هادی غلامحسینی | کسی نمیداند روزهایی که مسئول دفتر دکتر محمود احمدی نژاد به اتاق رئیس جمهور وارد میشد سر صحبتش با رئیس دولت دهم از کار و اشتغالزایی باز میشد یا خیر؟ البته این موضوع چندان مهم نیست، مهم آن است که رئیس دولت دهم، استاندار سابق هرمزگان و رئیس دفتر خود را برای وزارت کار و امور اجتماعی برگزید و وی را متولی اشتغال کشور كرد، هرچند که دکتر عبدالرضا شیخالاسلامی در رسانههای مختلف این وظیفه را به کل منکر شده است و میگوید باید به این جمله ساماندهی را افزود كه یعنی «وزیر متولی ساماندهی اشتغال». شیخ الاسلامی که در دوران شهرداری احمدی نژاد، رفیق شفیق وی بوده در روزهای آخر سال 89 بیش از پیش جریانساز بوده است؛ جایی که وی از افزایش یافتن و نیافتن دستمزد کارگران گفت و تور وزارت کار را محلی برای جذب کار جویان ندانست و دوركاری را از ساختمان خیابان آزادی آغاز كرد. این مدیر «چالوسی» و دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت در گفتوگوی خود با «جوان» از دوران شهید رجایی میگوید و در برخی مواقع به جای پاسخ، پرسش میکند. دور کاری هم از جمله محورهای صحبتهای وی بود که البته برخلاف شایعات انعكاس یافته در برخی مطبوعات آن را مقدمه «حذف» قلمداد نمیکند. آقای وزیر! چرا نرخ بیكاری در كشور به طور نسبیبالا رفته است؟حوزه اشتغال همچون سایر حوزهها از قانون عرضه و تقاضا تبعیت میكند و به نظر میرسد درحال حاضر در بخش اشتغال با پدیده افزایش تقاضا روبهرو هستیم ودلیل این رشد را میتوان عمدتاً ورود متولدین دهه 60 به بازار كار عنوان كرد كه اگر بخواهیم وضعیت موجود را با ابزار منحنی به تصویر بكشیم، منحنیای به دست میآید كه نشان دهنده اوج تقاضا در بازار كنونی كار است. به نظر میرسد این رشد تقاضا كه از 3سال پیش آغاز شده تا 3سال آینده نیز همچنان ادامه یابد، به عبارت دیگر هر ساله نیروی كار جدیدی وارد بازار اشتغال میشود. اگر تدبیری برای تقاضای جدید اندیشیده نشود قطعاًَ نیروی كاری كه وارد بازار كار میشود به دلیل ایجاد نشدن فرصتهای شغلی جدید به خیل بیكاران میپیوندد و موجب رشد نرخ بیكاری و افزایش مشكلات در كشور خواهد شد. از سوی دیگر موضوع بحران اقتصادی و اثرات انكارناپذیر آن بر اقتصاد كشورها مطرح میشود كه این بحران اثرات خود را در قالب پدیدههایی چون افزایش نرخ بیكاری، تورم و كسری بودجه نشان داده است. به عنوان مثال اگر بخواهیم وضعیت اقتصادی كشوری مانند امریكا را از زمان آغاز بحران تا كنون بررسی كنیم خواهیم دید كه همزمان با شروع بحران، تعداد بانكهای ورشكسته امریكایی به شدت افزایش یافته است و افزون بر این نرخ بیكاری نیز در این كشور همزمان با شروع بحران، تعداد رشد چشمگیری یافت كه براساس آخرین اطلاعات منتشره توسط مراكز آمار امریكا این نرخ هم اكنون از 10درصد هم گذشته است. مسئله بعدی كه سبب شده تا نرخ بیكاری در وضعیت فعلی جا خوش كند موضوع تحریمهای یكجانبه اعمال شده از سوی كشورهای غربیعلیه ایران است. اگرچه در تمامی بخشها سعی برآن شده تا از تحریمها به عنوان یك سكو به منظور جهش هرچه بیشتر بهرهبرداری شود ولی در كوتاه مدت اثر منفی تحریمها بر برخی از بخشهای اقتصادی یك موضوع انكار ناپذیر است كه بیشك وضعیت اشتغال كشوررا تا حدی تحت تأثیر قرار میدهد. به علاوه همانطور كه میدانید كشور ما در سالهای اخیر دچار پدیده خشكسالی بوده كه آثار خود را در بخش كشاورزی كشور كه سهم عمدهای در ایجاد فرصتهای شغلی دارد برجای گذاشته است. همچنین بعد از انقلاب اسلامینیز آموزشهای عالی به شدت در كشور روند رو به افزایشی را طی كرد اما متأسفانه این نظام آموزشی ناقص است. افرادی كه در دانشگاهها درس میخوانند تنها از معلومات و محفوظات علمیبرخوردار میشوند اما مهارت و توانایی انجام كاری را پیدا نمیكنند یعنی در حال حاضر افراد زیادی در جامعه وجود دارند كه به دانشگاه رفتند و پس از سالها تحصیل موفق به اخذ مدرك كارشناسی شدهاند ولی وقتی به بازار كار مراجعه میكنند و به آنها میگویند چه كاری بلدید، میگویند كه ما تنها مدرك لیسانس یا كاردانی داریم و وقتی سؤال میشود كه آیا بلدید خلبانی كنید، آیا بلدید مهندسی كنید، پاسخ منفی شنیده میشود. پس اشكال موجود در نظام آموزشی نیز یكی از مواردی است كه موجب شده تا نرخ بیكاری در كشور به صورت فعلی نمود پیدا كند. اگر بخواهیم وضعیت موجودرابا كشورهای منطقه مقایسه كنیم، خواهیم دید كه وضعیت موجود چندان هم نامطلوب نیست چرا كه درحال حاضر نرخ بیكاری كشور تركیه 15درصد است این درحالی است كه نرخ بیكاری كشور ما تك رقمی شده است.
پس با این تفاسیر نظام آموزشی كه در كشور حاكم است افرادی را تربیت میكند كه به كار بازار اشتغال نمیآیند، دراین رابطه آیا چارهاندیشی شده است؟بله، در همین زمینه ما یك تدبیر خوبی اندیشیدیم و آن تأسیس سازمان ملی مهارت است. با تأسیس این سازمان به موازات حركت نظام آكادمیك، ما یك نظام آموزش فنی ومهارتی ایجاد میكنیم. افرادی كه در این مجموعه تحصیل میكنند ضمن اینكه در پایان تحصیلات خودمدارك متناسب با رشته تحصیلی دریافت میكنند از مهارت و توانایی لازم جهت انجام اموری كه در بازار كاربه آنها نیاز است برخوردار میشوند. به عبارتی در این مجموعه سرپنجههای توانایی برای انجام یكسری مسائل تخصصی كه در كشور مورد نیاز است تربیت میشود، این درحالی است كه در اغلب كشورهای توسعه یافته و صنعتی توجه ویژهای به آموزشهای مهارتی وفنی وحرفهای شده است زیرا نظام آموزشی نظری از پتانسیل محدودی جهت تبدیل علم به ثروت برخورداراست . ولی آموزشهای مهارتی به سادگی میتوانند تولید ثروت كنند. ناگفته نماند، تشكیل این سازمان جزو الزاماتی بوده كه دردورههای گذشته باید انجام میگرفت ولی متأسفانه مورد بیمهری برخی از مسئولان قرار گرفت. به یاد دارم زمانی كه محصل بودم و شهید رجایی در آن زمان وزیر آموزش و پرورش بود طرح تأسیس وزارت ملی مهارت را به شورای انقلاب فرهنگی ارائه كرد كه این امر بیانگر ژرفاندیشی ودرك صحیح این شهید بزرگوار از حلقه مفقوده بازار اشتغال بود.
جنابعالی به این موضوع اشاره داشتید كه تا سه سال آینده متولدین دهه 60 به تدریج وارد بازار كار میشوند معنی این حرف آن است كه اگر به تقاضای موجود اشتغال در كشور پاسخ مناسب داده نشود تقاضا در سال آتی به دلیل ورود نیروی كارجدید تشدید خواهد شد. برای اینكه با انفجار تقاضا در سالهای آینده مواجه نشویم چه تدابیری اندیشیده شده است؟همانطوركه رئیسجمهور اعلام كردند یكی از اولویتهای كاری دولت در سال آتی موضوع ایجاد اشتغال در كشور است و به نظر میرسد اگر سال بعد منابع حاصل از صندوق توسعه ملی به خدمت اشتغال درآید و حمایت از كارآفرینان به گونهای صورت گیرد كه توسعه و رشد كارآفرینی حاصل شود یقیناً اوضاع اشتغال در كشور بهبود مییابد و این نوید را به مردم میدهد كه سال آینده سال ایجاد اشتغال است و تمام عزم مدیران جزم شده است كه شاهد بیكاری جوانان در جامعه نباشیم اما درخصوص غول بیكاری باید بگویم كه ابتدا باید ضربات مهلك به این غول زد تا از پای درآید و سپس آن را از بین برد كه به امید خدا در سالهای آتی صورت خواهد گرفت.
اگرچه تا كنون دهها بار از طریق رسانههای گوناگون اعلام كردهاید كه وزارت كار مسئول ایجاد اشتغال در كشور نیست و اساساً موضوع ایجاد فرصتهای شغلی یك موضوع فرابخشی است پس چرا این وزارتخانه وزارت كار است و چه وظایفی بر عهده این دستگاه است؟من تا كنون ندیدم كه هیچ یك از وزرای پیشین كه قبل از بنده در وزارت كار مشغول انجام وظیفه بودند اعلام كنند كه وزارت كار متولی ایجاد اشتغال در كشور است، فقط در دولت نهم بودكه آقای جهرمی با مطرح كردن طرح بنگاههای زود بازده یك ظرفیت جدید درحوزه اشتغال به وجود آورد این شائبه در اذهان عمومی به وجود آمد كه وزارت كار مسئول و متولی اصلی ایجاد اشتغال در كشور است، در صورتی كه وزارت كار یك وظیفه فرابخشی و بین دستگاهی داشت و اساساً باید گفت كه وزارت كار اسباب و امكانی در دست ندارد كه بخواهد ایجاد اشتغال كند. اشتغال در بخشهایی چون كشاورزی، صنعت بازرگانی و خدمات به وجود میآید كه متولی دارد. بنده از همین فرصت استفاده میكنم و به اشخاصی كه مدعی هستند وزارت كار متولی امر اشتغال در كشور است پیشنهاد میكنم برای یك بار هم كه شده به قانون كار رجوع كنند و به طور اجمالی سرفصلهای آن را ملاحظه نمایند تا ببینند وزارت كار تنها مجری قانون كاراست؛ قوانینی كه به تنظیم روابط بین كارگر و كارفرما و حقوق كار اشاره دارد.
یعنی در قانون كار به این موضوع اشاره نشده است كه حفظ اشتغال موجود جزو وظایف وزارت كار است؟البته قبول دارم حفظ اشتغال موجود، صیانت از نیروی كار و تنظیم بازاركار بر عهده وزارت كاراست كه این نیز یك وظیفه حاكمیتی و بینبخشی است كه این امراز رهگذر هماهنگی و انسجام بخشی فعالیتهایی كه در حوزههای مختلف صورت میپذیرد حاصل میشود كه منكر این مسئولیت نیستیم و با تمام توان در حال انجام آن هستیم. موضوع اینجاست كه اشتغال نه تنها در ایران بلكه در هیچ یك از كشورهای جهان متولی واحدی ندارد بلكه همه در كشور مسئول و متولی ایجاد اشتغال هستند، چرا؟ چون این پتانسیل در وجود هر انسان خلاقی نهفته است. اما وزارت كار برای اینكه هرچه زودتر معضل بیكاری دركشور از بین رود با پذیرفتن مسئولیت دبیرخانه شورای عالی اشتغال كه عالیترین مرجع سیاستگذار و تصمیمگیر در حوزه اشتغال كشور است تلاش كرد كه سهم بیشتر و مؤثرتری را در امراشتغالزایی به عهده بگیرید، به همین جهت خوشبختانه با دور جدید فعالیتهایی كه در دولت دهم در رابطه با اشتغال صورت گرفت كار بسیار خوبی انجام شد. از ابتدای كار دولت دهم تا كنون 44جلسه برگزار شده در حالی كه در طول دولت نهم باتوجه به اجرای طرح بنگاههای زودبازده تنها 11 جلسه برگزار شد یعنی در حال حاضر ما بیش از 2 برابر تعداد جلسات دولت نهم، تشكیل جلسه دادیم كه در هر جلسه نارساییهای موجود در بازار كار بررسی شد و با توجه به راهكارهای كارشناسی پیشنهاد شده سریعاً برطرف كردن نارساییهای موجود در دستور كار قرار گرفت و برطرف شد، از سوی دیگر در همین مدت كم بیش از 200 تصمیم گرفته شده كه یكی از مهمترین آنها این بود كه ما آمدیم فرآیند و مسئولیت ایجاد اشتغال را به گونهای سیستماتیك و برنامهریزی شده برعهده تمام مدیران و مسئولان در سراسر كشور قرار دادیم. این كار به نظرم یك پایهگذاری درست و صحیحی بود كه نوید بخش یك آینده روشن و عاری از مشكل بیكاری برای جامعه است.
باتوجه به نبود آمارهای رسمی وضعیت اشتغال كشور را چگونه ارزیابی میكنید؟نظر بنده همان نظر جناب آقای رئیسجمهوراست كه نرخ بیكاری حدود 9درصد است چرا كه در سال جاری جریان و آمار ایجاد اشتغال طبق برآوردها از پیشبینیهای صورت گرفته فراتر رفت و براساس برآوردهای صورت گرفته به جای یك میلیون شغل در سال جاری یك میلیون و800 هزار شغل ایجادشد، یعنی ما به منظور متعادل كردن بازار كار و كاهش نرخ بیكاری 800 هزار شغل بیشتر از آنچه كه در ابتدای سال هدفگذاری شده بود ایجاد كردیم. البته اشتغال ایجاد شده لازم بود ولی كافی نبود چرا؟ زیرا اعتقاد ما بر این است كه در سراسر كشور نباید حتی یك بیكار هم وجود داشته باشد، به همین منظور سال آتی قصد داریم تا انقلابی در حوزه اشتغال به وجود آوریم.
آیا نرخ بیكاری كه ماهانه از سوی مركز آمار اعلام میشود، مبین جمعیت بیكار كشور است؟من در گذشته یك انتقاد كوچك به آمار منتشر شده از سوی مركز آمار وارد كردم كه بعدها نیز مشخص شد كه نظر بنده صحیح بود اما مسئله این است كه اگر آمار ارائه شده از سوی مركز آمار را نپذیریم پس چه چیزی را باید بپذیریم بالاخره زمانی كه انسان موضوعی را غلط میخواند و نفی میكند باید براساس منطق و مستندات جایگزینی برای آن ارائه كند. به هر حال مرکز آمار، مرجع رسمی اعلام نرخ بیکاری است و به منظور به دست آوردن این نرخ روشهایی را به كار میگیرد كه كاملاً علمی و مستند است علاوه براین آمار و اطلاعات را نمیشود حسی و فردی اندازهگیری كرد. بنده در دوران مدرسه كه در شمال زندگی میكردیم وقتی میگفتند ایران در منطقه گرم و خشك قرار گرفته برای ما ملموس نبود چرا كه مشاهدات ما این ادعا را مردود میدانست زیرا تاجایی كه چشم ما كار میكرد سرسبزی و طراوت بود و درك این موضوع كه ایران در منطقه گرم و خشك قرار دارد كمی مشكل بود، بعدها كه بزرگتر شدیم و چرخی دور و اطراف ایران زدیم تازه متوجه شدیم كه اگر وضعیت عمومی آب وهوایی را در نظر بگیریم متوجه خواهیم شد كه آن ادعا كه ما براساس مشاهداتمان آن را مردود میدانستیم صحیح است. پس بررسی وضعیت اشتغال یكی، دو استان شاید ایجاد یك حسی كند كه مثلاً آمار بیكاری در كشور بسیار بالاست اما این حس، حس مردودی است.
اساساً وجود آمار یكی از ملزومات فرآیند برنامهریزی است. فكر نمیكنید آمارهایی كه براساس یك تعریف غلط تهیه شود فرآیند برنامهریزی را دچار انحراف كند؟تعریف را ما ارائه نمیكنیم. تعاریف مربوط به سازمان جهانی كار(ilo) است كه برمبنای اصولی واحد و پذیرفته شده در تمام دنیا معین شده است. اگر ما میگوییم نرخ بیكاری در ایران به یك میزان مشخص است این نرخ در تمام دنیا مبین یك مفهوم مشخص و معین است بر همین اساس ما نمیتوانیم و اصلاً حق نداریم تعاریف را تغییر دهیم زیرا یك اصول پذیرفته شده در دنیا است.بنده فكر میكنم این تعاریف، تعاریف صحیح و درستی است چون از پشتوانه علم كارشناسان و تجربیات جهانی برخوردار است. در نهایت به نظر میرسد توضیحات را باید از مركز آمار سؤال كنید چون در این میان ما مصرف كننده آمار هستیم نه تولیدكننده آن و ما براساس این آمار برنامهریزی میكنیم.
عمدهترین بحثی كه در رابطه با میزان بیكاری وجود دارد این است كه چرا وزارت كار افرادی را كه در هفته تنها یكساعت كار میكنند را جزو جمعیت شاغل كشور به شمار میآورد، در این رابطه توضیح میدهید؟البته به نظر میآید توضیحات مربوط را باید دوستان ما در مركز آمار ارائه دهند اما به دلیل اینكه موضوعی كه مطرح كردید جزو یكی از ابهامات موجود در جامعه است وگاه بنده در جراید چشمم به این انتقادها میافتد، یك بار برای همیشه پاسخ میدهم و امیدوارم به واسطه این توضیح موضوع برای منتقدان روشن شود. براساس برداشت مراكز آمار جهانی و داخلی اینطور تعبیر میشود كه اگركسی تنها یك ساعت در هفته كار كند پس حتماً امكان دارد كه 30ساعت هم كار كند و یا كاركرده باشد. معنی یك ساعت كار عموماً قابلیت انجام كاراست یعنی فردی كه در هفته یك ساعت كارمیكند حتماً توانایی انجام ساعات بیشتر كار را دارد. در دور و اطراف خود شما، چند نفر را میشناسید كه شاغل هستند؟
حدوداً 100نفرچند نفر از این 100 نفر در هفته تنها یك ساعت كار میكند.
هیچ كدام، همگی این افراد در هفته حداقل 30 ساعت كار میكنند. پس همگی این افراد بیش از یك ساعت در هفته كار میكنند و مبنای یك ساعت در هفته مبنای غلطی نیست.
شما در ابتدای مصاحبه خود به این موضوع اشاره كردید كه صیانت از اشتغال موجود در حیطه وظایف وزارت كار قرار دارد. ساز و كاری راكه در راستای صیانت از اشتغال موجود به كار میآید چه بوده؟البته حفظ اشتغال موجود یعنی اینكه ما تلاش كنیم تمامی بنگاههایی را كه تحت تأثیر هر عاملی دچار مشكل میشوند در ابتدا اطلاعاتش را دریافت كنیم و هر بنگاهی را بنا به مشكلات مبتلا به مورد حمایت قرار دهیم. این مسئله حكایت بیمار است و طبیب. معمولاً طبیب به فراخور حال بیمار نسخههای متفاوتی برای مداوای بیماران در نظر میگیرد و هیچگاه نمیتوان گفت كه یك طبیب حتی در صورت مشاهده بیماری مشترك یك نسخه واحد برای بیماران میپیچد، چون شرایط و تواناییهای بیماران به یك سطح و میزان نیست. دراین میان پس از شناسایی بنگاههایی كه با مشكل مواجه شدند بررسیها آغاز و سپس نسخهای متناسب با موقعیت مكانی و منطقهای، میزان بدهی، شرایط بازار، میزان تولید، سطح آموزش نیروی انسانی، منابع مالی، نظام اداری و مدیریت سازمانی بنگاه به منظور ادامه فعالیت تجویز میشود.
برخی از كارشناسان از واردات به عنوان یكی از مهمترین دلایل منحل شدن بنگاههای اقتصادی و به تبع آن افزایش نرخ بیكاری در سالهای اخیر یاد میكنند، این در حالی است كه گفته میشود عمدتاً وزرای بازرگانی، صنایع وكشاورزی سه نفر از تصمیمگیران اصلی مقوله واردات هستند، در این بین آیا وزیر كار قصد ندارد به این اتاق سیاستگذاری وارد شود و این مثلث فكری را به مربعی تبدیل كند كه یك ضلع آن حافظ منافع نیروی كار باشد؟اینكه وزیر كار هم وارد چنین اتاقی شود و مدافع برخی از منافع جوامع كارگری و كارفرمایی باشد به خودی خود پیشنهاد خوب و عالی است، اما صرف نظر از این مورد باید بگویم كه اصولاً یك وزیر در جمهوری اسلامی ایران یك مدیر استراتژیك است و منافع ملی را مقدم برمنافع بخشی میداند و این طور نیست كه به طور مثال نگرش و نگاه وزیر بازرگانی به موضوع واردات صرفاً نگاهی برگرفته از تنظیم بازار باشد و یا وزیرصنایع در زمینه واردات تنها به تهیه مواد اولیه با قیمت پایین فكر كند و یا وزیر كشاورزی هم همینطور. اما اگر حضور بنده در چنین اتاقی كمك به تصمیمگیریها كند، استقبال میكنم.
گفته میشود مقدمات اجرای طرح دوركاری در كشور هنوز فراهم نشده است و امكان دارد با اجرای این طرح مشكلاتی در كشور به وجود آید، نظر شما در این مورد چیست؟دور كاری یك فرصت است كه اگر به خوبی از این فرصت در جهت كاهش هزینه و افزایش بهرهوری استفاده شود قطع به یقین در آیندهای نزدیك اثرات و پیامدهای مثبت این طرح در كشور پدیدار میشود و بررسی تجربیات جهانی نشان داده است كه دنیا با استفاده از ابزار اینترنت و فناوریهای دیگر حضوركارمندان را در محل كار منتفی كردهاند. حال آیا جایز است كه ماكشوررا از این نعمت محروم كنیم و از فناوریها د رجهت تحول سیستم اداری بهرهبرداری نكنیم البته قبول دارم برای اجرای این طرح نیازمند فراهم آوردن مقدماتی هستیم اما این مقدمات عمدتاً مقدماتی نیست كه نتوان آن را فراهم كرد ازسوی دیگر امروز در دنیا تولید بدون كارخانه یك شعاراست چه كسی گفته باید برای تولید كالا، كارخانه تأسیس شود با كلی كارگر و هزینه و ... كه در نهایت همه این هزینهها در قیمت كالا به گونهای خود را نشان دهد كه وقتی قیمت كالا را آنالیز میكنیم متوجه میشویم كه ارزش ذاتی این كالا بسیار پایینتر از قیمتی است كه در بازار عرضه میشود.
میخواهم به زبان عامیانه دغدغه كارمندان و كارگران را از اجرای طرح دوركاری خدمت جنابعالی به اختصار بیان كنم. برخی از كاركنان دوركاری را مقدمهای برای اخراج قلمداد میكنند زیرا معتقدند وقتی سركار هستند جلوی چشمان خودشان زیرآبشان را میزنند و وای به روزی كه دور كار شوند و سركار حضور نداشته باشند در این صورت حتماً با گذشت مدت زمان كمی از دوركاری اخراج میشوند. آیا واقعاً اینطور نیست؟البته من براین عقیده نیستم كه در ادارات مقوله زیرآب زنی وجود داشته باشد چرا كه مردم ما مردمی واقعاً دلسوز و فهیم هستند اما اگر در بدبینانهترین حالت اینطور تصور كنیم كه در ادارات موارد اینچنینی وجود داشته باشد باید بگویم كه در دوركاری كسی در محل كار حضور نخواهد داشت كه بخواهد زیرآب كسی را بزند چرا كه اغلب كاركنانی كه به فراخور وظایفشان امكان دوركاری را دارند دوركار میشوند، از این رو كارمندان و دوركاران عزیز خیالشان راحت باشد البته این مطلب مزاح بود و باید بگویم كه اگر از اینجور مباحث واقعاً وجود داشته باشد با تلفن از راه دور هم میشود زیر آب زد یعنی تا دیروز تو اداره زیرآب میزدن بعد دور كاری توخونه با تلفن زیر آب میزنن البته این هم مزاح بود. از شوخی كه بگذریم باید بگویم كه خودبنده گاهی میشود كه در طی روز حتی برای مدتی هرچند كوتاه سری به دفترم نمیزنم در صورتی كه جلسات مختلف شركت میكنم و یا سفرهای استانی را در نظر بگیریم، آیا این فعالیت هیئت دولت یك دوركاری نیست، اگرچه هر كدام از آقایان و وزرا در وزارتخانه خود حضور ندارند ولی در حال انجام كار و وظایف هستند چه بسا كه بهرهوری حاصل از انجام فعالیت كاریشان بسیار بالاتر از زمانی باشد كه در اداره حضور دارند. در دوركاری اصل برانجام كاراست كه این امراتفاق خواهد افتاد، پس نگرانی از این بابت وجود ندارد.
به عقیده شما آیا بهتر نیست در اجرای طرح دوركاری یك گروه هدف مشخص كنیم و در صورت حاصل شدن نتایج مورد نظر و مطلوب این طرح را در سراسر كشور اجرا كنیم؟خب، این اتفاق افتاده است در همین وزارت كار این طرح اجرا شده و نتایج خوبی هم حاصل شده است و اشخاصی كه دور كار شدهاند از لحاظ اقتصادی و از نظر آرامش روحی و روانی وضعیت مطلوبی را نسبت به گذشته تجربه میكنند، از این گذشته دركلانشهرها نیاز مبرم است كه این طرح به اجرا درآید زیرا آلودگیهای حاصل از تردد وسایل نقلیه به حدی رسیده است كه ما مجبور هستیم كه در طول سال چند روز كل چرخه اقتصادی كشور را برای بهبود وضعیت هوا از كار بیندازیم كه گاهی این اقدام تا مدتها به طول میانجامد، این درشرایطی است كه براساس مطالعات صورت گرفته در دانشگاه تهران آلودگی هوا حتی با میزان طلاق در جامعه در ارتباط است. شاید در ابتدا این امر بیارتباط به نظر رسد ولی آلودگی آستانه تحمل و صبر افراد را تحریك میكند و وقتی به خانه میروند با همسر خود دعوا میكنند و پس از بالا گرفتن دعوا متأسفانه منجر به طلاق و جدایی میشود.
براساس مصوبه دولت تمامی نیروهای شركتی باید تا پایان سال با ادارات و مؤسسات مربوط قرارداد انعقاد كنند این درحالی است كه طبق اطلاعات دریافت شده برخی از مدیران درصددند كه این مصوبه دولت را به نوعی دور بزنند، وزیر كار با مدیران متخلف چه برخوردی خواهد كرد؟اگر مدیران متخلف و خاطی جزو زیر مجموعه بنده باشند مطمئن باشند كه بركنار خواهند شد زیرا اجرا نكردن این مصوبه دولت یك تخلف به شمار میآید به ویژه آنكه شخص رئیسجمهور تأكید قابل توجهی به اجرای این مصوبه تا پایان سال 89 داشت حال اگر مدیران و مسئولان در بخشهای دیگر این مصوبه را اجرا نكرده باشند درصورت اطلاع یافتن قول میدهم با آنها برخورد شدیدی كنم از همین رو فقط كافی است افرادی كه هنوز تحت عنوان نیروی شركتی فعالیت میكنند با وزارت كارتماس گرفته تا سریعاً به وضعیت آنها رسیدگی شود.
آیا شما مخالف افزایش دستمزدها درسال 90 هستید؟خیر، بنده همیشه حامی قشر ضعیف جامعه بودهام و خواهم ماند و بحق دولت نهم ودهم برهمین اساس روی كار آمد و به خدمت مشغول است. قشر ضعیف جامعه مطمئن باشند كه از توانمند شدن آنها از لحاظ اقتصادی اولین نفری كه خوشحال میشود بنده خواهم بود اما حرف من این است به جای آنكه كه در هر سال بیاییم 100 تومان در جیب كارگر بگذاریم بعد از دربیرون نرفته 200تومن از جیبش برداریم؛ بیاییم یك سیاست درست وكارشناسی شده را در دستور كار قرار دهیم. به عقیده شما آیا بهتر است حقوق افزایش یابد و به همراه و بهانه آن تورم و به تبع هزینه خانوار رشد یابد یا اینكه حقوق افزایش نیابد و از آن طرف قیمتها افزایش نیابد بلكه تا حدی نیز به دلیل اعمال برخی سیاستها از جانب دولت كاهش یابد، انصافاً مردم كدام از این دو راهكار را میپذیرد.بررسیها نشان داده هرساله افزایش حقوق خودبه تنهایی بهانهای بوده كه قیمتها درجامعه بیشتر از افزایش مزد رشد یابد البته این عقیده شخصی بنده بود كه مطبوعات برداشت اشتباهی از این اظهارنظر بنده داشتند چرا كه هر شخصی میداند كه دستمزد براساس نگرشی سه جانبه درشورای عالی اشتغال كه نمایندگان جوامع كارگری كارفرمایی و دولت در آن حضور دارند، تعیین میگردد. ولی متأسفانه دیدیم در هفتههای اخیر برخی از جناحهایی كه خود را به دروغ دلسوز و مدافع جامعه كارگری معرفی كردند، بحث افزایش دستمزد را كه جزو سوژههایی پرمخاطب درجامعه است بهانهای قراردادند درجهت نیل به اهداف خودشان كه اغلب سیاسی است، غافل از اینكه این جناحها همان اشخاصی بودند كه روزی به منظوربه شیشه كردن خون كارگران شركتهای تأمین نیروی انسانی را در این كشور راهاندازی كردند. ولی این توطئهها راه به جایی نخواهد برد چرا كه دولت با اجرای طرحهایی چون سهام عدالت كارگران، طرح مسكن مهر و طرح هدفمند كردن یارانهها اثبات كرده كه حامی تمامیگروههای مختلف جامعه به ویژه گروه كارگری است.
پس به عقیده شما بهتر است حقوقها افزایش نیابد؟بله اما مشروط بر اینكه تورم افزایش نیابد و هزینههای خانوار را كاهش دهیم. به نظر میرسد به تدریج نهضت كاهش قیمت در كشور در همه زمینهها باید نهادینه شود تا هنر كاهش قیمت پرده از رخ كشد و وضعیت معیشتی خانوارهای ضعیف و فقیر جامعه نیز به سمت بهبودی حركت كند.
كدام یك از این شرطها را مستحق حمایتهای ویژه مالی و معنوی میدانید؟هردو، اساساً این دو لازم و ملزوم یكدیگرند. ماهیت وجودی این دو در گرو حضور دیگری است، میشود انسان بگوید من یك طرف روی سكه را میخواهم طبیعتاً نمیشود تنها طالب یك روی سكه بود.
خود آقای وزیر كار در روز چند ساعت كار میكند؟جواب این سؤال كمی مشكل است چون تا به حال به طور دقیق محاسبه نكردم كه درروز چند ساعت كارمیكنم اما به قدری درخدمت به مردم غرق میشوم كه گاه بعد از آنكه برای استراحت به خانه میروم در فكر كارهای روز بعد هستم. همه عمرم به كار میگذرد از صبح كه بیدار میشوم غیر از زمانهایی كه ناهار میخورم و نماز میخوانم.
دیدن بیكاران درجامعه چه حسی به وزیر كار میدهد؟خیلی آزار میبینم، خدا میداند هیچ چیزی برای من ناراحتكنندهتر و ناگوارتر از دیدن بیكاران به ویژه بیكاری جوانان در جامعه نیست. بیكاری ریشه مشكلات كشوراست. بیكاری یكی از عواملی است كه موجب پیامدها و معضلات ناگواری چون بیماری، طلاق، خلاف، اعتیاد و نابسامانی اقتصادی در جامعه میشود از همین رو به طورجد باید كمر به از بین بردن غول بیكاری در كشور بست. به نظر میرسد از همین رو به تعبیر مقام معظم رهبری كسانی كه برای اشتغال در كشور كار میكنند باید به مثابه اتاق جنگ دوران دفاع مقدس تمام عزم خود را جزم كنند و شب و روز كاركنند. معنیاش این است كه امروز مقابله با غول بیكاری مانند دوران دفاع مقدس یك امر جهادگونه و خداپسندانه است كه جزو بهترین خدمات در پیشگاه خداوند به شمار میرود.