زهرا سلیمانی | اگر برای خرید لباس در این روزهای پایانی سال به مراکز خرید سر زده باشید، میبینید که اغلب فروشندهها رنگ و مدل خاصی را به عنوان مد و رنگ سال به خریدار عرضه میکنند که در کنارعرضه محصولات مدنظرشان این باور را به خریدار القا میکنند که چه مدل و رنگی رنگ سال است یا شما با پوشیدن این رنگ و مدل ظاهر موقرتری پیدا خواهید کرد! و هزاران ترفند برای بازاریابی اجناسی که چندین ماه و بعضاً چندین سال در مغازهها مانده و به اصطلاح در شب عید وقت فروششان رسیده وجود دارد.
خلاصه هر سال یک رنگ ویژه به عنوان رنگ سال به جوانان القا میشود و ما بی آنکه بدانیم رنگ امسال از کجا آمده آن را در پوشاک و کفش و کیفمان به کار میگیریم. اما رنگ سال از کجا میآید؟این سؤالی است که شاید در ذهن برخی از شما هم باشد.
آنچه میخوانید از ارزیابی دکتر محمد زاهدی اصل، جامعه شناس و نسترن حسنلی، مشاوره خانواده از این رفتار اجتماعی است که کم کم دارد در جامعه و به ویژه در میان جوانان به معضل تبدیل میشود.
سالهایی که رنگ میشوند
«مگرسال هم رنگ دارد! اینها یک شگرد روانشناسی است که بعضیها به کار میگیرند که در جامعه تأثیرگذار است و به این ترتیب اجناسشان را به فروش میرسانند»، اینها را دکتر زاهدی اصل میگوید و اضافه میکند:« برای مقابله با این بازار مصرف گرایی افراد جامعه باید نسبت به این ترفندها هوشیار باشند و توجه کنند که جوانهای ما شادی و نشاط میخواهند، باید به این هم توجه کرد که بیش از 40درصد جمعیت جامعه ما جوانها هستند، این قشر احتیاج به تفریح دارد و اگر مسولان امر زمینه تفریحهای سالم را برای جوان فراهم نکنند، این نیاز در محیطهای دیگر برطرف میشود! و در این صورت معلوم نیست عاقبت این تفریح خواهی و هیجان طلبی چه میشود!» وی درباره نحوه آسیبرسانی این افکار در نوجوانان وجوانان معتقد است: «دراین بازار گرمیها مطالب و باورهایی به خریدار القا میشود که ممکن است در نهایت یک رنگهای جلفی در بیاید که وقتی تبدیل به کالا و سخت افزاری همچون لباس میشود شکل عجیب و غریبی به خود بگیرد و چنین مسئله ای نشان دهنده آسیب در جامعه است.»
آموزش بازرسان برای کنترل بیشتر
زاهدی اصل برای مقابله با این آسیب در جامعه تأکید میکند:«ما باید به مشتریان و به خصوص به جوانان که اصلیترین مصرف کنندگان هستند آگاهی دهیم وهم باید بر مراکز خرید را نظارت کرد تا آدمهای فرصت طلب از این موقعیت سو استفاده نکنند.»وی میافزاید:«در حال حاضر در رسانهها اعلام میکنند که از اول اسفند ماه تعداد قابل توجهی بازرس در بازار و مراکز خرید از سوی اماکن فرستاده شده است، این اقدام خوبی است ولی بازرس فقط نباید قیمتها را کنترل کند باید بازرسها آموزش ببینند و در زمینه مد هم روی اجناس بازرسی داشته باشند.»
آموزش؛ سدی در مقابل تمام آسیبها نسترن حسنلی درباره مدهای رایج و رنگهای متفاوتی که در هرفصل وجود دارد میگوید:
« افراد فروشنده و دست اندرکاران در زمینه پوشاک یکسری محصولات جدید را به عنوان مدهای جدید عرضه میکنند که طبیعتاً جوانان به این سمت کشیده شده و حتی از وسایلی که در اختیار دارند هم استفاده نمیکنند، در اصل ایجاد مد،رنگ خاص و هر آنچه شما تصور کنید و در این قالب بگنجد یک چشم و هم چشمیهایی را در جامعه برای افراد بوجود میآورد که بسیار آسیب زاست.»
وی تأکید دارد در اصل دست اندرکاران پوشاک در پیایجاد بازار مصرفگرایی هستند و نوجوان و جوانهای ما مدت هاست که گرفتار این مسئله هستند و این مسئله آسیبهای دیگری را در پی دارد که لازم است با این آسیب در بین نسل جوان مقابله کرد.
از نگاه این مشاور و آسیب شناس نحوه برخورد با این آسیبها در جامعه به تربیت نوجوانان و فرهنگ خانوادگی آنها بستگی دارد، اگر زیر بنای شناختی درستی به لحاظ تربیتی و فرهنگی در نسل جوان ما شکل نگرفته باشد و این قشر از هویت درستی بهرهمند نشده باشند تمامی این موارد میتواند آسیب زا باشد؛ چرا که بدون شک این نسل دچار سر درگمی خواهند شد و به همان نسبت از خانواده هم دور میشوند و این مدگرایی میتواند باعث اختلافاتی در بین اعضای خانواده شود.
لباسهای برازنده بهترین مد برای هر فرد
به گفته حسنلی ممکن است جوانان به واسطه لباس و ظاهرشان در گروههایی پذیرفته شوند که خیلی جایگاه مناسبی در جامعه ما نداشته باشند. همین پذیرش در گروههایی که دارای انحرافات اخلاقی، سیاسی و فکری هستند ممکن است برای جوان و نوجوان گران تمام شده و سبب شود حتی گاهی سر از نا کجا آباد در آورند! از نگاه وی برای مقابله با این آسیب در جامعهای که در آن زندگی میکنیم اگر بخواهیم مد را در اختیار نوجوان و جوان قرار ندهیم فرد دچار تعارض میشود.
به نظر حسنلی بهترین راه برای مقابله با آسیب مد و مدگرایی این است که ما این مفهوم را در نسل جوان جا بیندازیم که رنگ، لباس و مدلها همه برای پوشش هستند؛ اگر این مفهوم در بین جوانها جابیفتد در واقع بخشی از همان اصل هویت شناخته شده است که برای چه و چگونه باید زندگی کنیم و به کجا باید برویم، چه مهارتهایی را باید کسب کنیم. اگر این مفاهیم در جوان شکل بگیرد، دیگر به رنگ و لعابهایی مانند مد و رنگ سال توجه نمیکند . در این دیدگاه دیگرموقع خرید به این فکر میکنیم که چه لباسی برازنده شخصیت ماست و این لباس در چه مکانی باید استفاده شود، در این دیدگاه دیگر به مد و رنگ نیاز نیست و هر چه هم که تبلیغات هجوم بیاورند باز نوجوانان و جوانان راه خودشان را پیدا میکنند.