
چندی است که فضای جامعه و رسانهای کشور تحت تأثیر یک فیلم به اصطلاح مستند تحت عنوان «ظهور بسیار نزدیک است» ملتهب شده و واکنشهای مختلفی خصوصاً در حوزه مراکز دینی و سیاسی داشته است.
گرچه سندیت این فیلم از سوی مراجع، علما و مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم رد شده و اهداف تهیهکنندگان سیدی مورد نظر مشکوک ارزیابی شده است و انتظار میرفت پس از این واکنشها سیدیهای توزیع شده به سرعت جمعآوری شود، اما زمزمههای تهیه و انتشار دومین بخش از این «فیلم» پرده از سناریویی برداشت که گویای ابعاد وسیعتری از این اقدام مشکوک است. شاید بتوان گفت که فلسفه انتظار از 1150 سال قبل یعنی از زمان تولد امام زمان (عج) به عنوان یک اشتیاق در دل هر شیعهای بلکه در دل و جان هر انسانی نهادینه شده است و چون مردم به معنویت عشق میورزند، همواره بودهاند کسانی که در اطراف این عقیده مقدس دام گسترده و بساط شیادی پهن کردهاند که نمونههای آن در تاریخ فراوان است.
آنچه که در این مستند با تمسک به روایات و کتب غیر معتبر و فاقد سند مورد اعتراض مراجع و مراکز تخصصی حوزه مهدویت قرار گرفته تطبیق علائم ظهور و مصداقیابی برای برخی شخصیتهای آخرالزمانی مانند سید خراسانی، شعیب بنصالح، سید یمانی، سفیانی و دجال است که براساس این مصادیق ادعا شده ظهور حضرت ولیعصر (عج) نزدیک شده است، گرچه سازندگان این مستند جنجالی ضمن دفاع از این فیلم در اظهاراتی اهانتآمیز برخی از مراجع از جمله آیتالله مکارم شیرازی را متهم به تأثیرپذیری از افرادی خاص کرده و میگویند ایشان تحت تأثیر خبرهای دروغ و جعلی به این مستند واکنش نشان داده و در عین حال به بهانه انجام یک کار تحقیقاتی و مطالعه در زمینه تهیه این مستند خود را بینیاز از نظرخواهی و مشورت گرفتن از مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم و سایر مراجع عظام تقلید دانستهاند؛ اما نکتهای که نباید از نظر دور داشت، پیامدها و اثراتی است که این فیلم ممکن است در اذهان عمومی داشته باشد. از آنجا که مخاطبان این مستند مردم عادی هستند که به خاطر اشتیاق به ظهور حضرت حجت، مشاهده این فیلم و امثال آن بدون کمترین تحقیق برای آنها باورپذیر مینماید، آیا تاکنون آنها به پیامدهای خطرناکی همچون ایجاد شک و تردید در اصل مهدویت در میان مخاطبان خود اندیشیدهاند؟ آنها که اعتقادات مردم را بازیچه اهداف خاص خود کردهاند و برای ظهور امام زمان (عج) زمان تعیین میکنند، آیا به این مسئله فکر کردهاند که اگر پس از مدتی این اتفاق نیفتاد، بر سر اعتقادات مردم نسبت به فلسفه انتظار چه خواهد آمد؟ این درحالی است که براساس روایات تعیین وقت برای ظهور کذب و تعیینکنندگان آن نیز کذاب هستند.
سوی دیگر این انحراف جریانی است که پشت آن قرار گرفته و حمایت مالی و تشکیلاتی آن را بر عهده گرفته است. این جریان که از چند سال اخیر با اتخاذ برخی مواضع مبهم و ورود چهره شاخص آن در زمینههای غیر تخصصی و اظهار نظر در مورد آنها،ظهور و بروز یافته است همواره جامعه را با مواضع جنجالی مشوش و ملتهب ساخته است، اکنون متهم است که با اهداف خاص و سیاسی و انتخاباتی این پروژه جدید را کلید زده است.
نکته جالب اینکه حامیان و بانیان این مستند با بهرهگیری از فرمایشهای سال گذشته رهبر معظم انقلاب که نباید جای مسائل فرعی و اصلی کشور عوض شود، به تخطئه منتقدان خود روی آوردهاند و مصداق این فرمایش حضرت علی (ع) یعنی «کلمه حق یراد به الباطل» قرار گرفتهاند که از کلام حق اراده و محصول باطل درو میکنند. حال آنکه خود آنها با طرح چنین موضوعاتی و با پراکندن بذر تردید، دنبال انحراف و تشویش افکار عمومی هستند تا در سایه این موضوعات انحرافی، اهداف خود را دنبال کنند. اینان در واقع کسانی هستند که با مولوی و ارشادی خواندن توصیههای رهبر معظم انقلاب، شانه خالی کردن از تدابیر ایشان را تئوریزه و عملیاتی میکنند، بنابراین ولایتپذیری آنها محل تردید جدی است.
چندی پیش یکی از فعالان سیاسی و فرهنگی در تبیین شکلگیری فتنه آینده که به تعبیر او به مراتب گستردهتر و پیچیدهتر از فتنه سال 88 خواهد بود، به ظهور جریانی اشاره کرد که از پیوند گروههای فرصتطلب دولتهای سازندگی، اصلاحات و اصولگرا تشکیل میشود. او رویکرد این جریان را فرهنگی توصیف کرد و با ارائه اخباری تکاندهنده از اقدامات این جریان که به عقیده او اکنون در بخشی از حاکمیت جا خوش کرده است، تعجب توأم با تذکر یکی از مسئولان عالی کشور را درباره بودجه هنگفت فرهنگی کشور و نگرانی درباره چگونگی هزینهکرد آن متذکر شد که آن مقام مسئول با تهیه سرفصلی اولویتهای فرهنگی کشور را تعیین و مشخص کرده بود که البته این توصیه با بیاعتنایی مواجه گردیده است.
نکته پایانی اینکه مجموعه تحرکات و اقدامات مشکوک ایجاب میکند که دستگاه قضایی کشور به عنوان مدعیالعموم وارد عمل شده و مانع ادامه اینگونه رفتارهای خزنده و انحرافی شود.