
پیشینه تاریخی لندن در تحکیم حاکمیت آلسعود در شبه جزیره عربستان، روابط اقتصادی، نظامی و امنیتی گسترده میان حکومت سعودی و انگلستان امروز بر کسی پوشیده نیست. به طور مثال قرارداد خرید 72 جنگنده به ارزش تقریبی هشت میلیارد و 858 میلیون دلار تنها بخش کوچکی از همکاریهای تنگاتنگ دو کشور محسوب میگردد. این روابط به قدری از استحکام برخوردار است که حتی انتشار تلکسهای دیپلماتیک امریکا که به تازگی در سایت ویکیلیکس منتشر شده در مورد پرداخت رشوه شرکت تسلیحاتی انگلیس در ازای قراردادهای پرسود تسلیحاتی به مقامات سعودی نیز نتوانست از گرمی روابط دو متحد دیرینه بکاهد.
اما مدتی است که همکاریهای میان دو کشور به عرصه دیپلماسی رسانهای نیز گسترش یافته است به ویژه آنجایی که ضربه به ایران مطرح باشد، این همراهیها از شدت و دامنه بیشتری نیز برخوردار شده است. همراهی معنادار برخی از رسانههای نزدیک به دولت لندن به نفع سیاستهای عربستان در منطقه، رویه جدیدی است که پیش از این با این شدت سابقه نداشته است. در یک ماه اخیر با شدتگیری اعتراضات مردمی در بحرین و دخالت سرکوبگرانه ریاض به نفع حاکمان این کشور، برخی از رسانههای فارسی زبان چون بیبیسی را به تحرکی دو چندان وا داشته است.
اطلاع رسانی بیطرفانه از بدو آغاز به کار بیبیسی فارسی بارها و بارها از سوی گردانندگان این شبکه به عنوان سیاستی راهبردی تکرار شده است. مجریان و برنامه سازان بیبیسی فارسی با رد انتقادات افرادی که بیطرفی این شبکه را زیر سؤال میبرند، دریافت بودجه از وزارت امورخارجه انگلستان و حمایتهای مادی و معنوی دولت امریکا را دلیلی بر اطلاعرسانی جهتدار به نفع منافع غرب نمیدانند. اما اگر از این جنجالها بگذزیم و خواسته باشیم با چارچوبی واقعگرایانه به پوشش خبری بیبیسی حداقل در مورد وقایع جاری در بحرین نظری بیفکنیم باید به منتقدان بیطرفی بیبیسی فارسی حق داد.
رویدادهای تلخ روزهای اخیر در بحرین گرچه با همدردی و ابراز خشم بسیاری از مسلمانان و به ویژه مردم ایران همراه شد اما نوع اطلاعرسانی بیبیسی به نفع عربستان و منافع غرب، تضعیف موقعیت ایران و در مواردی سانسور سرکوبها و حکومتی خواندن اعتراضات مردمی در ایران تنها کارکردی بود که از این شبکه مشاهده شد. قومی و مذهبیخواندن اعتراضات در بحرین، نشان دادن بیطرفی غرب، تلاش در جهت اثبات دخالت ایران در حوادث بحرین، عقبنشینی ایران در برابر کشورهای حوزه خلیجفارس و قانونی جلوه دادن اقدامات ریاض و برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس در لشکرکشی به بحرین از دیگر موارد مورد توجه اتاق سیاستگذار بیبیسی در هفتههای اخیر بوده است. برای اثبات نگاه بالا برخی از تیترها عیناً از سایت بیبیسی فارسی انتخاب شدهاند.
- نیروهای عربستان سعودی برای تأمین امنیت وارد بحرین شدند.
- نمایندگان مجلس ایران خواستار سرنگونی سه دولت عربی شدند.
- رهبر مخالفان بحرین خواستار عدم دخالت ایران شد.
- پیامهای آشتیجویانه ایران به کشورهای عربی
- حمله به سفارت عربستان در تهران با کوکتل مولوتف (در متن خبر، این افراد محافظه کار و حکومتی خوانده میشوند)
- استقبال اوباما از «گفتوگوی ملی» بحرین
- کاخ سفید، خواهان خویشتنداری نیروهای عرب در بحرین شد.
- بحرین دو ایرانی را به اتهام جاسوسی محاکمه میکند.
- نیروهای امنیتی در بحرین تظاهرکنندگان مخالف را متفرق کردند.
- بازداشت رهبران مخالف در بحرین؛ تظاهرات اعتراضی در تهران
با نگاهی گذرا و با داشتن کمترین اطلاعات در حوزه ژورنالیسم و عملیات روانی به سادگی به انتخاب تیترهای جهتدار بیبیسی فارسی پی میبریم. به طور مثال این شبکه با تغییر جایگاه مظلوم و ظالم، اعتراضات در اطراف مراکز دیپلماتیک سعودی در تهران و مشهد را حمله میخواند، حال آنکه برخورد خشونتآمیز نیروهای آلخلیفه و آلسعود با مردم را متفرق کردن میداند. جالبتر آنکه با رجوع به متن همین خبر در سایت و دیگر برنامههای پخش شده، فرقهای و مذهبی خواندن اعتراضات در بحرین آنگونه که حکومت سعودی هم مد نظر دارد در دستور کار قرار دارد.
همزمانی رویدادها در بحرین با آغاز ناآرامیها در سوریه و پوشش به نسبت گسترده تحولات این کشور نشان دهنده نوعی نگاه سیاسی و غیر حرفهای در بیبیسی فارسی است. جالب آنکه حتی برنامه «نوبت شما» نیز که همواره سادهترین مباحث چون پیشبینی نتایج مسابقات فوتبال را به عنوان موضوع برنامه خود برمیگزیند در مورد تحولات جاری در بحرین سیاست سکوت را در پیش گرفته است.
اینگونه از پوشش اخبار، صدای بسیاری از بینندگان را هم درآورده است. آنان بارها از خود پرسیدهاند که چرا وقایع بحرین اینگونه انعکاس مییابد؟ آیا توافقی نانوشته و پنهانی میان بیبیسی فارسی و شاهزادگان سعودی به منظور کاهش حساسیت افکار عمومی ایرانیان در مورد تحولات بحرین وجود دارد؟ انعکاس مشکلات مالی بیبیسی فارسی این عقیده را تقویت کرده است که پس از اعلان آمادگی امریکا در جهت حل مشکلات مالی بیبیسی فارسی، عربستان سعودی نیز در این راه پیشقدم شده است. حمایت مالی عربستان از 80 درصد رسانههای عرب زبان منطقه و برخی ارتباطات میان بخش فارسی سایت العربیه با همکاران سابق خود در بیبیسی فارسی از جمله دلایلی است که در تأیید نگرش این روزها در برخی از محافل به گوش میرسد. برخی از گزارشها که کم و بیش انتشار یافتهاند حاکی از آن است که عربستان سعودی سالانه بیش از 20 میلیون دلار صرف ترویج وهابیت، کمک به برخی گروههای مخالف جمهوری اسلامی، سازمانهای تجزیه طلب و بعضاً تروریستی در ایران میکند.
بنابراین طبیعی است که بخشی از این بودجه امروز به سوی فشار رسانهای و تضعیف موقعیت ایران در سطح داخلی و افکار عمومیمنطقه حرکت کرده باشد. اثرگذاری نسبتاً موفق پرس تی وی و العالم در تحولات اخیر منطقه، شاهزادگان سعودی را به سمت و سویی برده است که حمایت رسانهای از گروهها و افرادی که هدف اول خود را تضعیف جمهوری اسلامی میدانند، حیاتیتر کرده است. این تغییر تاکتیک با عنایت به ضربات سنگین دستگاه امنیتی و نظامی ایران به گروههای تروریستی و تجزیهطلب حامی سعودی و از همه مهمتر بیاعتبار شدن این گروهها در نزد افکار عمومی ایرانیان چندی است که مورد توجه جدیتر قرار گرفته است. رقابتهای منطقهای ایران و عربستان سعودی و احساس خطر حاکمان این کشور و آنچه غربیها محور اعتدال میخوانند از تحولات اخیر منطقه، زمینهساز نزدیکی بیشتر خاندان پادشاهی سعودی با امریکا و به ویژه انگلستان را فراهم کرده است. در این چارچوب به علت شناخت نسبتاً قوی انگلستان (بهعلت سابقه تاریخی حضور استعماری) از روحیات مردم ایران، امکانات فنی و تجربه رسانهای بیبیسی مادر (انگلیسی)، افزایش همکاری میان بیبیسی و دستگاه رسانهای ریاض را تقویت کرده است.
نگاهی گذرا به تیترهای بخش فارسی سایت العربیه در مورد حوادث جاری در بحرین این نگاه را مورد تأیید قرار میدهد. گرچه نگاه رادیکالتری را به نسبت بیبیسی فارسی در العربیه شاهدیم اما همان خطوط مشترک که در بالا در مورد شیوه انعکاس وقایع بحرین در بیبیسی فارسی مورد اشاره قرار گرفت در العربیه نیز قابل ردیابی است. العربیه به عنوان انعکاس دهنده مواضع حاکمان سعودی برای بیان موضوعات به سود منافع ریاض با توسل به مصاحبه با برخی از اشخاص و گروههای نزدیک به خود در حال پیگیری همان دیدگاه بیبیسی فارسی با تاکتیکی دیگر است.