل پشیمان هستم و در مدتی که در زندان به سر میبردم سختی زیادی کشیدهام.
قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه رسیدگی را اعلام و پس از مشاوره با اعضای دادگاه واعظی، سری، بردبار ومقدم متهم را به 10 سال حبس، 10 سال تبعید و پرداخت دیه محکوم کرد.