ایران و ایرانی همواره در بین تمام جهانیان با تمدن و فرهنگ ممتاز و یگانه خود شناخته شده و این میسر نشده جز به همت بزرگان عرصه فرهنگ و ادب این کشور پهناور. تعداد بزرگان در تمامی شاخههای علمی، از طب، ریاضی، ستاره شناسی، فلسفه و... گرفته تا دامنه گسترده عرصه فرهنگ و ادب آنقدر فراوان است که حتی تنگ نظرترین افراد نیز بر گستردگی و چیرگی ردپای مشاهیر ایرانی در شکلگیری تاریخ و تمدن جهان اذعان داشتهاند و با تمام سیاه بینیهای خود نتوانستهاند بر این حضور با اقتدار و قابل رصد خدشهای وارد کنند. یکی از قافله سالاران کاروان مشاهیر، علما و ادبای ایرانی که روز 25 فروردین ماه در تاریخ به نام او ثبت شده، کسی نیست جز فریدالدین ابوحامد محمد عطار نِیشابوری، شاعر، فیلسوف و عارف بزرگ اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری قمری. او را کلیددار گنجینه عرفان اسلامی و ایرانی میدانند و بر حق، این شاعر و عارف بزرگ سزاوار خواندن چنین صفتی است. در حالی که تنها دو روز از هشتصد و نود و سومین سال روز تولد او میگذرد(618- 540 قمری)، فرصت را مغتنم شمرده تا با نگاهی به عرفان اصیل و استوار بر شریعت و ولایت پذیری این بزرگمرد ایرانی، او را به عنوان نمونهای بارز در برابر عرفانهای کاذب و دروغینی قرار دهیم که دشمنان به وسیله آنها فرزندان این آب و خاک را هدف قرار دادهاند تا با اتکا بر فرضیات واهی و دروغین خود به هدف گسستگی ایرانیان با بزرگان و پیشینیان خود دست یابند، چرا که به باور دانشمندان و شرق شناسان غربی، عطار نماد حکومت قرآن بر اقلیم ادب است و پیروی جوانان ایرانی از راه و روش او در رسیدن به شناخت ذات حق تعالی - غایت عرفان ایرانی و اسلامی - چیزی است که مورد ترس و وحشت همیشگی دشمنان این آب و خاک بوده است.عرفان حقیقی و عرفان مجازیبر هیچ کس پوشیده نیست که بشر در راه پیمودن مسیر تعالی خود تا رسیدن به سعادت، در مهمترین گام باید پی جو و پیگیر حقیقت ذاتی و وجودی هستی خود باشد و این چیزی است که از آن به عنوان نیاز فطری بشر به خداجویی یاد شده است. به موازات ورود بشر به دوران تمدن و درگیریهای او با آسیبی به نام گمگشتگی هویتش، بر میزان تلاش و جدیت او برای شناخت حقیقت ذات خداوند گسترش یافت، چرا که انسان متمدن به وضوح میدانست که هدف از آفرینش او و جهان پیرامونش بیعلت نیست و در پس این آفرینش خارج از توان بشر، قدرتی لایزال وجود دارد که اشرف مخلوقات تا یافتن آن راز سر به مهر آرام نخواهد گرفت و این سرآغاز بحثی است که امروز از آن به عنوان«عرفان» یاد میشود.«بیشک شناخت نوری از انوار بینهایت رحمت خداوند جهان آفرین از خرد هر فردی بر نمیآید و مردان راه خود را طلب میکند و اینچنین بود که بار دیگر بزرگان و مشاهیر تمدن بشری در این راه پیشگام شدند و طبق سنت تاریخ و به گواهی برگ برگ آن، بزرگمردان این راه را باید در بین مردان تاریخ ساز جستوجو کرد و چه کسانی تاریخ سازتر از قافله سالاران تمدن امروز جهان، ایرانیان! ایرانیانی که در کنار دستیابی به قلههای دانش و در سایه سار اسلام توانستند از چشمههای جوشان معرفت و دانش معنوی این دین کامل بهره برند و اینچنین است که در این دنیای پهناور وقتی نامی از عرفان برده میشود نمیتوان در پژواک صدای آن، نام بزرگان ادب پارسی را نشنید.» اینها بخشهایی از گفتههای دکتر صابر امامی، شاعر، پژوهشگر و مدرس دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران است. وی همچنین در تعریف عرفان در گفتوگو با«جوان» میافزاید:«درک و شناخت عمیق باطنی و شهودی از ذات خداوند متعال، افعال او، صفتهای بینهایتش و اسماء اعظم، سادهترین تعریف از تعاریف موجود در باب عرفان است.»وی همچنین تأکید میکند:«عرفان یکی از موارد و عناصری است که پیوسته در ذهن و روان حقیقت جو و پیگیر مشاهیر فرهنگ و ادب ایرانی حضور داشته و در اغلب آثار منظوم و منثور بزرگان ادب پارسی قابل رصد است. شاید پایهگذاران عرفان در ادب پارسی را سنائی، خواجه عبدالله انصاری یا ابوسعیدابوالخیر بدانند اما عرفانی که امروزه در بین مردم و نه خواص وجود دارد و ذهن جمیع انسانها را به خود اختصاص داده را باید مرهون عطار و گنجینه آثار بیمثالش بدانیم. زبان ساده، اشارات عمیق اما در عین باورپذیری برای ذهن هر مخاطبی و استواری بینش عطار بر بینش مکتب اسلام، زمینه ساز آن شد که حتی مولانا به عنوان عارفترین شاعر ایرانی، خود را شاگرد عطار نیشابوری بداند.»امامی همچنین با بیان اینکه همین دید توأم با مردمداری و عام فهمی عطار است که باعث شد حتی مردمان عادی ایران زمین نیز از چشمههای ناب و صحیح معرفتی و خداجویی بهرهمند شوند و راه سره را از ناسره در پیشاروی پیمودن تاریخ پرافتخار این مرز پر گهر در پیش گیرند، خاطرنشان میکند:«اما با رسیدن بشر به دوران مدرن و معاصر و شکلگیری خوی تسلط بر آحاد افراد این کره خاکی در ذهن برخی از سیاستمداران و استعمارگران جهت رسیدن به مطامع دنیویشان، باعث شد که آن سودجویان دست به طرح و توطئهای برای فاصلهاندازی بین صاحبان تفکر با پیشینیان آنها بزنند و اینجا بود که در قالب آرای فکری پوچ و واهی به تبلیغ راههای سادهتر از مسیرهای صعب عرفان حقیقی برای رسیدن به معرفت الهی دست زدند و عرفانهای مجازی متعددی از هندو، بودا، سرخ پوستی، شیطان پرستی، یهودی و... را به وجود آوردند و با تمام توان خود دست به تبلیع آنها زدند تا جوانان پی جوی حقیقت ناب را به بیراهه بکشند که متأسفانه باید اذعان داشت در برخی موارد نیز موفق بودهاند.»عرفان اسلامی در مقابل عرفانهای پوشالی غربدر همین زمینه، علیرضا قزوه، شاعر و مدیر مرکز تحقیقات فارسی دهلی نو نیز معتقد است:«عرفان حقیقی پاسخگوی کمال گرایی انسان در برابر پرسشهای او برای پی جویی ذات مقدس حق تعالی است اما نمیتوان هر عرفانی را که از آبشخور دین ارتزاق میکند عرفان حقیقی خواند. چرا که ممکن است آن دین و عرفان برخاسته از آن، دستخوش تحریفاتی شده باشند. در چنین دینهایی که تحریف شدهاند، هر چند ادعای عرفان شان، وصول انسان به خدا باشد، باید تأمل کرد، چرا که ممکن است خدای ارائه شده در آنها خدای حقیقی نباشد. به عنوان مثال عرفان یهودی، یا همان عرفان«کابالا»(قبالا) به دلیل تحریفاتی که در دین یهود صورت گرفته و در قرآن مجید هم به آنها اشاره شده، نمیتواند برای عارف پی جوی حقیقت و ذات خداوندی منبعی قابل اعتماد باشد. یا در دین مسیح با وجود قدمهای بسیار مهمی که در راه رسیدن به جلوه حق تعالی در آن صورت گرفته به دلیل وجود عنصر«تثلیث»، باز نمیتوان به عرفان و وصول ناب معبود به عبد خود ایمان داشت.»قزوه در این میان به عطار و عرفان ایرانی و اسلامی آن در منطق الطیر اشاره میکند و میگوید:«عطار، عارفی است که در اثر جاودانه و ماندگار خود به نام منطق الطیر داستانی را روایت میکند که در دل آن میتوان اصول ناب عرفان وام گرفته از اسلام را مشاهده کرد و به وضوح میتوان مدعی شد که عطار با هرگونه عرفان کذاب و صوفیانه که همراه با جار و جنجال و شعبده و سحر است به ستیز بر میخیزد. او کمال جویی پرندگان(که تمثیلی از انسانهای روی زمین هستند) را برای دست یافتن به یک«پادشاه» که همانا خداوند است، تصویر میکند و راه رسیدن به آن را راهی سخت و توأم با مشقت و خلوص نیت عنوان میکند. عطار رسیدن به پرتویی از ذات حق تعالی را بدون راهبر میسر نمیداند و اینچنین است که«هدهد» را راهبر پرندگان تا رسیدن به سر منزل مقصود بر میگزیند. آیا این چیزی جز اصل ولایت و تبعیت از ولایت پذیری برای رسیدن به حق تعالی است؟ در آخر ماجرا از خیل مرغان در این راه، آنهایی که کوچکترین تعلقی به امور دنیوی دارند در راه رسیدن به هدف ناکام میمانند و نهایتاً تنها 30 مرغ باقی میمانند و اینچنین است که افسانه«سیمرغ» در ذهن فردفرد ایرانی جاودانه میشود. حتی در انتها ضربه آخری زده میشود و آن اینکه پرندگان متوجه میشوند آن«سیمرغ» افسانهای وجود تک تک 30 نفره آنهاست که آن افسانه را شکل داده و آنجاست که میگوید، عرفان حقیقی همان خودشناسی است که به خداشناسی میانجامد. آیا این داستان و اثر نغز چیزی جز متن زلال قرآن کریم و فرمایش خاتم رسولان الهی است که اشاره داشته خداشناسی ناب و حقیقی، همان خودشناسی است.»وی همچنین با بیان اینکه فراموش نکنیم که عطار تذکره الاولیاء خود را با ذکر امام صادق(ع) آغاز میکند و پایان آن را با فرمایشات امام باقر(ع) به انجام میرساند، تأکید میکند:«اما استعمارگران و چپاولگران فرهنگ و تمدن که چنین دانشی را از افراد بشر بر نمیتابند و آن را سد محکمی در برابر سودجوییهای کلان خود میبینند سعی کردند با عَلَم کردن عرفانهای کاذب و دروغین خود، راه راست و صواب را از پیش چشمان انسانها بردارند و آنها را در دامی گرفتار کنند تا به امیال پلیدشان برسند.»تحقیق میدانی با چاشنی تأسف اما حال سؤال اصلی اینجاست که آیا آن عاندان و حاسدان موفق بودهاند؟ در همین راستا و برای تکمیل شدن گزارش لازم بود که دامنه جامعه آماری را از اساتید و مدرسان گسترش داده و به سطح عامتری مانند دانشجویان نیز اشارهای داشته باشیم. بر همین اساس طی یک پرسشنامه از 24 دانشجوی دانشگاه تهران (شش دانشجوی فنی و مهندسی، شش دانشجوی علوم تجربی و پزشکی، شش دانشجوی ادبیات و علوم انسانی و شش دانشجوی هنر) این سؤالات پرسیده شد:1) عطار نیشابوری شاعر است یا عارف یا هر دو؟ 2) چند اثر از آثار منظوم و منثور عطار نیشابوری نام ببرید.3) از سایر شقوق عرفانهای رایج چند نمونه نام ببرید.4) چند اثر از آثار اوشو، پائولو کوئیلو، کاستاندا یا سایر مدعیان عرفان غربی نام ببرید. 5) این بیت از کیست«هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچهایم»؟6) عطار در عرفان وامدار چه کسی بود و معلم چه کسی شد؟ذکر پاسخ تمام جوابها در این مقال نمیگنجد اما با ذکر درصدهای حاصل از این تحقیق میتوان تا حدودی به جواب سؤال مطرح شده در راستای این تحقیق پی برد. درصدها برای سؤالهای فوق از این قرار بود:1) بیش از 80 درصد عطار را شاعر و عارف نامیدند، 20 درصد مابقی او را صرفاً شاعر دانستند.2) تمامی افراد منطق الطیر و تذکره الاولیاء عطار را ذکر کرده بودند و شش نفر از دانشجویان ادبیات و علوم انسانی به آثار دیگری از عطار مانند مختارنامه، الهی نامه، اسرارنامه، حیدرنامه و بلبل نامه نیز اشاره داشتند یعنی 25 درصد از جمعیت آماری ما بیشتر از دو اثر از عطار را میشناختند.3) 75 درصد به عرفانهایی کاذب اما متداول در جامعه ما مانند«سای بابا»،«اوشو»،«سرخپوستی»، عرفان«کیهانی» یا عرفان«حلقه» و پائولو کوئیلو اشاره داشتند و 25 درصد هم به عرفانهایی که حتی نام برخی از آنها برای نگارنده نیز عجیب بود، مانند:«فالون دافا»،«لی هنگ جی»،«مدیتیشن متعالی»، «ماهاریشی ماهاش یوگی» و«تی اس ام» اشاره کردند!4) صد درصد دانشجویان نام کتاب«کیمیاگر» پائولو کوئیلو را بردند اما تنها نیمی از آنها کتاب را خوانده بودند. همچنین اسامی کتابهایی چون«تانتارا»، و«راز» از اوشو،«افسانه قدرت» و«سفر به دیگر سو» از کارلوس کاستاندا و«کنار رود پیدرا نشستم و گریستم» و«عشق زندگی است» از نوشتههای کوئیلو از دیگر آثاری بود که در پاسخ دانشجویان به چشم میخورد.5) 88 درصد بیت را متعلق به عطار دانسته! و تنها یک نفر اشاره داشته که متعلق به مولاناست (از قضا پاسخ صحیح همین است) و سه نفر دیگر هم سؤال را بیپاسخ گذاشتهاند.6) 25 درصد، عطار را وامدار سنایی و معلم مولانا(پاسخ صحیح) دانستهاند و مابقی به نامهایی اشاره کردند که حتی نوشتن آنها بیشتر باعث شرمندگی قشر دانشجویان میشود.چرا و چه باید کرد؟متأسفانه از این جدول سؤالات و پاسخها میتوان دریافت که میزان شناخت دانشجویان از آثار و خط فکری بزرگان ادب و عرفان پارسی در قیاس با همتایان دروغین غربی خود در رتبه پایینتری قرار دارد. همچنین پیش از اینها حجتالاسلام ابراهیم کلانتری، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران با بیان اینکه در فضای دانشگاه آمار دقیقی نسبت به گرایش جوانان به عرفانهای دروغین وجود ندارد، اظهار کرده بود:«به نظر من دانشگاه، فضای حضور نسل جوان است و نسل جوان نسبت به مسائل معنوی، احساس علاقه زیادی دارد و چون آنها شعار معنویت را میدهند، جریانات معنویتگرا ولو معنویتگرای جعلی و بدوی، میتوانند زمینه نفوذ را پیدا کنند. این مسئله بستگی به این دارد که نهادهای رسمی در دانشگاهها، برای عرضه معنویت اسلامی چگونه عمل کنند. اگر این جریانهای اصیل درست عمل کنند، مشتری معنویتهای کاذب کم خواهد شد.»دکتر عطاءالله کوپال پژوهشگر ادبیات و مدرس دانشگاه با تأیید این مطالب به«جوان» میگوید:«در کنار این موارد یکی از مهمترین مسائلی که باعث شده عرفانهای غربی در قیاس با عرفان اصیل و ناب ایرانی و اسلامی بیشتر مدنظر جوانان قرار بگیرد بر این امر استوار است که منابع عرفان اصیل در کتابهای بزرگان ادب پارسی برای جوان امروز بازنویسی و به روز نویسی نشده و درک متن سنگین و مفاهیم بعضاً لایهای و چند وجهی آثار قدما، شاعران و عارفان بزرگ ایرانی برای مخاطب امروز که به زبان آنها تسلط کافی ندارد سخت خواهد بود، در حالی که آثار مدعیان عرفان غربی در قالب رمان و کتابهایی که با زبان امروزی قرابت بیشتری دارد در اختیار جوانان قرار گرفته است، با این حساب مشخص است که گرایش به کدام سو خواهد بود. حقیقت این است که دانشگاهها و مدارس برای شناساندن بزرگان فرهنگ و ادب ایرانی کوتاهی کردهاند. به عنوان مثال برای یک دانشجوی لیسانس زبان فارسی تنها گذراندن دو واحد درس عطار نمیتواند در شناخت مبانی عمیق و ریشهای این استاد زبان و عرفان ایرانی و اسلامی کافی باشد. این امر میطلبد که در راستای شناخت دقیق جوانان از شیطنتهای غربیها نگاه مدون و دقیقی را به برنامهریزیهای درسی و دانشگاهی خود داشته باشیم و در تولیدات سینمایی و تلویزیونیمان نیز از داستانها و روایتهای بزرگان ادب پارسی مانند عطار، بهره بیشتری ببریم.»در پایان با کنار هم چیدن این دادهها در یک سو و توجه به توصیه مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای در همین راستا که نسبت به شیوع عرفانهای دروغین هشدار دادهاند و بر لزوم توجه برنامه ریزان و جوانان پی جو و پیگیر به قلههای تهذیب و معنویت در حوزه علمیه تأکید فرمودهاند، لازم است که مسئولان و متولیان امر فرهنگ در راستای شناخت و شناساندن چهرههای بزرگ ادب پارسی مانند عطار یا دیگران به نوجوانان و جوانان بیش از پیش کوشا باشند تا راه هرگونه نفوذ توطئههای دشمنان این آب و خاک بر جوانان و آیندهسازان ایران اسلامی بسته و محفوظ بماند. به امید آن روز...