
عبدالحسین پاکنژاد
در 38 سالگی هافبک هجومی نامدار فوتبال برزیل، ریوالدو باید روزهای آخر دوران درخشان خود را سپری میکرد بخصوص با رفتن به تیم کوچک کشورش، موگی میریم در اواخر سال 2010. اما در یک تغییر جهت ناگهانی، غولی به نام سائوپائولو، قرضی او را به خدمت گرفت و فوق ستاره سابق سلسائو دوباره خبرساز شده است. مصاحبه او با سایت فیفا از نظرتان میگذرد.
از اینکه بعد از سالهای طولانی به برزیل برگشتهای چه احساسی داری؟
خیلی عالی است. البته بعد از 14 سال دوری، هنوز به بعضی چیزها عادت نکردهام. درباره سائوپائولو هم باید بگویم تا به حال در هیچ تیمی با این سازماندهی و نظم و ترتیب بازی نکرده بودم. شما نمیتوانید خوب تمرین نکنید؛ اینجا بهشت است.
بزرگترین چالش این فصل تو چیست؟
هرچیزی در زندگی چالش است اما با توجه به سن من برایم خیلی سنگینتر است. همه به چشم دیگری به تو نگاه میکنند و میخواهند بدانند میتوانی 90 دقیقه بازی کنی. هر بازیکنی خسته میشود من هم فوق بشر نیستم اما 15، 20 دقیقه بعد از نیمه دوم حواس همه به من است. خیلی وقتها بازیکن به دلایل تاکتیکی یا هر چیز دیگری تعویض میشود اما به من که میرسد میگویند دیگر توان ندارم. من در جلسه تمرین صبح و بعدازظهر شرکت میکنم و وقتی مثل بقیه تمرین میکنی یعنی میتوانی 90 دقیقه بازی کنی. برخی فکر میکنند بازیکنان مسن بیش از بقیه استراحت میکنند و این کمی آزاردهنده است.
تو آدم خیلی اجتماعی نیستی. کنارآمدن با اخبار وجنجالهایی که پس از برگشتنت به برزیل صورت گرفته، برایت سخت نبوده؟
از عهدهاش برمیآیم. من ساکت و خجالتیام و از آنهایی نیستم که دوست دارند مورد توجه همه باشند. از کارم لذت میبرم و خوشحال میشوم اگر مصاحبه کنم اما ترجیح میدهم مثل همین مصاحبه با یک نفر باشد. البته از حضور در کنفرانسهای خبری هم واهمهای ندارم و چند تایی را هم خیلی خوب پشت سر گذاشتهام (میخندد). فکر میکنم ریاست موگی میریم به من کمک کرد چون سخنگوی باشگاه هم بودم اما واقعاً دوست ندارم در برنامههای تلویزیونی شرکت کنم. نمیخواهم برای داشتن احساس خوب به حرف مردم متکی باشم بازی کردن آن چیزی است که واقعاً از آن لذت میبرم.
فکر میکنی بهترین بازیهایت کدام بوده؟
میتوانم چند تا را نام ببرم؟ پیروزی 3-یک با پالمیراس برابر کورینتیانس در بازی رفت فینال جام قهرمانی برزیل در سال 1994. بازی با والنسیا در سال 2001 که هتتریک کردم که یکی از گلها قیچی برگردان بود. بازیهای دیگری هم برای بارسلونا خیلی خوب بودم مثل بازی با میلان در سنسیرو (در لیگ قهرمانان فصل 2001-2000) که در تساوی 3-3 هر سه گل تیم را زدم. فینال جام جهانی 2002 که در هر دو گل رونالدو نقش داشتم. او گلها را زد اما هنوز هم در تصاویر تلویزیونی میتوانید من را ببینید (میخندد).
درباره جام جهانی 2002 چطور شد با توجه به آن انتقاداتی که در آستانه تورنمنت، رسانههای برزیل از تیم ملی میکردند سلسائو بازیهای خوبی انجام داد و به موفقیت رسید؟
ما در مرحله مقدماتی به مشکل خوردیم و فقط در بازی آخر با ونزوئلا بود که توانستیم جواز صعود را بگیریم. در این مرحله خیلی به من سخت گذشت چون در نبود رونالدو همه بار تیم روی دوش من بود. اما بعد از آن، خارج از برزیل ما به انسجام رسیدیم، تیم رشدکرد و کسب نتایج خوب شروع شد. اعتماد به نفسمان بالا رفت و هماهنگی خوبی بین ما شکل گرفت.
بعد از باختن فینال جام جهانی 1998 به فرانسه، لابد بردن جام در تورنمنت بعدی خیلی لذتبخش بود؟
وقتی شما قهرمان میشوید همه از اتحاد تیم حرف میزنند اما ما در جام جهانی 98 هم زیر نظر ماریو زاگالو تیم منسجمی بودیم. همه چیز خوب بود تا بازی فینال که به فرانسه باختیم. نمیخواهم از آنچه برای رونالدو اتفاق افتاد حرفی بزنم چون خیلی از بازیکنان آن تیم این را بهانه کردند و میگفتند اگر رونالدو روی فرم بود اوضاع طور دیگری رقم میخورد. اما من میگویم حتی اگر او صددرصد آماده بود بازی را میباختیم چون بد بازی کردیم. فرانسه بهترین بازیاش را کرد و زینالدین زیدان دو گل در ضربات ایستگاهی زد که کار ما را تمام کرد البته آنها حتی خودشان هم انتظار نداشتند با چنین نتیجهای برنده شوند. آنها در زمین خودشان بازی میکردند، میخواهم بدانم اگر یک تیم در فینال جام جهانی 2014 از برزیل عقب بیفتد چه کار میتواند بکند. این بدترین شکستی بود که من تجربه کردم. ما ده دوازده ساعت پرواز کردیم تا به برازیلیا برسیم اما هیچ کس نمیخواست از هواپیما پیاده شود. مردم ما را هو میکردند فقط دو سه نفر تشویقمان کردند. شاید اگر یک تیم دیگر نایب قهرمان جام جهانی شود برایش خیلی خوب باشد اما دومی در برزیل هیچ ارزشی ندارد.
اما بعد از همان جام جهانی بود که تو یکی از بهترین دورههای فوتبال خود را پشت سر گذاشتی و در سال 1999 جایزه بهترین بازیکن جهان را از فیفا گرفتی.
در سن خوبی بودم، 26یا 27 سال داشتم. سنی که بازیکن در اوج است و همه به تو احترام میگذارند. وقتی صاحب توپ میشوی بازیکن مقابل سه چهار دفعه فکر میکند تا کی روی پایت بیاید و تکل بکند یا نه. بازیهایی که برابر رئال مادرید کردم پس از اینکه زیدان را خریدند را خوب به خاطر دارم. ما احترام متقابلی برای هم قائل بودیم. هر بازیکنی که مقابل زیدان یا ریوالدو قرار میگرفت از این میترسید که خیلی بد مجازات شود. بنابراین ترجیح میداد زودتر توپ را به کس دیگری بسپارد.